پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1402/10/02
ناشناسحقوقی

سوال 991555

سلام خدمت دوستان.همسرم واسه مهریه درخواست داده بود ابلاغیه اومده واسه نوبت اول دادگاه میخواستم بدونم چون شهرمحل دادگاه خیلی دوره وقت واسه حضورندارم نیازجلسه اول برم ؟بعد درجلسه اول دادگاه چه موضوعاتی بررسی میشه؟ممنون از وکلای عزیز
1402/10/02

سوال 991552

سلام. پسرم 27 ساله مجردم، من گاهی روحیاتم مذهبیه گاهی از مذهبی بودن خسته میشم.نمیدونم چمه ثبات ندارم به نظرم طبیعیه؟ مثلا چندروز نماز جماعت میرم ولی چند روز نمیرم و خوشم نمیاد، برای ازدواج گاهی همسر کاملا مذهبی دوست دارم گاهی متوسط. نمیدونم برای انتخاب همسر آینده چکار کنم چطوری انتخاب کنم؟ می ترسم ازدواج کنم این بی ثباتی اذیتمون کنه
1402/10/01

سوال 991550

سلام خداقوت. خانم هستم چند وقتی هست بدنم دچار خشکی زیاد شده به طوری که دستام و پاهام ترک های کوچکی میزنه.یبوست دارم موهام ریزش داره و موخوره میزنه سردرد دارم صورتم تیره شده و لک و جوش میزنه همراه خارش .طبیب تشخیص سردی مغز و قلب دادن و حرارت کبد. زودرنجم ،بدبینم،کنترل خشم ندارم و به راحتی عصبی میشم و زود پشیمان،گاهی دچار حسادت میشم. توصیه هایی که طبیب گفتن رو انجام دادم اماجوش بدنم و حالت تهوع و ...بیشتر شد ممنون میشم راهنمایی کنید..ضمنا بچه شیر میدم
1402/10/01

سوال 991549

سلام . بنده پسری ۲۹ ساله هستم که حدود چند ماهی است که ازدواج کردم . بنده به مدت ۱۳ سال دچار خودارضایی بودم و این اواخر هم خیلی زود ارضا میشدم . الان که ازدواج کردم کمتر از ۱۰ ثانیه بعد از دخول ارضا میشم و دچار زودانزالی شدید هستم . نعوذم هم مانند قبل نیست و تقریبا هیچ لذتی از معاشقه و رابطه جنسی نمیبرم و ارگاسم ندارم . تو رو خدا اگر میتونید راهنمایی کنید که چکار باید بکم این مسئله خیلی روی زندگیم تاثیر گذاشته . تو اینترنت هم خوندم داروهای ضدافسردگی میل جنسی و ارگاسم رو از بین میبرن و عوارض روحی هم دارن . خالا باید چکار کنم . مشاور های محترم لطفه راهنماییم کنید . اگر کسی از دوستان هم تجربه مشابهی داشته ممنون میشم کمک کنید
1402/10/01

سوال 991546

سلام. در آشنایی هایی که جدیدا داشتم به این مورد خیلی برخوردم که آقایونی که باهاشون آشنا شدم به شدت به مادرشون متکی هستند. طوری که خودشون واضح میگن، هم صحبت اصلیشون مادرشون هست و حتی برای خرید لباس هاشونم مادرشون تصمیم میگیرن. این مورد که میگم در یک نفر یا دو نفر نبوده حداقل چهار یا پنج آقا همین رو گفتند. سوالم اینه که این وابستگی آقا به مادرشون با ازدواج کمتر میشه یا تغییر نمیکنه؟؟ و اینکه چرا این نوع آقایون در سن های حدود ۳۰ ، ۳۲ سال اینقدر به مادرشون وابسته هستند که حتی قدرت تصمیم گیری ندارن؟!
1402/10/01

سوال 991545

سلام وقت بخیرخونمون مهمانی داشتیم و مادرم هم تشریف آورده بودند.روی صورتشون یه چیزی شبیه خال یا جوش همیشه بود که من متوجه شدم رویش مثل زخم رویه بسته زرشکی رنگ است.بهشون که گفتم ،گفتند نمی دونند چی شده وگفتن حتما خاروندم و کمی پوستش کنده شده.ولی خودشون هم نمیدونستند خون آمده یا نه.آن شب در غذا پختن و پذیرایی کمک من کردند و خودشان هم از خانه غذا پخته و آورده بودند.حالا من مدام فکر می کنم آن زخمی که من دیدم احتمال اینکه خون آمده و نجس باشد زیاد است.و چون در اعضای وضو بوده حتما نجاست به جاهای دیگر هم سرایت کرده و ایشون با همون اوضاع آشپزی کردند و به من کمک کردند.آیا هر جا که ایشون با آن تماس داشتن نجس شده؟من مدام فکر می کنم گاز و یخچال و غذا و وسایل زندگی ایشون و من هر دو نجس شده.چیکار کنم؟
1402/10/01

سوال 991544

مردی هستم ۲۹ ساله،تحصیلکرده و اخلاقی،دنبال همسری با اخلاق و باهوش هستم.راهنمایی کنید
1402/10/01

سوال 991543

سلام خسته نباشیداختالف سنی دوازده سال می‌تواندباعث اختلاف درزندگی شوددخترخانم سن 38سال واقاپسر50سال وهردومجردبدون سابقه ازدواج هستند
1402/10/01

سوال 991542

سلام بنده جوانی هستم از شهر قم که فعلا شرایط ازدواج ندارم.ولی برای جلوگیری از افتادن در دام گناه تمایل به ازدواج موقت دارم کوتاه مدت دارم.از کجا میتونم افراد مورد نظر را پیدا کنم؟؟
1402/09/30

سوال 991540

سلام وقت بخیرمن یه دختر نوجوونم ۱۶سالمه مذهبی ام هستم خیلی احساس خلا عاطفی میکنم پدرم آدم سردیه یعنی بلد نیست محبت کنه همیشه آدم ساکتی بوده بزور مگه تو خونه دو کلمه حرف میزد اونم وقتی سوال می کردیم یه مدت به مامانم گیر دادم بهش بگه هی گفت و گفت خیلی بهتر شده اگه قبلا حرف نمی‌زد زیاد یا غیر مستقیم چیزی رو میخواست ازم یا محبتی میخواست بکنه الان باهام کم و بیش حرف میزنم وقتی چیزی بخواد یا چیزی بخوام یا چیزی برام تهیه کنه رو در رو میاره برام طرفداری می‌کنه ازم مثلا اینکارو برام بکن فلان بیا غذاتو بخور اینو برا تو آوردم و...یه مدت خوشحال بودم از اینکه از سکوتش دست کشیده و محبت می‌کنه خودمم سعیمو کردم و میکنم اما جدیدا اصلا برام مهم نیست دیگه دغدغشو ندارم خوشحالم نمیکنه من کلیییییی رفیق دارم ولی با هیچ کدوم صمیمی نیستم کسی که بتونم راحت باهاش حرف بزنم چیزای عادی رو (نه خصوصی که دوست ندارم)سانسور نکنم بگم بخندم تفریح کنیم باهم پیگیر هم باشیم ولی نیست من با اینکه شخصیت غالبم درونگراس اما دوستای زیادی دارم اما هیچکس نیست باهاش حرف بزنم بگردم پیگیرش باشم پیگیرم باشه همیشه تو مدرسه تنها چند دقیقه میرم توی بحث اون اکیپ بعضی همکلاسیام اما یکم که میگذره کم کم حوصله ام سر می‌ره همش قبطه میخورم بهشون که اینقدر باهم صمیمی آن و اکیپ تشکیل دادن به قول دوستان من همیشه ارتش تک نفره ام با اینکه باهم خیلیم خوبم میگم میخندم حرف می‌زنیم درد و دل میکنیم اما من با سانسور بعضی چیزا به خاطر اینکه شخصیتشون میشناسم میترسم چه مذهبیا چه غیر مذهبیا من نتونستم با کسی ارتباط صمیمی بگیرم البته قبلاً دوست صمیمی دوران کودکیم تا وقتی کلاس هشتم بودم خیلی باهم خوب بودیم ولی اون برونگراس از نهم به بعد دیگه اون ارتباط قبلیو نداشتیم ازم فاصله گرفت چسبید به یکی از همکلاسیام دیگه ولش نکرد تا رفتیم دهم و دوستای جدید هم رشته خودش با منم خوب بود ولی ن مثل قبل الان نه دیگه محبتای کوچیک در نظر من بزرگ بابام اون خلا عاطفیمو پر می‌کنه نه دوست صمیمی دارم دلم میخواد ازدواج کنم دلم یه همدم میخواد که باهم بگردیم تفریح کنیم حرف بزنیم حمایتم کنه محبت کنه برام هدیه بخره پول خرج کنه نیاز جنسی هم بهم فشار میاره خیلی اذیتم و... اما از این طرفم با اینکه خواستگار دارم میترسم از ازدواج میترسم اشتباه کنم میگم که نکنه بعداً پشیمون شم و یه حال و هوای و هوس زودگذر نوجوانی باشه یا نه واقعا وقتشه ؟ یا میگم اگه ازدواج کنم دیگه درگیر بشم نتونم درس بخونم چی؟ درسمم عالیه رشتم تجربیه جدیدا حتی ارتباطمم با خدا کم شده همش تو خودم غرقم کم خونی شدیدم گرفتم به خاطر یه مسئله ای بدتر شدم همش نشخوار فکری استرس و اضطراب در کل طول روز افت تحصیلی ام داشتم چه به خاطر این مسئله خلا عاطفی چه به خاطر کم خونی که اذیت شدم تمام علائمش باهم و حالم خوب نبود هی این دکتر به اون دکتر افت تحصیلی ام یعنی اینجور که من دانش آموز برتر کلاس بودم الان حتی از تنبلای کلاسم پایین تر اومدم از استرس و اضطراب مداوم حتی نمیتونم یه کلمه درس بخونم و فراموش میکنم یا قاطی میکنم حتی وقتیکه هم خوب خوندمم!چیکار کنم؟؟؟؟؟ تموم زندگیم مختل شده 😩
1402/09/30

سوال 991538

خانمی هستم که علاوه بر داشتن بچه و زندگی خوب و آروم و کارمند بودن خودم و همسرم و بعد ده سال زندگی مشترک متاسفانه همسرم را درحال خیانت در منزل خودم با خانمی که دختر آخوند بودن و مجرد بودن دیدم...از همسرم توافقی جدا شدم و با بچه ام زندگی می کنم...برام قابل هضم نیست که چراااا؟ چطور دلش اومد با ما این کارو انجام بده؟؟؟ ۷ سال از این جریان می گذره و من میگم چرا این اتفاق افتاد؟؟؟ هر بار هم دلیل کارش پرسیدم غیر منطقی جواب داد مثلا من مرد هستم و تنوع طلب_ خدا و قرآن و دین و ایمان گفته من می تونم دوتا زن بگیرم_ ....و من همچنان به همه آقایون بی اعتماد هستم...و نگران
1402/09/30

سوال 991537

چگونه می توانیم اعتیاد به تماشای فیلم های پورن را درمان کنم؟آیا در آینده ازدواج تاثیر می گذارد؟

صفحه 577 از 82629