پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/08/27
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995688
با سلام و وقت بخیر ببخشید آقایی که سه بار عقد ناموفق داشته و بدون رابطه زناشویی بودند، چیکار کنیم تا بهتر بشناسیمشون؟ آیا سؤال از خانمایی که قبلا عقد ایشون بودند خوبه؟ چی بپرسیم و چطوری؟ البته هر کدوم از یه شهر مجزا هستند. خودشون اصفهانی و دختر خانم اول اصفهانی، دومی تهرانی و سومی مشهدی هستند. منم از یه شهر دیگه هستم.شرایط خوبی از لحاظ ایمان و شغل دارند اگه صادقانه بگن و از نظر مالی نمیگم. ولی این مورد به نظرتون نگران کننده هست؟
۴ پاسخ۸۱ بازدید
1403/08/27
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995683
سلام دوست عزیزببخشید من دخالت میکنماما اقایی ک هنوز نیومده، اینقدر حاشیه داره، بنظرم ارزش فکر کردن نداره. من نمیدونم بعضی اقایون چرا اینقدر اعتمادبنفس کاذب دارن
۱ پاسخ۱۶ بازدید
1403/08/25
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995665
سلام.وقت بخیر.یک ماه پیش با اقایی به صورت سنتی معرفی شدیم به هم و خواهرشون تماس گرفتن برای اشنایی.من ۳۵ ساله و این اقا ۴۴ ساله هستنمن ازدواج نکردم تا به حال و ایشون هم گفتن که ازدواجی نداشتن.همون دوهفته اول اشنایی چندباری همدیگرو دیدیم و از طریق چت یا تلفن باهم در ارتباط بودیم ولی بعدش ایشون به بهانه مسافرت و کار و خانواده میگن که سرشون شلوغ شده و کمتر از قبل پیگیرن ولی اگر من هم پیام ندم یا پیگیری نکنم خودشون حتما پیام میدن و ناراحت میشن از اینکه چرا من اصلا بهشون پیام ندادم.از صبح که سر کار هستن پیام میدن ولی شب که میرن خونه معمولا به ندرت پیام میدن.الان من نمیدونم رفتارشون طبیعیه و من سخت میگیرم یا اینکه ممکنه متاهل باشن و این رفتارشون و کنارهگیری های موقتشون مربوط به این باشه.من حتی بهشون گفتم یک بار که شما مرددی و تکلیفت مشخص نیست و ایشون خیلی جدی گفتن که میگن خانوادشون رسما تماس بگیرن ولی من گفتم صبر کنن. الان من نمیتونم رفتاراشون و درک کنم و نمیدونم باید چی کار کنم.
۳ پاسخ۳۰ بازدید
1403/08/23
ناشناسپزشکی و سلامت
سوال 995657
چون سنم ۴۳است میخواهم زودتر ازدواج کنم برای بچه دارشدن
۲ پاسخ۱۵ بازدید
1403/08/23
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995656
سلام وقتتون بخیر با آقایی ۳۲ ساله در ارتباطمایشون کاری انجام دادن که باعث دلخوری من شد و خودشونم قبول کردن که کارشون اشتباه بود و معذرت خواهی کردن اما من موقع ناراحتی سرد میشم۲۰ دقیقه ای من بی محلی میکردم ایشون داشتن معذرت خواهی میکردن و گفتن تکرار نمیکنن و سوال میکردن منو دوس داری ؟ منو میبخشی ؟منم با تمسخر جواب میدادم و آخرش گفتم باشه دیگه میبخشم میخوام برم خونه ، من رفتم خونه بعد از دو سه ساعت که چت کردیم ایشون سرد بودن و کلی گلایه کردن که من اصلا انتظار همچین برخوردی رو ازت ندارم کاش فحش بدی داد بیداد کنی ولی بی محلی نکنی اینقد به من حس بی ارزشی و آویزون بودن ندی منو کوچیک نکنی خرد نکنی من دلم شکست من تحقیر شدم و شببخیرمن معذرت خواهی کردم و دچار عذاب وجدان شدم ولی بنظرم رفتارم اونقدری بد نبود و حس کردم ایشون فرار میکنن از موضوع اصلی و میخوان منو مقصر نشون بدن و موضوع بحث عوض بشه
مشاوره خانواده1قهر کردن1رابطه خارج از زناشویی1چیکار کنم زود ناراحت نشم1قهر و آشتی های دوران آشنایی 10+
۴ پاسخ۱۶ بازدید
1403/08/22
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995654
سلام دختری ۴۷ ساله هستم با موردی خارج از همدم آشنا شدم ۵۸ ساله با سابقه ازدواج و یک فرزند متاهل. ۳ جلسه تلفنی صحبت کردیم و یک جلسه دیدار داشتیم قرار شد ادامه بدیم چند سوال دارم. ۱ اینکه گفتم نظرش در مورد مشاوره رفتن چیه گفت اگه به تفاهم برسیم ولی مشاور بگه مناسب هم نیستید یا برعکس عدم تفاهم و مشاور بگه مناسب هم هستید چه میکنید ..۲ پوشش آقا برام قابل قبول نبود شلوارشون جین بود خیلی بلند بود تا زده بود چرا قبلا کوتاه نکرده بودن چطوری میتونم عنوان کنم بهشون ..که بهش برنخوره .چون گفت اگه نکته ای می بینین که قابل حل هست بهم بگین توجه و حواسم متمركز میکنم ..۳ در مورد درامدشون چطوری سوال بپرسم ..۴برای دیدار دنبالم اومدن و برگشت هم رسوندن.برای دیداری بعدی قبول کنم باهاشون برم و برگردم یا خودم بروم ...،؟؟
۳ پاسخ۲۰ بازدید
1403/08/22
سوال 995652
سلام.وقت بخیر.من ۷ ماه توی رابطه و آشنایی با یه خانم برای ازدواج بودم از اوایل اشنایی دچار یه سری اختلافات بودیم که خانم میگفت مشکلات حل میشه...الان تو دوره نامزدی هستیم و هنور عقد نکردیم ولی مشکلاتمون جدی تر شده و خانواده ها هم در جریان این مشکلات هستن...پیشنهاد رفتن به مشاور رو مطرح کردم و با اکراه قبول کردن و میگن مشکلات رفع مبشه و نمیخوام تورو از دست بدم...ولی من فک میکنم این مشکلاتشون زیاده و تو ازدواجم قطعا به مشکل میخوریم به نظرتون باید چیکار کنم
شروع مشکلات خانوادگی1مشاوره خانواده1اختلافات دوران نامزدی1جدایی در دوران نامزدی1دوست داشتن هیجانی111+
۴ پاسخ۲۶ بازدید
1403/08/22
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995650
سلام من دختری هستم ۴۴ ساله که در سازمانی مشغول به کارم و موقعیت اجتماعی خوبی دارم حدود دو ماهی هست من در مورد دو آقا حس خوبی برای ازدواج و رابطه داشتم و همیشه آرزوم بود یکی از این موارد موقعیت ازدواجم بشه الان یکی از اونها بهم پیشنهاد داده بعد همه چیزش رو دوست دارم اعتقادی خوش پوشی تحصیلکر ده فقط متاسفانه فهمیدم ۱۰ سال کوچکتره الان واقعا تو برزخم ایشون ابراز علاقه میکنه و میگه اصلا برای من مهم نیست ، اما من میگم نکنه الان فقط در حد حرف باشه .به من میگه چرا انقدر من رو شما خطاب میکنی من هی به خودم میگم ما همکاریم نکنه دلبستگی کاذب به وجود بیاد من موندم چه کار کنم اما کشش دارم بهش🙄
۴ پاسخ۲۶ بازدید
1403/08/20
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995640
سلام. دختری هستم متولد ۷۷ سالمه خواستگاری بهم درخواست آشنایی دادن که متولد ۷۰ هستند و هفت سال و هفت ماه ازم بزرگتره و یه جلسه دیدار ۴ساعت و نیم در پارک و کافه داشتیم . ایشون نسبتا شرایط خوبی نسبت به موردهای دیگم دارن مثلا محدودهی سکونت شون نزدیکه ، طبیعت گرده و قله نورده و کوه نورده که همیشه تو رویاهام بوده و دوست داشتم این مسائل رو با همسرم تجربه کنم و چون خودمم اهل طبیعت گردی و سفر هستم خوشم اومده و از لحاظ اخلاقی هم مورد پسندم بودن ولی خب شرایطی دارن مثلا که از همه مهمتره تک فرزنده که البته نسبت به خواستگارای دیگم که تک فرزند بودن پخته تر به نظر میرسید (ازنظر عقلی) و مورد دیگه وقتی عکس پروفایلش رو دیدم به دلم نشسته بود و ایشون هم خداروشکر درخواست ارسال عکس ازم نخواستن و یه راست رفتیم همو دیدیم و در همان لحظه ی اول متوجه شدم چشاش چپه و جا خوردم ولی هیچ رفتار ناشایستی انجام ندادم و کاملا بهش نگاه میکردم و به حرفاش گوش میدادم تا اینکه بهم گفت ۳ بار چشاش رو عمل کرده و من پیش دستی کردم و یهجوری که مثلا ناراحت نشه در مورد چپ بودن چشاش پرسیدم و حتی گفتم توی عکسا اصصلا معلوم نیست و البته اون عکسا قدیمی بودن و چهره اش خیلی نسبت به عکسا شکسته شده است و اون عکسا برای سال ۹۶ تا ۹۹ بوده و بعدش گفت که چشم راستش کاملا نابینا هست و من اصن تعجب کردم و جا خوردم و گف اصلا هیچکس متوجه نمیشه تا وقتی که خودش بگه در مورد نابینا بودنش و از همون دوران به دنیا آمدنش اینطوری بوده و گفت مامانش از یکی وقتی باردار یوده سرخچه گرفته و چشمش بخاطر این اینطوری شده و ازم پرسید که میتونم کنار بیام یا نه و من گفتم اصلا نمیتونم اون لحظه جواب بهش بدم و به نظرم خوشحال شد چون گف اگه اون موقع جواب میدادم جای تعجب داره و اینکه با همهی دخترایی که قرار میذاشته کلا فقط نهایتا تا یک ساعت صحبت میکردن و همه خاتمه میدادن و من اولین نفری هستم که این مدت باهم صحبت کردیم و خب البته چون من با بیشتر خواستگارام ۲ تا ۵ ساعت قرار میذارم برام عادیه البته خب بستگی داره چه موقع از روز باشه و اینکه البته بهش گفتم چرا هیچی از نابینا بودن یه چشمش توی فرمش ننوشته یا حتی مامانش اصلا به مامانم توی تلفنی که باهم صحبت کردن نگفته یا مثلا وقتی مامانم ازش پرسیده سربازی رفته با نه گفتش معاف شده بخاطر تک فرزند بودن اما وقتی ازش پرسیدم گفت بخاطر چشمش معاف شده و خب چون برادر خودمم یکمی پاش از به دنیا آمدنش مشکل داشت و عمل کرده و معاف شده خیلی عادی رفتار کردم و جتی گفتم بهش که خب یه برادرم رفته سربازی ولی اون یکی معاف شده بخاطر پاش ، قضيهی نابینا بودنش رو دو ساعت بعد از شروع مکالمون گفت و اینکه اوایل صحبت هامون چون من پرسیدم وسیله نقلیه مثلا موتور یا ماشین دارید یا نه گفت نه و بیشتر با مترو همه جا میره و چون خب من موتور دوس دارم گفتم مشکلی نیست ماشین نداری موتور هم خوبه و گفت اگه ماشین بگیرم من رانندگی میتونم بکنم یا نه و من خب چون گواهينامه ندارم و همش امتحان شهرش رو میافتم گفتم بهتره خودش رانندگی بکنه و من حالا در آینده شاید تونستم قبول شم اما خب خودش گفت گواهينامه داره ولی خب باباش ماشین داره اوصولا باباش رانندگی میکنه حالا من چون اون موقع نمیدونستم از نابیناییش اصلا توجه نکردم ، و الان تازه یادم افتاد که چرا این موضوع رو مطرح کرد و گفت ماشین میخره اما اگه خواستم من بشینم پشتش اون موقع خوشحال شدم گفتم تنها پسری هست که اینو میگه چون باقی پسرا هیچ وقت نگفته بودن من برات ماشین میخرم ؛ الآن موندم آیا واقعا گواهينامه ی ماشین داره آیا یا نه ؟! بهش آیا دادن ؟؟ بهش گفتم حداقل ۴ روزی وقت میخوام که فکرام رو بکنم و جواب بدم.و حتی ازش پرسیدم آیا اجازه دارم به خانواده ام در مورد نابیناییش بگم یا نه که گفت اگه میتونی کنار بیای به خانواده ام بگم اگه که نه اصلا نگم ، من بعد از دیدارمون حالم خیلی بد بود و اصلا نمیدونستم چیکار کنم و تا فرداش صبر کردم و چون مامانا همش میپرسن که چیشد نظرت چیه و اینا و همش غر میزنه که بالاخره با یکی از این خواستگارا ازدواج کنم و گل بی عیب خداستهیچ کس کامل نیست و اینا و چون اول گفتم بهشون نظرم منفیه و مامانم گف این که خوب بود نسبتا البته اصلا شغل خوبی نداره و درآمدش کمه ولی مثلا خونه برای زندگی داره از نظرشونون قابل قبول بود و نتونستم طاقت بیارم و گفتم بهشون که چشاش چپه و کاملا یه چشمش نابیناست الآن اوناهم کلا تو شوکن ولی من راحت شدم و نمیتونستم دووم بیارم و داشتم خفه میشدم و گفتم . حالا من چون آدم منطقی هستم و خیلی محتاطانه رفتار میکنم و صبورم و همه جوانب رو در نظر میگیرم و با عجولانه تصمیم نمیگیرم گفتم از شما راهنمایی بخوام که بببنم نظرتون چیه ؟و من چیکار کنم ! چهره اش هم معمولی بود تا حدودی به دلم نشست و ازش بدم نیومد ، قدم هم بلنده و زیاد ازم بلند نیست اما چون ورزشکاره و هیکلن خوشم اومد و البته گفت یکی از دوستاش تو قله نوردی که چندسال پیش بود فوت شده و از تیم ۵۰ نقره فقط تعداد کمی برگشتند و خودش اون موقع نرفته و جا مونده و رفیقش در اخر فوت شده دیگه نمیره و ترسیده و خب بهتر من واقعا میترسم و دوست نداشتم بره چیزی نگفتم و گف حاضری امتحان کنی طبیعت گردی و ... رو من م گفتم دوس دارم تجربه کنم و هیجان داره خوشش اومد.ببخشید که این همه نوشتم اما واقعا به نظرم لازم بود که همه چیز رو بنویسم و بگم . راستی مامانم اینا فکر کنم نظرشون منفی باشه البته نمیدونم هنوز چون ازشون نپرسیدم ولی از وقتی که موضوع رو فهمید دیگه غر نزد یا دوستام رو تو سرم نزد که همشون بچه دارن شوهر کردن و من هنوز هیچی یا با هرکس حرف میزنم روش ایراد میذارم البته من همه رو منطقی رد میکنم و با مشاوران همدم یا بیرون مشورت میکنم و خداروشکر تا الآن هیچ وقت پشیمون نشدم ، حالا فردا ازشون میپرسم ببینم نظرشون چیه ...راستی لطفا سوالایی یا چالش هایی رو هم مطرح کنید بهم که متوجه بشم آیا مثلا به مامانش یا باباش وابسته هست یا نه چون تک فرزنده و مثلا استقلال فکری داره یا نه ... که البته وقتی این همه مدت میرفته مسافرت و اینا معلومه که وابستگیش نسبت به والدینش نسبت به خواستگارای دیگم که همشون بچه ننه بودن و معلوم بود ولی این خیلی کمتره.راستی گفت یه عکل دیگه هم داشته که تیروئیدش رو کلا درآورده و الآن قرصش رو میخوره گفتم چرا گف باید در میاورده و خطرناک بوده ... میخواستم بدونم مهمه یا نه مثلا ربطی به بچه دار شدن داره یا نه هم تیروئیدش هم چشمش ؟ مثلا ارث بده به فرزندشچون دقیقا یه خواستگار داشتم همشون کم خونی شدید داشتند هم خودش هم ۳تا برادرش و هم مامانش (یاد اون افتادم گفت به بچم هم میدم) گفتم شاید اینم اینطور باشه ولی خودش هیچی نگفت البته منم نپرسیدم ازش یادم نبود تو شوک بودم اون موقع 🤦🏻♀️ ممنون میشم کمکم کنید و نظرتون رو بفرمائید🙏🏻🌹
۴ پاسخ۳۱ بازدید
1403/08/20
سوال 995639
سلام وقتتون بخیر برادری دارم۳۲ساله متاسفانه تا آلن هیچ اقدامی خودش بر ازدواج نکرده من هم از خیلی روش ها وارد شدم ک این ازدواجی بشه نشد متاسفانه از اونور پسر اول خانواده هست باید خیلی زودتر ازین حرفا ازدواج میکرده نکرده آیا راه حلی دارین جواب بده بهم بگین ممنون میشم تشکر
۴ پاسخ۲۷ بازدید