پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/06/14
ناشناسخانواده و روابط
ازدواج دو نفر هم سن ۳۵ ساله
بطور کلی نظرتون با ازدواج دختر پسری که هر دو ۳۵ سالشونه چیه؟
۳ پاسخ۹۷ بازدید
1404/06/14
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
نشانه ی پختگی در آقایان
آیا آقا پسر 35ساله ای که در مرحله آشنایی و قبل از جواب بله گرفتن به دختر خانم ابراز علاقه می کنن و... نشان از عدم پختگی نیست
دختر خانم حدود یک سال بزرگتر هستن
۳ پاسخ۱۰۵ بازدید
1404/06/14
ناشناسخانواده و روابط
ازدواج با خواستگار گذشته
سلام ازدواج با خواستگاری که قبلا خواستگاری کرده ولی همه چیزش خوب بود والان بهتر شده.
ولی دلیل جواب رد دادن بخاطر این بود که بنظر خودش من ملاکهای اولیه اون رو نداشتم.
وشاید هماون سخت میگرفت.اونموقع ه یکهفته حرف زدیم
الان دوباره پیشنهاد داده ولی رفتارش بهتر شده در ظاهر.
الان چکار کنیم؟
۴ پاسخ۱۰۶ بازدید
1404/06/14
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
فروپاشی روانی
سلام واقعا دارم به فروپاشی روانی میرسم دیوانه دارم میشم هر خواستگاری سراغ میگیره یا زنگمیزنه حالم بد میشه و عصبی میشم و دلم میخواد همه رو بزنم قبلا اینجوری نبودم یکماهه اینشکلی شدم نمیدونمچم شده با کی دارم لج میکنم هر سری یک بهانه میارم اینکه شغلش فلانه من تحصیلات مهمه البته اینکه خودم ادم بلند پروازی ام هستم بی تاثیر نیست دلم میخواد پیشرفت کنم و خانوادم وقتی ادمی باشه که شغلش خوب باشه و ی لیسانس داشته باشه کافیه و میگن ادمای درسخونده کار ندارن یا عرضه ندارن با خانوادم ابم تو یک جوب نمیره به خدا تحمل سر اومده تحمل زخم زبون و همش گریه گفتن به خاطر اینکه میگی اعتقاد ب رهبری داری همش میرن و نمیان اینارو نگو زندگی این نیس میگن تحصیلات مهم نیست خانوادم حتی من مدرسه فرهنگ قبول شدم گفتن کجا میخوایی بری اینهمه راهو من بچه بودم و چیزی نمیفهمیدم مدرسه به این خوبی رو از دست دادم منو تو همه چیز ازاد میذارن ولی روحیات برونگرایی و بلندپروازی هام به پای بقیه نمیرسه ۲۳ سالمه وکالت خوندم دارم ارشد میگیرم تدریس زبان میکنم رویاهای زیادی دارم ولی روح و روانم داره بهم میریزه قبلانم اینجا کمک خواستم ولی جواب درستی نگرفتم روحیه شاد و پر انرژی م نمیخوام نابود بشه من بین ی عالمه ادم درونگرا ک چالش نمیپذیرن گیر کردم دلم میخواد مثلا برم تهران درس بخونم یا برسم بالا ها
منه ۲۳ ساله مثل یک مرد باید همه مشکلاتموخودم حل کنم فقط انتظار دارن تصمیم درستو بگیرم و اصلا یه کمکی نیس اینکه درک بشم اینکه بدونن زمونه عوض سده دلم میخواست ازدواج خوبی بکنم ولی دیگ کلافه شدم کاش یه ذره درک میشدم باور کنید ت همه زندگیم همیشه خودمو مقصر همه چیز دونستم ی ذزه ب خودم حق نمیدم حوصله زخم زیون ب خاطر اعتقادم به ولایت فقیه دید بزرگم به دینم و ارزوهام ندارم دیگه دارم روانی میشم تهشم هی میگن خودتو بدبخت کن
یه خاستگار. داشتم مثل خودم بلند پرواز و همه اعتقادات عین هم نشد که بشه ناخوداگاه ذهمم پیش اونه تحصیلات بالا و دید پیشرفتانه
باز کسی دیگ بود مهندس بود و من قبول کردم و حتی گفتم مشکلی ندارم ت خونه احازه ای زندگی کنیم واقعا برای مسائل اقتصادی سخت نمیگیرم ولی خودش دیگه نیومد
نمبدوم چرا همه علیه منن😭😭😭 کاش یکی ازین فروپاشی روانی نجاتم میداد
۳ پاسخ۱۲۸ بازدید
1404/06/13
ناشناسخانواده و روابط
فرهنگ متفاوت خانواده با فرزندان
سلام پدر و مادر من تصمیمات نابالغانه و اشتباه زیادی ازشون سرمیزنه و ساده ترین تصمیمات رو نمیتونن بدرستی بگیرن تنش زیاده بینشون گفتگو بلد نیستن ارتباط و تعامل مناسب و طولانی مدتی با دیگران نمیتونن داشته باشن ما ۳ تا بچه ایم که هممون سن ازدواجمون گذشته خواهرم نزدیک ۴۰ برادرم ۳۶ خودم ۳۲ سالمه. بطور خانواده ابرومند و مذهبی هستیم و ازارمون ب کسی نمیرسه اما تو برخورد نزدیکتر چون این تصمیمات درست نیستن باعث خیلی ارتباطات بقیه ماندگار نباش یا از سر رودروایسی باشه.سطح فرهنگ پدر و مادرم متاسفانه دقیقا همون چیزی که ما دوست نداریم با همچین خانواده ای وصلت کنیم و واقعا اذیت میشیم.من و خواهرم کلی خواستگار داشتیم و همرو بخاطر تصمیمات و رفتارشون دور کردن اولش که خاستگارای منو که کوچیکترم تا ۲۷ سالگی رد کردن الانم سن خواهرم بالا رفته خواستگار خیلی کمه و خودمم دارم ۳۰ و میگذرونم و نگرانم.ماهایی که پاسوز پدر مادرمون داریم میشیم و مسئله یکی دوتا نیست که ما بتونیم کاری کنیم از کنترل ما خارجه چیکار کنیم؟ از طرفی از نظز ظاهری بینیم بزرگه و هرکی میاد محترمانه تشریف میبره اغلب از شخصیتم تعریف میکنن ولی چه فایده وقتی میرن.خیلی سعی میکنم عزت نفس و اعتماد بنفس داشته باشم اما دیگه تو این سوال شل کردم واقعا خواست خدا از ما چیه اینکه خوشبختی دیگرانو بشینیم فقط نگاه کنیم؟ ۱۰ سال قبل توکل و توکل و توکل کردیم سعی کردیم رو خودمون کار کنیم رشد کنیم ولی بدون تغییر خانواده بازم چیزی تغییر نکرد و خدا درست نکرد ایندمونو الان تو اینده ۱۰ سال پیش بسر میبریم.
۳ پاسخ۷۷ بازدید
1404/06/13
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
مشاوره فوری فوتی
سلام و خدا قوت
قبلا هم خدمتتون گفتم که با دختر خانمی آشنا شدم از سایت بعد خواستگاری رفتیم خونه شون پیش مادرشون از بچگی زندگی کرده(پدرومادر شون از ۱۰سالگی ایشون و داداشش جدا شدن داداششم پیش پدرشون بوده) که با وجود اینکه من درخواست عکس نکرده بودم عکس پدر برادر و پسر دایی شون فرستاد و بعدش به من گفت عکس بفرستم و من هم برا امکان نداشت چون برا من عکس خواهرام که بهشونم گفتم در مورد عکس خواهرام اصلا و داداشمم نظامی نمیشه و دیگه چیزی نگفتن حالا بعد از ۴ ماه میگن نمیتونم با پدرم دیدار حضوری بزارم چون شغل رسمی ندارین و این همه مدت گفتم دلم میخواد عکس بفرستین نفرستادیم شما خواسته من براتون ارزش نداره
به نظرتون چکار کنم از جهت نماز و پوشش اینا یعنی دینش برام مهم بود پا پیش گذاشتم با این حرفا فکر میکنم کینه ای هستن چون چیزی که چند ماه پیش در موردش بحث نکردن دوباره یادشون افتاده به نظرتون باید تمامش کنیم چون شغل رسمی هم مطرح کردن و چ جور تمام کنم
۳ پاسخ۱۴۰ بازدید
1404/06/13
ناشناسپزشکی و سلامت
ازدواج کنید اقایون بیماری بیداد میکنه
دوستان اچ پی وی بیداد میکنه حس میکنم هشتاد نود درصد افراد با تجربه متعدد رابطه جنسی گرفتن
سه تا کیس عالی برایه پارتنر بودن پیدا کردم که هیچ کدومم فاحشه و خراب نبودن .
سنشون هم کم بین ۱۹ تا ۲۵ دانشجوی دامپزشکی صاحب سالن ارایش و.....
چون وسواس و ترس شدید دارم بردمشون ازمایش اچ پی وی و هر سه اچ پی وی داشتن
الان دو ساله با داشتن درامد بالای صد ملیون جرئت نمیکنم پارتنر بگیرم هر کی رو دست گذاشتم مریض بود اونم ادم های حسابی اصلا صحبت از ادم های خراب و چندین پارتنری نمیکنم .
من رو هر کسی دست گذاشتمداشت چه با سوال چه با ازمایش فهمیدم حس میکنم بالای نود درصد چند پارتنری ها دارند .نمی خوام بترسونمتون ولی با خانمی خواستید وارد رابطه بشید ببریدش ازمایش هزینشم دو ملیونه تو خانوم ها جواب ازمایش ۹۸ درصد دقیق هست تو اقایون حدود سی درصد .
من حساسم مریض بشم طرفمو میبرم ازمایش نود درصد شعورشون نمیرسه
اچ پی وی منفجر شده تو کشور کسی جرئتش رو نداره بگه و این بزرگترین ظلمه
۰ پاسخ۲۰۲ بازدید
1404/06/13
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
حس سرخوردگی
من یه حس کمی شبیه سرخوردگی دارم پیدا میکنم
من از جمله افرادی بودم که از بچگی سعی کردم روی پای خودم بایستم هیچ تابستونی بیکار نبودم میرفتم سرکار از. همون زمان که دبستان بودم من تفریحم کار بود تابستونا
وقتی خسته از کار برمیگشتم تا اتوبوس با خودم میگفتم درسم رو میخونم ...
علاقه داشتم همون موقع ها که تابستونا دستفروشی میکردم توی کتاب دست فروشی ها میچرخیدم گاهی کتاب معروف میدیدم میخریدم همونجا خیلی آدم حسابی ها رو میدیدم که هنوز تصویر چنتاشون توی ذهنم هست
یجورایی الگوی ذهنیم شده همچین آدمایی
از محله ما که همبازی ها به بیراه ها میرفتن پدرم که واقعا انسان شریفی بود ولی در دام اعتیاد گرفتار دعای مادر شامل حالا ما فرزندان شد منم خدا کمک کرد درسم رو خوندم اونقد که فوق لیسانس الکترونیک از دانشگاه نسبتا خوب گرفتم اونقد تلاش کردم سر پایان نامه که استادم خودش تعجب کرده بود واقعا بزرگترین نعمتی که خدا به من ارزانی داشته پشتکار خستگی ناپذیری بوده همه اون سختی ها رو بی تفاوت رد میکردم به امید روزهای خوب ...
الان خدا کمک کرده خونه خریدم ماشین متوسطی دارم کارم خوبه خدا رو شکر ولی در بحث ازدواج بسیار حس سرخوردگی دارم که با ۴۰ سال سن نه ازدواج کردم نه کسی برا آشنایی هست.
آخرین مورد با دختر عمه م صحبت کردم که چند روز قبل دربارش صحبت گفتم هرکس من رو نشناسه اون که باید بشناسه همه زندگی من رو میدونه ولی جوری رفتار کرد و کم محلی کرد که اونم نشه اون فقط سه چهار سال کوچکتر از من بود بچه نیست که بهش گفته بودم بخاطر فوت پدرم حس و حال جشن گرفتن ندارم هزینه ش هم برام سنگینه یه عقد محضری کنیم بریم سر خونه زندگی ولی آخرش گفت جشن میخواد که بحث شد و تموم شدن رابطه
یجورایی انگار با واقعیتی روبرو شدم که مثل کشیده بر صورتم نشست که پول حرف اول و آخر رو میزنه همه تصویر ذهنی مثبتی که از خودم داشتم نقش بر آب شده حس سرخوردگی دارم پذیرفتن اشتباه در این سن چه سودی داره غیر از حسرت و ناراحتی
۳ پاسخ۷۶ بازدید
1404/06/13
ناشناسخانواده و روابط
دوران آشنایی
با سلام وقت بخیر
من دختری۳۷ ساله هستم با آقایی حدود ۴ ماهه آشنا شدم ایشون ۳۵ سالشون هست از لحاظ مالی ورشکسته شدن و یه مقدار پس انداز دارن که میخوان ماشین بخرن و کار کنن(اسنپ)اون زمان که ما آشنا شدیم انبار دار شرکت بودن که تعطیل شد ایشون قصد داشت وام بگیره و تاکسی بگیرن که نشد و میگن دیگه قصد ندادم برم کارخانه بهتره برا خودم کار کنم این مدت یکی دوبار تموم شده آشنایی و به فاصله چند روز و برگشتیم دوباره
الان من پیش ایشون که بودم متوجه شدم یه نفر بهشون پیامم دادن وقتی بهشون گفتم اول که کتمان کرد بعد گفتم که یه نفره تو بیمارستان برا بیماری مادرم خیلی ما رو کمک کردبا من بی میل نیست ولی من اصلا جوابی بهش ندادم ولی اون پیام میده گفتم چرا جواب بده بگو پیام به من نده لطفا میگه نه جواب ندم خودش متوجه میشه و خسته میشه
و میگن ادم باید ذاتش درست باشه و خدا رو در نظر بگیره که خیانت نکنه وگر نه تو چطور میخوای متوجه بشی که طرف خیانت میکنه یا نه
من الان نمیتونم به ایشون اعتماد کنم واقعا درضمن ما از دوشهر به فاصله ۱ ساعت هستیم
خواستم نظر شما رو در رابطه با این آشنایی بدونم
۳ پاسخ۱۲۸ بازدید
1404/06/13
ناشناسخانواده و روابط
انتخاب همسر
چند بار درخواست آشنایی دادم هیچ دختری قبول نمیکنه اگه قبول میکنه میگه عکس بده یا قرار حضوری میزاربم جوابش منفی میشه سنم داره میره بالا مگه چهرم بده قبول نمیکنن چندین سال خیلی تلاش کردم نشد
۲ پاسخ۱۴۵ بازدید
1404/06/13
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
ترک همسر
سلام الان نزدیک به ۶ماه تو دوران نامزدی هستم ولی شوهرم ۲ماه هستش که رفت و آمد نمیکنه وقتی زنگ زدیم وعلت رو از مادرش پرسیدیم گفتن پسرم میگه اون دست منو داخل بازار نمیگیره یا اینکه منو تحویل نمیگیره ، چیزی که من این چندماه فهمیدم ازخانوادشون فقط میگن حرف ،حرف ما باشه . وچند تا بهانه دیگه درحالی که وقتی من باهاشون باهم بازار رفتیم وبرگشتیم چیزی نگفتن وصحبت الان مادرایشون مربوط به چندماه پیشه که بازاررفتیم والان دارن پسرشون به مادرش میگه درحالی که همون موقع میتونستن بگن واینکه سطح سوادمن کارشناسی هستش وایشون ابتدایی ،بعضی مواقع ایشون سطح سوادمن رومیارن پایین یافکرمیکنم بهم حسودی میکنه بااین طرزرفتار،من فقط چیزی روکه میدونم جواب میدم الان هم باهمین بهانه میگه ماباهم نمیسازیم وکنارکشیدن ومیگن توبرودرخواست طلاق بده به نظرتون بایدچکارکنم ؟
۳ پاسخ۱۸۳ بازدید