پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/02/24

احساس خلأ..

سلام وقت بخیر<br />نمیدونم از کجا شروع کنم من یک دختر 25 ساله هستم که در 11مرداد وارد26 سالگی میشم...<br />همه اطرافیانم اکثرا ازدواج کردند،خودم ادم ازدواجی نبودم ولی این شرایط باعث شده یک واهمه تو وجودم ایجاد بشه که سنم داره میره بالا، و دیگه موقعیتی مثل موقعیت های قبل برام پیش نمیاد، هرچند موقعیت های قبلم هم تعریف آنچنان نداشت، من هنوز ادم زندگی خودمو پیدا نکرده بودم.. این احساس خلا و تنهایی باعث شد به روان پزشک مراجعه کنم تجویز دارو.. شدیدا افکار خودکشی در سرم پرورش داده میشه، میگم که چی.. تهش که چی.. من تو روستا زندگی میکنم.. شرایطم هم باعث تشدید این اوضاع میشه، دختر منزوی نیستم همیشه تو دانشگاه فعال بودم، همه جا میرم منتهی باز اون حس مبهم تو وجودمه. نکنه دیگه هیچ وقت سرسامون نگیرم.. میترسم.. میترسم از خودم.. میترسم از زندگی..
1401/02/05

سوال 16548

سلام امیر هستم ۳۰ ساله چرا نسبت به اجداد و گذشته خانواده اصلا هیچ نقطه اشتراکی نداریم به لحاظ فکری و اجتماعی و دینی رفته رفته من طی دوسال هرچی کتاب خوندم بی دین تر شدم نه زندگی بی قیدو شرط رو دوسدارم نه زندگی ساده محدود نه عاشقانه نه جنگ نه شلوغی، نه تنهایی خودم تو تنهایی غوطه ور شدم از جسمی که دارم فاصله گرفتم نه دوستی دارم نه میخوام داشته باشم اصلا به خودم اهمیت نمیدم حتی دندونامم خرابن ولی مهم نیستن همه چی برام پوچه میرم پیش روانشناس اصلا حفظم که میخواد چی بگه خودم میدونم چرا و چجوری اینطوری شدم و راهکارش چیه ولی اصلا اقدام به بهبودی نمیکنم ارزوی مرگ دارم هر روز صبح از خدا نه حوصله گناه دارم نه کار خیر کلا همه چی و همه بر خوردا تو ذهنمه میگم برم پیش خواهرم حرکات و حرفاش تکراری تو ذهنمه بیخیال میشم یه نامزدی ناموفق داشتم تا با کسی ارتباط میگیرم تو ذهنم مرور میشه تا تهش و تموم میکنم و قطع میکنم ارتباطو عاشق شدم بیخیال شدم گفتم اخرش طلاقه بیخیال بی عشق زندگی میکنم میگم دلیلی نیست مرگ بهتره .
1401/01/29

سوال 16448

من من 21 سالمه احساس تنهایی میکنم فکر میکنم تنها ترین هستم. همه اطراف مسخرم میکن میگن عروس نمیشی. خیلی ناراحت میشم اما باز جلو آدم لبخند میزنم خسته شدم. همه فکر میکنم ازدواج نمیکنم همیشه تنها میشم 🥺😔
1401/01/15

سوال 16133

سلام به مدت طولانی تنها هستم خدایش این تنهایی داره خیلی اذیتم میکنه و یه مدتی هست از لحاظ روح و روان درگیر شدم هیچی خوش حالم نمیکنه و امیدی به زندگی ندارم دوس دارم کنار کسی باشم و اهدافمون نزدیک بهم باشه ولی متاسفانه با چند نفر اشنا شدم که هیچ کدومشون خوب نبودن و یا قصد و منظور دیگه ای داشتن چون خودم قصدم ازدواج هسته خیلیا فقط دنبال دوستی هستن بعدش رهات میکنن و میرن واقعا نمیدونم چگونه باید با یکی اشنا بشم و ازاین شرایط در بیام حس میکنم دارم افسردگی میگیرم بعدش خانواده در کنار من دارن اذیت میشن .