پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/08/26

سوال 995672

سلام و وقت بخیرمن محمدرضا هستم ۲۶ سالمه و معلمم ،یه دختر عمه هم دارم که ۲۱ سالشه و ترم ۳ دانشگاه فرهنگیان میخونه .مشکلی که تو ارتباط گیری ما پیش اومده اینه که وقتی بعد از هماهنگی خانواده ها من با ایشون در مورد ازدواج صحبت کردم _با وجود اینکه میشه گفت تقریبا با هم صمیمی هم بودیم و ایشون توی موارد زیادی از اموراتش از من مشورت می‌گرفت_ به من گفت که تو مثل داداشمی و نمیتونم در مورد تو به ازدواج فکر کنم ؛ به نظر شما باید چیکار کنم ؟
1403/08/23

سوال 995656

سلام وقتتون بخیر با آقایی ۳۲ ساله در ارتباطمایشون کاری انجام دادن که باعث دلخوری من شد و خودشونم قبول کردن که کارشون اشتباه بود و معذرت خواهی کردن اما من موقع ناراحتی سرد میشم۲۰ دقیقه ای من بی محلی میکردم ایشون داشتن معذرت خواهی میکردن و گفتن تکرار نمیکنن و سوال میکردن منو دوس داری ؟ منو میبخشی ؟منم با تمسخر جواب میدادم و آخرش گفتم باشه دیگه میبخشم میخوام برم خونه ، من رفتم خونه بعد از دو سه ساعت که چت کردیم ایشون سرد بودن و کلی گلایه کردن که من اصلا انتظار همچین برخوردی رو ازت ندارم کاش فحش بدی داد بیداد کنی ولی بی محلی نکنی اینقد به من حس بی ارزشی و آویزون بودن ندی منو کوچیک نکنی خرد نکنی من دلم شکست من تحقیر شدم و شببخیرمن معذرت خواهی کردم و دچار عذاب وجدان شدم ولی بنظرم رفتارم اونقدری بد نبود و حس کردم ایشون فرار میکنن از موضوع اصلی و میخوان منو مقصر نشون بدن و موضوع بحث عوض بشه
1403/08/10
ناشناسحقوقی

سوال 995569

سلام.‌درباره تعداد سکه که اقایون معترض هستند، از نظر من ( و شاید خیلی از خانمها) اگر ب شناخت و تفاهم کافی برسید و زندگی سالمی رو بر پایه شناخت کافی شروع کنید، هرگز نیاز ب پرداخت مهریه نخواهید شد. مثل خیلی از زندگیهایی که همه ما شاهدش بودیم. معدود اقایونی هستن ک وفادار نیستن و ازدواجهای کوتاهی دارن مهریه ی بالا برای این افراد بسیااار واجبه.
1403/04/28

سوال 994560

اینجا کسی به اقایون درخواست داده ؟ متوجه میشن خانوم درخواست داده؟ واکنششون چی بود؟
1400/11/30

سوال 15313

سلام من در ارتباط با جنس مخالف خیلی مشکل دارم و واقعا به هیچ عنوان نمیتوانم ارتباط برقرار کنم از لحاظ ظاهری هم هیچ مشکلی ندارم ولی همیشه در ارتباط گرفتن با دخترا مشکل دارم و داشتم خواهشمندم راهنمایی بفرمایید
1400/11/12

سوال 14933

من پسرم ۱۸ ساله . با دختری ک ۱۴ سال داره وارد رابطه عاشقانه شدیم. یک هفته عاشق هم بودیم بعد وقتی بهش زنگ زدم گف حوصلمو نداره بعد بمدت ۲ ماه جدا شدیم بعد اومد ازم درخاست کرد ک برگردم پیشش بهم گف تو بجای اینکه درکم کنی ترکم کردی. منم تصمیم گرفتم بگردم پیشش. بعد ک همو شناختیم و کامل باهم اشنا بودیم یکبار رفتم دم خونشون پیشش بعد عید شد و حتی بعد عید هم باهم مشکلی نداشتیم تا اینکه دوباره رفتم دیدنش. بعد ی هفته بخاطر اینکه دختر عموش به من تهمت زد و گف این پسره ک باهاش در ارتباطی با دو تا دختر دیگه تو رابطس بعد من با کلی حرف و مدرک نشون دادن بهش گفتم ک با کسی در ارتباط نیستم باهم خوب بودیم تا پای دختر عمم به وسط کشیده شد وقتی گفتم پدر مادرم بهم گفتن باید با دختر عمت ازدواج کنی مشکلا زیاد شد جوری ک یا من دل اونو میشکوندم یا اون دل منو ولی بازم روزایی بود ک باهم خوش بودیم. من بش گفتم ک جز تو هیچکسو انتخاب نمیکنم و فقط تورو میخام. ی هفته قبل تولدم بهم گف ک جشن بگیریم میایم تولدت با دوستام منم قبول کردم تا روز تولدم یهو گف ن دوستام میان ن منو خانوادم میزارن تا بیام بعد دوهفته تصمیم گرفتیم تا به پدرش بگیم ک همو میخایم به پدرش گفت ک همو میخایم بعد یکی دو هفته قرار بود بریم بیرون باهم.اون روز به پدرش گف پدرش قبول کرد منم حدود یکساعت از خونه تا اونجا تو راه بودم رفتم دنبالش ک یهو گف نمیتونم بیام مادرم نمیزاره منم با کلی ناراحتی وقتی همو دیدیم اصن تو صورتش نگا نکردم و حتی وقت حدافظی باهاش خدافظی نکردم.تا اینکه بعد یک هفته بش پیام دادم گف باید کات کنیم تو خیلی دلمو شکوندی هرچی بش گفتم رابطه یک ساله رو خراب نکن میگه نمیخامت و ما بدرد هم نمیخوریمبنظرتون بهترین راه حل واسه این رابطه جی میتونه باشه?