پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/10/14
سوال 996013
سلام خانم ۳۰ ساله هستم خواستگار غریبه و همشهری که میاد خانواده ام با ازدواج فرد غریبه رضایت نمیدن و کلی براش دلیل و مدرک میارن از تک دختر بودن من تا اینکه ما شناخت راجب فرد مورد نظر نداریم فقط روی فامیل تاکید دارن از طرفی هم خواستگار فامیل ندارم .در اپلیکیشن فرم پر کردم و منتظرم من نمیدونم با چه زبونی خونوادمو راضی کنم
۴ پاسخ۳۰ بازدید
1403/08/26
سوال 995672
سلام و وقت بخیرمن محمدرضا هستم ۲۶ سالمه و معلمم ،یه دختر عمه هم دارم که ۲۱ سالشه و ترم ۳ دانشگاه فرهنگیان میخونه .مشکلی که تو ارتباط گیری ما پیش اومده اینه که وقتی بعد از هماهنگی خانواده ها من با ایشون در مورد ازدواج صحبت کردم _با وجود اینکه میشه گفت تقریبا با هم صمیمی هم بودیم و ایشون توی موارد زیادی از اموراتش از من مشورت میگرفت_ به من گفت که تو مثل داداشمی و نمیتونم در مورد تو به ازدواج فکر کنم ؛ به نظر شما باید چیکار کنم ؟
۳ پاسخ۱۲ بازدید
1403/06/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995138
سلام من یک سوال داشتم با خانمی آشنا شدم سابقه ازدواج دارند پدر ایشان فرهنگی هستند و بعید است خانواده روشنفکری نداشته باشند و برای ازدواج به ایشان اجبار کنند ایشان سه سال با همسر سابقشان که پسر داییشان هست زندگی کرده اند ولی مدعی هستندبه دلیل عدم علاقه رابطه زناشویی با ایشان نداشته اند و حتی گواهی پزشکی قانونی در مورد صحت این ادعا دارند این موضوع برای من خیلی عجیبه بهشون میگم شما که خانواده روشنفکری داشتی مگه میشه نظرتان را قبل از ازدواج نپرسند مگه میشه سه سال دختر و پسر کنار هم باشند اتفاقی نیفتد میتونید راهنمایی بفرمایید
۳ پاسخ۲۸ بازدید
1403/05/21
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994939
سلامبنده ۲۸ سال دارم و فردی مذهبی و انقلابی هستم و شاغل در آموزش و پرورش از استان فارسدلبسته ای عمو زاده ام هستم که او غیر مذهبی است با اینکه با مذهبی بودن من مشکلی ندارد ولی من همسری مذهبی میپسندمخانواده من و ایشان غیر مذهبی هستند و با یکدیگر هیچ مشکلی ندارندالبته عمو زاده ام. نیز دانشجویی فرهنگیان است و به زودی با من همکار میشودو او نیز به من بسیار علاقه مند است و ۱۹ سال داردحال به نظرتان من چه کنم؟یکی از مسائلی که مرا آزار میدهد پوشش اوست که باب طبعم نیست و من بسیار بر روی پوشیده بودن همسرم تاکید دارم، و با دیدن دخترهای محجبه غصه ام میگیرد ولی او هم دوست دارد در لباس پوشیدن آزاد باشد
۰ پاسخ۱ بازدید
1403/05/15
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994858
با احترامبنده دختر ارشد یک خانواده هستم که از سطح تمول خوبی برخورداریم. پدرم رویکردی آزاد و روشن نسبت به انتخاب و ازدواج دارد حال آنکه مادرم به دلیل بستر خانوادگی و مشکلات و مسائل حل نشده ای که دارد ازدواج را برای دختر امری واجب و تحت هر شرایطی الزامی دانسته و همیشه ترس دارد دخترش انتخاب نشود برای ازدواج حال آنکه بنده به شخصه افراد نامناسب را نپذیرفته و یک سر انتخاب هستم. به عنوان فردی تصمیم گیر و مدبر نمیتوانم به خواست مادرم تن داده و عمری با حقارت با مردی که هیچ علقه خاصی با وی ندارم و نگاه کردن به وی کفاره عمر من خواهد بود زندگی کنم. مادر من از اینکه به آشنایان رای منفی بدهم اصلا بازخورد مناسبی نشان نمیدهد.جدال بین من و او تبدیل به یک استرس و گره کور در ازدواج و حتی ترس من از ازدواج و انتخاب شده است. اگر به میل من باشد هرگز ازدواج نمیکنم اما اینجا ایران استکشور زن ستیزان عالم و مادران زجرکشیده ای که طبق عادات قرون قبلی دختر را باید و باید به خانه بخت بفرستند چه خوشبخت و چه سیاه بخت
۵ پاسخ۲۲ بازدید
1403/04/31
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 994609
سلام وخسته نباشید خدمت شما بنده یک ازدواج نا موفق داشتم والان ۴۳ساله هستم واهل روستا به دختر عموم عاشق هستم ولی ایشان در شهر هست و دارای سه فرزند می باشد حال چگونه به ایشان بگم بهش علاقه مند هستم وقصد ازدواج دارم کمک کنید
ازدواج با خانم مطلقه1مشکلات ازدواج مجدد با وجود فرزندان1انتخاب همسر مناسب1معیارهای انتخاب همسر مناسب1ازدواج فامیلی14+
۳ پاسخ۱۸ بازدید
1403/04/08
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 994346
سلام، وقت بخیر خانم ۲۵ ساله هستم .خواستگار فامیل دارم که علاقه ای بهش ندارم اما به خاطر دیگران حاظر شدم باهاش صحبت کنم ولی وقتی هم صحبت کردم جذبش نشدم نمی دونم واقعا من دارم اشتباه می کنم و یا حس من نسبت بهش اشتباه هست چون اطرافیانم تاییدش می کنن اون آقا رو و من دیگه حتی روم نمیشه حرفی بزنم آخه قبلا هم اومدن من گفتم نه و الان مجددا اومدن ! (خواستگاری داشتم قبل این آقا که اونم فامیل بود و من به اون هم جواب منفی دادم به خاطر همین شرایط برای این یکی خواستگار جدید حساس تر شده)با این اوصاف خواستگارانی (البته نه خیلی و زیاد هم خوب نبودن )قبلا داشتم که فامیل بود جواب منفی دادم و بقیه هم که غریبه بودن یا من جواب منفی دادم یا اونا یا کلا نشده.یکی از اصلی ترین معیار های من سوای بقیه معیارهام ،مسئله اعتقادی هست که توی همه ی خواستگار هایی که داشتم فقط یک نفرشون به نسبت آدم اعتقادی بودی بقیه نبودن و این خیلی روی جواب دهی من تاثیر داشته.خیلی می ترسم که به این خواستگارم که از قضا فامیل هم هست جواب منفی بدم بعدا حواستگاری نیاد یا اگه بیاد خوب نباشه و من سرزنش بشم .از طرفی من واقعا افسرده شدم و انگيزه کافی واسه ادامه زندگی ندارم چون خیلی خسته شدم و خیلی فشار روحی و روانی تا به الان تحمل کرده و می کنم .در برزخی قرار گرفتم که نمی دونم باید چکار کنم و چه مسیری رو پیش برم که سعادت من تو اون مسیر باشه ؟!ممنون میشم منو راهنمایی کنید و ممنون میشم اگه زود بهم پاسخ بدید چون از من جواب می خوان (من نمی دونستم که این اپلیکیشن امکان مشاوره داره وگرنه زودتر پیام می دادم .)از زحمات شما سپاسگزارم
۴ پاسخ۲۷ بازدید
1402/11/07
ناشناسپزشکی و سلامت
سوال 992363
سلام وقتتون بخیر پسر هستم ۲۳ سال هم دارم در مورد ازدواج واقعا دلسرد هستم چیکار کنم خیلی دوست دارم کسی که برای ازدواج مورد نظرم باشه از قبل شناخت کافی داشته باشم الان هم خانواده ام به اسرار میگن باید از اقوام بگیری باید چیکار کنم با تشکر
۷ پاسخ۲۷ بازدید
1402/03/19
ناشناسخانواده و روابط
سوال 28000
سلام حدود دو سال قبل مادرم با زن عموم بابت خواستگاری از دخترش صحبت کرد ولی زن عمو بدون اینکه مشورت با خانواده و دختر عموم بکنه به بهانه ازدواج فامیلی ریسکش بالاست جواب رد داد و من سعی کردم دخترعموم رو با اینکه اکثر معیارهای مدنظرمو داشت فراموش کنم. الان هم من و هم دخترعموم هنوز مجردیم و من نزدیک به ده یا دوازده مورد اشنایی بابت ازدواج داشتم که هیچکدام به نتیجه نرسیده و بعد از اینکه هر کدوم رو رد میکنم همش در ذهنم میگم کاش زنعمو موافقت میکرد حداقل به شکل رسمی خواستگاری کنیم و جواب رد رو از دهان دخترعموم بشنوم تا کامل فراموشش کنم. الانم باور کنید بدون نیت قبلی موارد پیشنهادی به دلم ننشستن وگرنه ادمی نیستم که مورد مناسبی رو بخوام سر ذهنیت دخترعموم رد کنم ولی بعد رد کردن به اون فکر میکنم. چیکار کنم؟
۱ پاسخ۲۰ بازدید
1401/12/26
ناشناسخانواده و روابط
سوال 25598
سلام وقت بخیر پسری25 ساله هستم از سن 14 سالگی عاشق دختر خاله 7 سالم که الان 18 سالشه هستم... ولی تو این همه سال سرجمع ده دقیقه! هم باهاش صحبت نکردم.. سر این که مادرش که خالم باشه خیلی حساسه.. هروقت سعی کردم باهاش تو همون جمع خونوادگی ارتباط بگیرم با برخورد خالم مواجه شدم البته نه به طور مستقیم و فقط با رد و بدل شدن نگاه و زبان بدن... دلیل این رفتار خالمم فکر میکنم بخاطر اینه که خودش تو سن پایین ازدواج کرده و نمیخواد دخترشم تو سن پایین ازدواج کنه و به شدت بهش وابسته است... الان چند وقتیه که تو فامیل حرف این رو مامانم انداخته که میخواد برام زن بگیره من به مامانم سه بار تا الان خواستم که بریم خواستگاریش ولی مامانم میگه خالم مخالفت میکنه و خودمون رو سبک میکنیم.. این رو هم بگم بر خلاف خالم شوهرخالم بازخورد خوبی ازش میگیرم حتی بابای شوهرخالم تو خفا بهم گفته که نوه اش مورد مناسبی برای منه.... با این حال نمیدونم چه خاکی تو سرم بریزم بیخیالش بشم و بچسبم به این برنامه بدرد نخور یا این که پیگیرش باشم... البته که برخورد خالم من رو زده کرده ازش... این رو هم بگم من پسر مذهبی هستم ولی اون کمی شل حجابه اما سالمه و محدود به خانواده است.. خونوادش هم نسبتا مذهبین
۱ پاسخ۳۴ بازدید
1401/12/23
ناشناسخانواده و روابط
سوال 25552
من بین یک دوراهی گیر کرده ام اگر امکانش هست مشورتی بهم بدید. چند ماه پیش رفتم خواستگاری دختری از فامیل . اوائل همه چیز خوب بود تا این که پدرش به دلایلی مخالفت کرد .مادرش موافق بود اما بعد از چند ماه ایشون هم مخالفت کرد به دو دلیل. یکی اینکه قرار بود برای زندگی به شهر دیگه ای برویم و دو اینکه توی این مدت آشنایی ، در گیری خودش (مادر دختر ) با شوهرش زیاد شده بود و می ترسید زندگی خودش از بین بره .توی این مدت چهار پنج ماه آشنایی من به دختر خانم ابراز علاقه کردم و بهشون وابسته شدم . ایشون هم بعد از مدتی همین حس رو نسبت به من پیدا کرد. من الان دیگه اون حس و شیفتگی سابق رو ندارم و می خوام از نظر عقلانی تصمیم رو بگیرم. حالا دوراهی من اینجاست : یک راه اینه که بی خیال ایشون بشم و برم خواستگاری یه دختر دیگه و ازدواج کنم و راه دیگر این هست که من خودم رو در قبال ایشون مسئول می بینم. من بهش ابراز علاقه کردم و ایشون رو وابسته کردم. درسته که پدر و مادرش متوجه نبودند که دارن چه کار اشتباهی انجام میدن اما من که متوجه هستم و به خاطر همین می خوام تا یک و سال خورده ای دیگه صبر کنم و دوباره برم خواستگاری. نمی دونم اگر دوباره بروم خواستگاری چه می شه . شاید دوباره به همان دلایل قبلی جواب منفی بدهند. شاید توی همین مدت یک سال و خورده ای که من می خوام براش صبر کنم ایشون شوهر کنند . البته احتمال شوهر کردنش خیلی کمه .حالا من چی کار کنم ؟؟ برم پی زندگی م ؟؟ یا برای ایشون صبر کنم ؟؟اصلا این حس مسئولیت پذیری من نسبت ایشون صحیح هست ؟؟ یا حس بی خودی هست ؟؟
۱ پاسخ۱۳ بازدید