پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/10/20

سوال 996092

سلام وقت بخیر من حس میکنم آمادگی ازدواج ندارم اما مایلم که ازدواج کنمموقع صحبت کردن با خواستگار زبونم میگیره و استرس دارم و فکر میکنم این موضوع باعث میشه به جلسات بعد کشیده نشهاون لحظه که از من سوال میکنن جواب کوتاه میاد به ذهنم و گاهی اوقات با استرس جواب میدم، ولی جلساتی هم بوده که بهتر تونستم صحبت کنم در کل فن بیان خوبی ندارم و کلاس هم شرکت کردم اما بعد از مدتی که کلاس تموم شد مثه قبلا شدم
1403/05/31

سوال 995075

آیا ازدواج‌های اجباری می‌توانند به روابط سالم در زندگی منجر میشه؟
1401/05/14

سوال 18499

سلام و وقت بخیر، عذرمیخوام اینکه فرد احساس کنه مجردی بیشتر بهش خوش میگذره و نمیتونه با کسی زندگی کنه چون ممکنه آرامشش بهم بریزه مشکل محسوب میشه؟! من تا حدودی از زندگی مجردیم راضیم و برا همین وقتی با کسی صحبت میکنم زیاد جدی نمیگیرم موضوع رو و میگم اینم تموم میشه میره راحت میشم ولی از طرفی خانوادم اصرار به ازدواجم دارن، البته دیگه دارم وارد دهه چهل میشم اما همیشه همینجور بودم ولی خب از اینکه سنمم رفته بالا و موقعیتام داره از دست میره ناراحتم
1401/05/06

سوال 18340

سلام خسته نباشید بند رفتم خواستگاری یک دختر خانم که 3سال از خودم بزرگتر هست سواد خودم دیپلم هست ولی اون راهنمایی خونده بنده در اسر یک اتفاق شنوایی کم شده باید از سمعک استفاده کنم که بهش گفتم همان روزی خواستگاری وحتی تواتاق هم به دختر خانم گفتم گفت مشکل نداره بعد حرف زد با ایشان زیاد تو دل نبود چهره ایشان بعد که با خانواده خودم مشهورت گرفتم قبول کردم بروم آزمایش خون روزی که رفتم آزمایش خون خواهرش به مادر گفت بود قوده ترولید داره زمان که رفتم خواستگاری هیچ بهم نگفتن حتی زمانی که با دختر خانم تو اتاق تنها حرف زدم هیچ نگفت حتی ازش سوال کردم گفتم مشکل چیز هست بگو بین خودمان می ماند هیچ نگفت رفتم آزمایش خونه خدا شکر مشکل نبود خون به هم خورد کل ایشان دو هفته با من آشنا شده بعد رفتم مشاوره قبل ازدواج مشاوره به من گفت ایشان مشکل دید مستقیم داره یعنی وقت باهاش حرف می زنی یک کلمه نگاه می کند بعدش سرش می اندازد پایین روز اول خیال کردم برای شرم‌و حیا هست ولی این جوری نبود مشاوره بهم گفت باید دختر خانم آزمایش ژنتیک بده دیگه من منصرف شدم ازدواج کنسل شد حال بعد از مدتی دختر خانم هی به من پیام میده میگی دوست دارم بهتر از من پیدا نم کنی من بهت وابسته شدم و از این حرف من بهش گفتم من چقدر با من بود که وابسته شد میگه نه امد من عشق خودت کردی رفتی حال هی بهم پیام می دهد زنگ میزنم من مجبور شدم بزارمش تو لیست سیاه بلاکش کردم ول کن نیست تو این جریان که بهم پیام می دهد خانواده دختر خبر نداره ولی خانواده ما خبر داره من میترسم باهاش باشم به من وابسته بشه بعد دیگه بد بشه من عذاب وجدان دادم می خواستم بدون چی کار کنم ممنون میشم راهنمایی کنید با تشکر
1401/04/29

سوال 18183

سلام روزتون بخیر بنده 38 سالم مجردهستم وشاغل &lt; حدودا یکسال ونیم پیش بافردی 39 ساله آشنا شدم که زمانی که برای خواستگاری به همراه مادروخواهرشون آمدن منزل ماآمد متوجه شدم ایشون قبلاازدواج کرده وطلاق گرفته شغلش آزاد ، یک منزل اجاره ای درسطح پایین شهر اجاره کرده وکه یک وانت پراید ویک نیسان به صورت شراکتی خریده وهیچ پزندازی نداره وعنوان کردکه یک زمین درپایین شهرداره که میخواد وام بگیره وکاراش انجام بده ایشون باخانواده خودش مشکل داشت طوری که پدرش حتی برای روزخواستگاری حاضر به امدن نشده بود وحتی مادرشون که امده بودن هیچ صحبتی نکردن فقط خواهرشون اونم درحدی که فقط بگن شغل برادرشون چی واینکه قبلاطلاق گرفتن صحبت کردن ،خانواده بنده وقتی دیدن شرایط آقا این وهیچ تضمینی برای اینکه من بتونم راحت باایشون زندگی کنم نیست جواب منفی دادن وگفتن شماخودت شاغل هستی وبا موقعیت بهترازاین میتونی زندگی کنی ازنظرسطح خانوادگی باهم متفاوت بودیم سطح خانواده مابالاتربودوایشون توقع داشتن من که تاالان دررفاه کامل بودم برم وتوی خانه ای که ایشون هنوزساختش تموم نکرده زندگی کنم تابه مرورساخت خونه تکمیل بشه همین موضوع هم که عنوان شدخانواده موافقت نکردن بعدازاین مدت ایشون دوباره پیداشون شده ودست بردارنیست میگه بذارمن باخانواده صحبت کنم خانواده شما وخودم راضی میکنم من ازایشون پرسیدم چه تغییری زندگی شماتوی این مدت کرده گفتن فقط مجوززمین گرفتم وتمام شده راستش من خودم نسبت به ایشون درزمینه مالی پیشرفت کردم ماشین خریدم ودرآمدم افزایش داشته ویک مقدارپس اندازکردم اماایشون هیچ تغییری نکرده و بهم میگه سرکارنمیخوام بری من این موضوع که اشون دوباره امده محل کارمن وگفته میخوام باخانوادت صحبت کنم باخانواده مطرح کردم اونها بازهم موافق نیستن وگفتن زندگی توهیچ تضمینی نداره ایشون این مدت هیچ تغییری توی زندگیش نکرده وفردا شمابامشکل روبرومیشین درسته هیچ کس ازاول زندگی کاملی نداره وباکمک هردونفرمیشه زندگی ساخت من نمیدونم بااین موضوع چیکارکنم <br>
1401/03/18

سوال 17255

سلامیک سال پیش استاد راهنمایی پایان نامه خانمی بهم معرفی کرد که برای پایان نامه ارشد بهش کمک کنم، کم کم این کمک به سمت و سوی دیگه رفت و کم کم خانم یک طرفه علاقه‌مند شد، ما حدود 9 سال اختلاف سنی داریم و من به عنوان آقای بزرگتر هستم،من به صراحت به ایشان گفتم با به درد هم دیگر نمی خوریم و در صورت امکان ادامه صحبت قطع کنیم ولی خانم قبول نکردند و دوباره پیش نهاد ازدواج دادند این موضوع بار ها و بارها تکرار شد، فکر کنم حدود 10 یا بیشتر من هر بار رد کردم، داخل اینستاگرام و واتساپ بلاگشون کردم ولی ول کن نبودند، خیلی خسته شده بودم، این بار بهش گفتم اگر می خواهید باهم ازدواج کنیم باید یک رابطه جنسی کامل داشته باشیم، خیلی ناراحت شدن و دعوا کردن و دیگه جواب ندادند.خیلی خوشحال شدم گفتم تمام شد ولی بعد دوماه باز برگشت، بهش گفتم چی می خواهی از جانم، گفت بیا منو بگیر😭😭خیلی خسته شدم ازشمشکل اینکه من 80 درصد نمی فهممش.حالا چیکار کنم دست از سرم برداره خیلی خسته شدم.😓😞
1400/12/05

سوال 15410

سلام من ۱۸ سالمه و مدلینگ هستم زندگی خوبی دارم و تمایل به ازدواج ندارم ولی خانوادم منو مجبور کردن هرچه زود تر ازدواج کنم و همش میگن الان وقته ازدواجته باید چیکار کنم که بتونم تفکرشونو تغییر بدم
1400/10/29

سوال 14800

سلام و وقت به خیر دختر مجردی هستم متولد ۶۶. حدودا ده سال هست که قصد ازدواج دارماوایل خانوادم اصرار داشتن که پله های ترقی را طی کنم ولی از سن ۲۷،۲۸ دوست داشتن ازدواح کنممن دور از پدر و مادرم در تهران شاغلم اما در همه این سالها سعی کردم خوب زندگی کنم و خدا را در نظر داشته باشمراستش در همدم هم چندماهی هست که ثبت نام کرده ام اما چند مورد که پیش امد ادمهای سالمی نبودندمثلا یک مورد ظاهرا بیشتر بدنبال دوستی بودنیک مورد دیگر اصلا پیگیر نبودن و ....یک مورد مادرشان گفتن که پسرم در نظر دارد خانواده همسرش تهران باشد و ...در کل شاید باور هیچکس نشوود اما من هر روز از اول صبح تا شب فکر میکنم اگر ازدواج نکنم چ میشود و استرس دارمواقعا نمیدانم چ کاری از دستم برمی اید