پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/11/26
ناشناسپزشکی و سلامت
سوال 996485
با سلام من با افرادی در زندگیم آشنا شدم و ارتباط خوب هم برقرار کرده ام ولی به ازدواج ختم نشده به عنوان یک خانم چه باید انجام بدم که رابطه م به ازدواج برسه و اگه قراره به ازدواج نرسه ادامه ندم دقیقا چیکار باید کرد
۳ پاسخ۲۶ بازدید
1403/10/13
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996009
سلام وقت بخیر باآقای اشنا شدم حدود یک ماهی باهم صحبت کردیم ودرصحبت هامون مشکل جدی نبود دوباراون آقا گفتند میان یک دیدارحضوری بعدگفتند نتونستن وحالا برای اخرین بارخودم پیشنهاد یک دیدارحضوری دادم وایشون گفتندپسرشون مریضه بعدگفتند خوب شده منم گفتم اگه پشیمون شده حداقل بهم بگه وبهانه الکی واقعا درست نیست حالا نمیدونم کاردرستی کردم یاخیر
۴ پاسخ۱۶ بازدید
1403/09/10
سوال 995773
با سلاممن یک پسری ۳۹ ساله هستم.از چند نفر از هم دانشگاهیم خواستگاری کردم همشون جواب منفی دادن .یکیش خواهرم زنگ زدم جواب منفی داد به دو نفرشان تلگرام پیام دادم جواب منفی داد یکی هم دوستم بهش گفت جواب منفی داد.بعد یکی از اینها با ما کار میکنه با من میره سرکار و میاد و شرکت هم خودش سرویس داره ولی با من میره و میاد حتی یکیش هم بعد جواب منفی کلی کمک کاری خواست بهشون کمک کردم.من دانشجوی دکتری کشاورزیم سر کار هم میرم تو یک شرکتی خونه ندارم ولی ماشین و کمی پس انداز دارم چهره ام کمی سیاهه.اخلاقم هم اصلا بد نیست حتی ی بار استادم توی کلاس پیش همه گفت من دختر داشتم خودم بهت میدادم.من ساکن اردبیلم .فکر نکنم دیگه به ازدواج فکر کنم.
۴ پاسخ۴۸ بازدید
1403/08/25
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995670
سلام من دختری ۳۲ساله هستم با چهره ای زیبا قد بلند محجبه ومعلم هستم و معتقد و مذهبی خیلی دوست دارم ازدواج کنم اما نمیدونم چرا اصلا نمیشه میترسم سنم بره بالا دیگران خیلی تحت فشار میزارنم شبا کابوس میبینم تو رو خدا بگید چکار کنم ناراحتی اعصاب گرفتم خواستگار میاد نمیشه دختر دایی و همه ازدواج کردن فامیل فکر میکنن من مشکل دارم😭😭😭بگید چکار کنم
۴ پاسخ۱۶ بازدید
1403/08/17
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995614
سلام وقتتون بخیر من دختری ۳۳ ساله هستم که تا الان با کسی وارد رابطه نشدم همین باعث شده که خلا زیادی در زندگیم احساس کنم.... که در نهایت در همدم ثبت نام کردم تا با کسی آشنا شوم و اگر قسمت به ازدواج باشه ازدواج صورت بگیره ولی مشکل این جاست که آقایونی که معرفی میشن اصلا با یک بار تلفن یا پیام رد پیشنهاد میزنن من فقط موندم چطور تشخیص میدن کسی رو که ندیدن خوب هست یا نه!!!!من هم از نظر خانوادگی خوب هستم و هم از نظر تحصیلات و شغل جایگاه خوبی دارم و از نظر ظاهر هم مناسب هستم و تا جایی که بتونم و محیط بهم اجازه بده لباس خوب و مناسب دارم و تیپ میزنم ولی آقایون برای زندگی دنبال چه چیزی هستن اینو رو نمیفهمم و واقعا از این موضوع ناراحت هستم و نگران آینده ام که نتونم شخص مورد نظرم را پیدا کنم چون در اطرافمم آقا ندارم و امکان مسافرت یا با تور جایی رفتن رو هم ندارم که آشنا بشم ممنون میشم راهنمایی کنید..
مهارت های ارتباطی2اختلال روانشناسی1تمایل داشتن به ازدواج1نیاز به برقراری ارتباط با جنس مخالف1احساس نیاز به ازدواج111+
۸ پاسخ۵۴ بازدید
1403/07/19
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995462
سلام من حدود هفت ماه پیش با پسری آشنا شدم که علیرغم اینکه همه چیز به خوبی پیش می رفت متاسفانه یهو غیبش زد و رفت غرورم بهم اجازه نداد دلیل را جویا بشم. توو این مدت خیلی با خودم کلنجار رفتم ک دلیل ترکش را متوجه بشم و با وجودی که با افراد زیاد دیگری آشنا شدم اما همچنان ذهنم پیش اون هست. آیا بهتر نیست با او دوباره صحبت کنم؟ یا ممکنه با این کار زخم کهنه ای را دوباره باز کنم؟ متاسفانه من هر کسی را بعد از اون می بینم دارم ناخودآگاه با اون مقایسه ش میکنم. هفت ماه زمان کمی نیست به این دلیل نمیتونم فراموش کنم که یهو و بی دلیل جدا شد و کلی سوال توو ذهن من باقی گذاشت
۵ پاسخ۲۰ بازدید
1401/05/11
ناشناسخانواده و روابط
سوال 18452
سلام و درود خدمت شما بنده خیلی علاقه به ازدواج دارم و نه از روی شهوت بلکه از روی عشق و محبتب که میان زن و مرد هست حال در دانشگاه از یک دختر خوشم آمد و با اصرار که دختر تمایل به رابطه نداشته چون قبلاً از پسری شکست خورد بود قبول کرد من اولین بارم بود که چنان رابطه عاشقانه با یک دختر داشته ام و مدت یازده روز با هم بودیم و در رابطه بودیم بعد از این مدت بر سر یک بهونه کوچک به زیر همه چیز زد من اون مدت واقعا درد کشیدن به خاطر جدایی حال زمان گذشته اما مشکلی که من دارم این است که بعضی موقع ها خاطر ها یا مکان های باعث میشه به یادش بیفتم و از این بابات ناراحتم .. واین رو هم بگم که عشق منو کور کرده بود و احتمال میدادم که. اختلاف هوایی داشته باشیم خلاصه من هم ناراحتم از این که این اشتباه رو کردم و هم نمیدونم چی میشه که دورش میشم از این قضیه و با توجه به پیگیری های که کردم من غمناک هستم دختره شاد شاد نمیدونم چرا اینطوری شده و ترک نمیشه ؟؟؟
۳ پاسخ۲۶ بازدید
1401/05/04
سوال 18308
سلام بعد از ده سال رابطه با دختر خانومی و همچنین زندگی و ارتباط عاشقانه باهم جوری که همدیگه رو میپرستیدیم و هزیچ چیز و هیچکس رو به اندازه همدیگه دوست نمیداشتیم و با وجود مخالفتهای خیلی شدید هردو خونواده بدلایل واقعا مسخره مثلا مشکل مادر من با اهل روستا بودن مریم و همچنین یه عقد دوسه ماهه ناموفق مریم یک درصد هم توی عشقمون دچار تردید نمیشدیم الان بعد دهسال حدودا ۳_۴ماهی میشه که مری من بدون بیان دلیل و مشکلی بیمقدمه گفت که دیگه دوسم نداره و خسته شده و میخاد بره دنبال زندگیش.و بعد از گفتن این حرف تا بصورت تلفنی دیگه تا امروز یعنی ۴ ماه منو بلاک کرده و اصلا حاضر به صحبت با من نیست و نمیخاد حتا ا زیر خودش و کارهاش و نظرش دفاع بکنه.لازمه بگم چون ما در طول این دهسال خیلی باهم مسافرت و گردش میرفتیم یا باهم خونه مجزا از خونوادهامون گرفتهبودیم برای اینکه منکرات و پلیس و اکثر مردم نتونن بهمون گیر بدن منو مریم بصورت موقت عقد کردیم و تا دیماه امسالم اعتبار داره چون قرار بود دیماه دیگه عقد داعم کنیم.بعد از قطع ارتباط با مریم چون من خیلی دنبالش بودم نتا بتونم باهاش صحبت کنم و دلیل کاراشو بفهمم تازه فهمیدم سال گذشته مریم حامله شده بوده و بمن نگفته بودن و رفته بی اجازه سقط جنین کرده .حتا فهمیدم با یه پسر دیگم چندسالی در ارتباط بوده و لول رابطشونو نمیدونم در چه حدی بوده و همین دیوونم کرده .حتا حاظر نیست از خودش دفاع کنن و سکوت کرده .و خونوادهام.نم بجای ترمیم رابطمون دارن با تبر بریشه عشقمون میزنن .نمیدونم چکنم دارم دیوونه میشم بخدا دلتنگشم تو این دهسار محال بوده بیش از دو وز نبینمش اما داره داعم ازم فرار میکنه نه از ترسش چون میدونه اونقدر دوسش دارم که نمیتونم حتا باهاش تندی کنم.ترو قران بگین چکنم .
۲ پاسخ۲۱ بازدید
1401/04/17
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17946
منم ی خاستگار داشتم که بدلیل کرونا ومحدودیت های راه حضوری نتونستند بیان و تلفنی قرار شد باهم آشنا بشیم من و آقا با هم تفاهم داشتیم و رابطه خوبی داشتیم تا اینکه همدگه را دیدیم بعد دیدار آقا سرد شدن و... بعد پرسیدم گفتن ی نفر شاید خیلی به دل ادم بشینه ولی ازنظر جسمی (چون من خیلی لاغر بودم و آقا چاق) و مزاج اون خیلی گرم و من ازنظر خودم گرم ولی بنظر آقا سرد بهم نخوریم البته می گفت اینا تو زندگی و با عمل قابل حل هست... من اون موقع خودم جدایی را پذیرفتم ولی متاسفانه بعدش استوری عاشقانه گذاشت و بهم با پیام گفت خوب شو و اینجور شد که بعد رابطه ما چندماه بدون صحبت فقط با دیدن استوری همدگه و برا هم استوری گذاشتن گذشت من روز به روز علاقه ام بهش بیشتر شد بهش چندبار گفتم که تکلیفم را مشخص کنه برم یا نه ولی سکوت کرد تا اینکه چندهفته پیش بهم گفت با یکی دگه ازدواج کنم و تموم کردیم...پیامکی گفت ولی زنگ هم زد منم هی رد دادم تا مجبورم کرد باهم حرف بزنیم بهم گفت خانواده ش مخالف هستن و به راحتی منا فراموش می کنه و منم به آینده ام فکر کنم و ازدواج کنم منم بهش گفتم خود ازدواج برام مهمه و تا وقتی ادمی که باب میلم نباشه ازدواج نمی کنم و.. قرار شد شب دوباره در این مورد حرف بزنیم ولی حالم بد شد (تهوع و..) بهش اس دادم حالم خوب نیست حرف نمی زنم براش تو تل پیام گذاشتم بخون(خداحافظی و ارزوی خوشبختی) بلافاصله پیام داد چرا و زنگ زد گفت چرا حالت بد و شام خوردی و.. ببرمت دکتر 😑 دگه منم حال بد بود بهش گفتم فقط تل پیام را بخون... کلن تموم کردم و تل بهش گفتم دوست داشتم کسی که اینقدر برام مهم بود برا بدست اوردنم تلاش می کرد ولی هیچی نگفت... ما تو وات باهم در ارتباط بودیم که دگه این اخری ها تو تلگرام فقط بهش اس می دادم تو تلگرام هفته ای یبار یا ده روز یبار بازدید داشت الان این سه هفته که تموم کردیم هرروز بازدید داره و احساس می کنم منتظر پیامم هست همین باعث شده نتونم فراموشش کنم راهنمایی کنید
۴ پاسخ۳۱ بازدید
1401/03/14
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17161
سلام در مورد همین مشکلم که قبلاً پرسیدم و گفتید احساس پشیمانی چرا به خاطر اینکه ایشون از من خواسته بود که همه جا حجاب چادر داشته باشم من هم قبول داشتم ولی به صراحت به ایشان نگفته بودم و در آخرین جلسه آشنایی که داشتیم ایشون از من خواستند که همه جا با چادر باشم و من هم تصمیم رو گرفتم که این کار رو انجام بدم ولی چند روز بعد نظرشون رو به من منفی اعلام کردن بعد از اون هرچه من ازشون خواستم دلیلش رو بهم بگن که من چه مشکلی داشتم ایشون به من کلی جواب میدادن حتی برا بارآخر هم گفتن که من هم به شما علاقه مند بودم ولی احساسی تصمیم نگرفتم و عقلانی تصمیم گرفتم حالا من بابت این قضیه خیلی ناراحتم که نتونستم خودم رو زودتر بهش ثابت کنم و ایشون خیلی زود تصمیم گرفتن بیشتر وقتها به این فکر میکنم که کاش به عقب برمی گشتم و همه چیز رو میتونستم تغییر بدم یا حتی ایشون یه فرصت دیگه به من میداد نمیدونم این فکرایی که میکنم درسته یا نه
۲ پاسخ۱۷ بازدید
1401/01/20
ناشناسخانواده و روابط
سوال 16241
سلام وقتتون بخیر. من جوانی ۲۶ ساله هستم که مدتی ۵ ماهه جهت آشنایی در رابطه با خانومی بودم که ده ماه از بنده بزرگتر بودن ( در حد تلفنی و چند جلسه حضوری که خانواده ها هم در جریان بودن). ما در زمینه های درسی و کاری و فکری مشترکات زیادی داشتیم اما در زمینه های فرهنگی و اعتقادی اختلاف داشتیم که منجر به پایان رابطه و آشنایی شد. با اینکه آگاه بودیم که تفاوت هامون مهمه اما این مسئله منجر به شکست عاطفی بنده شده و مدتی هست که حال روحی خوبی ندارم. ممنون میشم کمکم کنید. مرسی
۱ پاسخ۱۰ بازدید