پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/11/05

سوال 996190

سلام خانم باکتریا در پاسخ به یک سوالم گفتید در دوره آشنایی عجله برای اقایی که تجربه زندگی ناموفق داشته نشانه خوبی نیست !میشه توضیح بدین .ممنونم
1403/10/27

سوال 996131

سلام وقتتون بخیر من ۲۹ سالمه با آقای ۳۲ ساله حدود ۱ ماه ونیم هست آشنا شدم و چندین جلسه با ایشون صحبت کردم ازنظر اعتقادی،تحصیلی، فرهنگی و ...باهم تناسب داریم. یک جلسه آشنایی خانواده ها صورت گرفته و ایشون مسائلی مثل خریدن طلا و عروسی رو قبول کردن . مسئله ای که هست اینه که آقا پسر مهریه ۱۴ رو قبول دارن و میگن بیشتر از این در توانم نیست. پدرمن هم نظرشون ۱۱۴ سکه است و گفتن نهایتا یه حد وسط توافق کنیم که قبول نکردن. پدرم هم میگه اول نظر خودت مهمه چون تو قراره زندگی کنی و در نهایت خودت باید تصمیم بگیری. ۱۴ سکه تعداد مناسبی هست؟ میشه راهنماییم کنید نمیدونم چه تصمیمی بگیرم.
1403/10/11

سوال 995992

سلام من 30 سالمه و اینکه نمی‌دونم با هرکس که آشنا میشم بیشتر از یه روز نمی تونم تحملش کنم و زود خسته میشم ازش و کات می کنم باهاش بیشتر دنبال اینم که رابطه جنسی برقرار کنم تا اینکه عاطفی و احساسی باشه شدیداً بهم ریخته هستم لطفا کمکم کنید.
1403/09/29

سوال 995906

سلام و وقت بخیر،با خانمی در حال آشنایی هستم البته چند روزی بیشتر نیست ایشون بعد دو سه روز شماره تماسشونو دادن و گفتن که تماس بگیرم،بعد از تماس شبها به صورت پیامی صحبت میکردیم ،ولی ایشون یه دفعه ناراحت شدن و خواستار بهم زدن رابطه شدن و میگفتن که شماره منو دارید و اصلا تماس نمیگیرید ،میخوام بدونم یعنی این تماس گرفتن انقدر مهمه ک خانم ناراحت بشن .من پیامی بیشتر راحتر میتونم صحبت کنم ولی تلفنی حرف برای گفتن کم میارم...؟
1403/09/26

سوال 995892

اینکه یه پسری که میره 20 سال امسال بعد خودمم 17 سالمه بعد طرف سرباز هس بعد ماشین هم داره فقط میگه برج 6 میاد بعد رل هستیم بعد خانواده ی من نمیدونن بعد پسره گفته خاستم بیام فقط آدرس خونتون رو بده اگه خانوادت نمیدونن من دو دلم که چیکار کنم بعد همش گفته که منو میخاد و دوسم داره نمیدونم بمونم باهاش یا ولش کنم
1403/09/07

سوال 995752

سلام.وقت بخیرچند وقت پیش یه موضوعی رو مطرح کردم در این رابطه که من ۸ ماه با یه خانمی به قصد ازدواج آشنا شدیم با نظر خانواده ها جلو رفتیم خواستکاری کردیم و مراسم بله برون گرفتیم...از ابتدا دچار اختلافات بودیم که دختر خانم تاکید داشتن رابطه به مرور زمان درست میشه ولی بعد از یه مدت که اختلافاتمون زیاد شد و حتی خانواده هامون در جریان قرار گرفتن گفتم باید بریم مشاور؛ابتدا قبول نمیکرد بعدش راضی شد؛۳.۴ جلسه مشاور رفتیم و چند تا تست دادیم که در نهایت مشاور بهمون گفت شما شاید ۲ نفر ادمهای خوبی باشید ولی کیس مناسبی برای ازدواج باهم نیستید و این ازدواج پر ریسکه؛بعد از این اتفاق دختر خانم با تماس به من و گریه میگفت که درست میشه ولی بعد از چند روز رابطه رو قطع کردیم....الان ناراحت هستم و عذاب وجدان گرفتم که نکنه دل دختر خانم رو شسکته باشم یا ناراحتش کرده باشم در حالیکه ما واقعا اختلاف داشتیم و حتی به خودشون گفتم که الان شاید برای جفتمون دردناک باشه ولی بهتر از جدا شدن تو زمان عقد یا بعد از ازدواج با بچه هستش میخواستم کمکم کنید راهنمایی کنید که چیکار باید بکنم...
1403/08/22

سوال 995652

سلام.وقت بخیر.من ۷ ماه توی رابطه و آشنایی با یه خانم برای ازدواج بودم از اوایل اشنایی دچار یه سری اختلافات بودیم که خانم میگفت مشکلات حل میشه...الان تو دوره نامزدی هستیم و هنور عقد نکردیم ولی مشکلاتمون جدی تر شده و خانواده ها هم در جریان این مشکلات هستن...پیشنهاد رفتن به مشاور رو مطرح کردم و با اکراه قبول کردن و میگن مشکلات رفع مبشه و نمیخوام تورو از دست بدم...ولی من فک میکنم این مشکلاتشون زیاده و تو ازدواجم قطعا به مشکل میخوریم به نظرتون باید چیکار کنم
1403/07/06

سوال 995393

من 37 سالم هست حدود یه سال پیش آقایی اومد خواستگاری ام سه ماه رابطه داشتیم ایشون به طور ناگهانی کات کردند و من خیلی بهم ریختم الان فراموششون کردم ولی بعضی مواقع یادشون میام و چراهای کارشون تو ذهنم مرور میکنم و بعد دلم دوباره میشکنه شروع میکنم به گریه مثلا روزهای تعطیل بدترم. از طرفی خیلی احساس نیاز عاطفی دارم و دوست دارم ازدواج کنم. که تا به حال هم جور نشده است.مشاورین عزیز چکار کنم روزهای تعطیل گریه نکنم و از این چراها خلاص بشمدوم چطور خواستگار خوب هم کفو را جذب کنم
1403/06/23

سوال 995288

نمیتونم خوب تصمیم بگیرم نمیدونم چرا با افراد زیادی برای ازدواج صحبت کرده ام ولی هیچ کدام جور نشده یکی هم برای خواستگاری اومد خونه خانواده م قبول نکردند گفتن این کیه انتخاب کردی. خیلی تحت تاثیر احساسات و هیجانات قرار میگیرم درست فکر نمیکنم خیلی حسرت گذشته رو میخورم و حالت غم و اضطراب دارم. سر کار میرم و دیگران از این حالتهام خبر ندارن. با خودم فکر میکنم نکنه اختلال یا مشکل روانی دارم یا جدیدا بهش دچار شدم و خودم خبر ندارمبعضی وقتها بسیار بی پروا میشم در زندگیم پیش اومده دچار هیجانات جنسی میشم و رابطه برقرار میکنم. ولی قلبا دوست داشتم ازدواج میکردم و خانواده تشکیل میدادم. از افرادی که باهاشون آشنا شدم یه تعداد اونا منو نخواستن و یه تعداد هم من نخواستم ، برخی پیگیر بودن ولی من به دلایلی نخواستم مثلا یکی شون لکنت زبان داشت، یکی شون بچه داشت، یکی شون دستش خیلی خالی و بیکار بود...جدیدا چند وقتی با یکی آشنا بودم هیچ سوتی ندادم ولی نخواست که ازدواج کنیم
1402/04/02

سوال 28369

سلام وقت بخیر بنده ۲۲ سالمه یک رابطه نا موفق داشتم که بعد ۱ هفته به اتمام رسید اولین بار بود که با جنس مخالف وارد رابطه شدم خیلی گرم بودیم همکارم بعد ۱هفته عکسی با پسری نشونم داد که گفت با یکی دیگه وارد رابطه ست من باورم نشد تا اینکه با چشمای خودم دیدم با کسی دیگه ای وارد رابطه شده من که رسیدم دیدم درحال بوس کردنشه اون لحضه عکس العملی انجام ندادم ۱ ساعت بعد بهش زنگ زدم خیلی عصبی بودم هر فحشی از دهنم در اومد بهش گفتم الان بعد ۸ ماه چند باری بهش زنگ زدم عذر خواهی کردم ولی میگه با یکی دیگه ست من نمیتونم فراموشش کنم قبل از رابطه احساس افسردگی داشتم اما الان بیشتر شده دیگه با هر رفیقی داشتم از دستم رفته تو این ۸ ماه دیگه کاملا اعتماد بنفسمو از دست دادم
1401/04/28

سوال 18155

دختری هستم که نزدیک یکساله عقد کردم تو این مدت رابطه ای با نامزدم ندارم یعنی خیلی خجالتی و درونگراست و اصلا اهل رفت و آمد نیست شاید تا حالا ماهی یکبار همدیگرو میبینیم. خیلی کم میاد خونه ما و منم یکی دو بار بیشتر نبرده خونشون. دیگه دارم ازش زده میشم و میخوام ازش جدا بشم. میترسم بعد از ازدواج هم همینطوری بمونه و من منزوی تر بشم و این اصلا با روحیات من سازگار نیست. به نظرتون تصمیم درستی گرفتم؟
1401/03/30

سوال 17542

سلام من ی خاستگار دارم که بهش علاقه دارم الان بعد از چندماه آشنایی بهم میگه پدرم مخالف ازدواج هست و قبول نمی کنه بخاطر فامیلی که داریم چون هرچی ادم با این فامیلی بوده جلب و زن زندگی نبوده و.. من و پسر از نظر اخلاقی و.. باهم تفاهم داریم دلم نمیخاد تمومش کنم

صفحه 1 از 2