پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/10/23

سوال 996100

سلام سوالی داشتم که اگر از یه نفر خواستگاری کردیم و اون جواب رد داد آیا اگر برای بار دوم خواستگاری کنیم ممکنه جواب مثبت شود یا اصلا کار درستی دوبار از یه نفر خواستگاری کنیم..اینو با پیشرفت در شغل و درآمد منظورمه
1403/10/20

سوال 996088

سلام وقتی در مرحله شروع آشنایی خانم از ادامه آشنایی انصراف میدهد به هر دلیلی آیا باید مرد هم بگه خداحافظ یا اینکه مرد منت کشی کند و دوباره صحبت کند ؟ایا خانم میخواد مرد را آزمایش کند که او چقدر جدی است ؟
1403/10/17

سوال 996040

من حالم خوب نیست دستم به جایی بند نیست دیگه تحمل ندارم روز به روز بدتر به کسی هم نمیتونم بگم نمیخوام کسی بدونه و منو بشناسه ولی کمک میخوام واقعا حالم بده و این حال رو جسمم تاثیر گذاشته و تپش قلب گرفتم ایمانم به خدا هست که نگهم داشته فقط دلم میخواد با کسی حرف نزنم دلم میخواد گم بشم حتی
1403/10/11

سوال 995992

سلام من 30 سالمه و اینکه نمی‌دونم با هرکس که آشنا میشم بیشتر از یه روز نمی تونم تحملش کنم و زود خسته میشم ازش و کات می کنم باهاش بیشتر دنبال اینم که رابطه جنسی برقرار کنم تا اینکه عاطفی و احساسی باشه شدیداً بهم ریخته هستم لطفا کمکم کنید.
1403/09/28

سوال 995899

۱- سلام آیا ازدواج با خانومی که چند سوال حدودا ۱۰ سوال از خودت بزرگتر باشه و هم شهری و هم استانی خودت نباشه درسته و این ازدواج چه طور ی هست، موندگار یا بعد از مدتی به جدایی خاتمه پیدا می‌کنه؟۲- ممکنه دوختر و پسر بخاطر رابطه آشنایی و دوستی باهم وابسته شده باشند یا ممکنه پسر بخاطر بی تجربگی و دختر بخاطر سن و نداشتن مورد خوب یا رهایی از موقعیت فعلی دل بسته طرف بشه؟ ۳- در کل این نوع ازدواج چه آینده‌ای می‌تونه داشته باشه؟۴- ازدواج در چه سنی مناسب است؟ ۵- آیا بدون داشتن شغل و خونه و ... میشه ازدواج کرد؟سپاس از صبر و شکیبایی شما در پاسخ به سوالات بنده.
1403/08/27

سوال 995690

الان بازم پیام میده و زنگ میزنه بعد ۴ ماه که دیگه پیش پیرمرد نمیرم و اینا . الان فکرم ریخته بهم میگم اگه من نباشم این دختر چجوری زندگی کنه و فکرم ریخته بهم چیکار کنم که انقد ساده و دل رحم و احمق نباشم
1403/08/16

سوال 995607

۴۳ سالمه و ساکن تهرانم و الان شرایط ازدواج دایم رو ندارم چکار کنم،میخواستم بدونم چگونه میتونم ازدواج موقت کنم نه کسیو میشناسم نه جاییرو بلدم تو فضای مجازی هم بیشتر کلاه بردارند پس من تو این شرایط باید چکار کنم ،نمیشه آدم احساساتشو سرکوب کنه که
1403/08/14

سوال 995596

سلام. ی خانم چجوری میتونه ب ی آقا ک اصلا نمیشناسش بگه ک دوسش داره جوری ک فکربد درمورد این خانم نکنه؟ چون محجبه است و ممکنه بخاطر بعضی کج فهمی ها ک درجامعه نسبت ب محجبه ها هست فکربدکنن و آبروی خانم بره. محل کار آقا هم مشخص نیست و فقط گاهی مغازه دوستانش میاد و این خانم رو دیده و بهش خیلی هم نگاه میکنه ولی نمیاد جلو و این خانم هم جرأت نمیکنه چیزی بگه. واسطه مطمئن هم پیدا نمیکنه ک هم اون هم آقا شک نکنن بهش ک ازطرف این خانم هست. تکلیف چیه؟
1403/06/28

سوال 995337

سلام.وقتون بخیر.چطور میتوان در دوران آشنایی بفهمیم آقا چشم چران است یا نگاه عادی داره؟این موضوع برای فرد مقابل اهمیت بالایی داره.
1403/05/19

سوال 994906

سلام وقتتون بخیرمن یه نامزدی ناموفق داشتم، اون شخص بدلیل روابط متعدد دوستی دیگه نمیتونستن با یه نفر بمونن و بخاطر همین جدا شدیم. من اولش خیلی اسیب روحی و احساسی دیدم چون اولین رابطه احساسی زندگیم بود برخلاف ایشون ولی الان بعد از چندماه حالم خوبه و خداروشکر میکنم قبل از عقد فهمیدم و جدا شدم. منتها رفتار و اخلاق این آقا بشدت تو وجود من نهادینه شده و عوض شدم. من اصلا آدم ظاهربین و مادی گرایی نبودم ولی الان ظاهر فرد مقابلم و وضع مالیش بشدت برام مهمه و جز ملاک های مهمم شده هرچقد تلاش میکنم کتاب میخونم، قرآن میخونم و حتی می نویسم بازم ته دلم اصلا راضی نیست شخصی که از نظر ظاهری به دلم نمیشینه و وضع مالی خوبی(نه متوسط) نداره بپذیرم این اشتباهه؟ و هی عقلم میگه خب هرکسی ملاک هایی داره تو هم انقد خودتو بابت معیارهات سرزنش نکن البته معیارهام فقط اینا نیست. اعتقادات، اخلاق خانواده هم برام خیلی مهمه ولی قبل از این آقا انقد روی ظاهر و مادیات حساس نبودم و جز معیارهام نبود الان برام واقعا اهمیت داره لطفا بهم کمک کنید که از این عذاب وجدان خلاص شم
1403/04/21

سوال 994475

سلام مجدد در مورد صحبت با طرف مقابل که گفتید واکنشش چی بود این بود که با هم بطور کلی صحبت کردیم ولی استرس شدید داشتم و دارم گفتن که اختلاف سنی زیاده و من هم گفتم که با بیشتر صحبت کردن باید دید که سن شخصیتی مون چقدره
1403/03/28

سوال 994237

باسلام و وقت بخیر ،متولد۶۴ هستم اواخر سال ۱۴۰۱ با آقایی اشنا شدم که از خانوادش کسی جز دو برادرش نمونده بود ک با خود اونام مشکل داشتنزود عصبانی میشد پرخاشگر شکاک بدبین بود و رابطه قبلیشو فراموش نکرده بود طوری ک باذوق خاطراتشو برام تعریف میکرد با مخالفتهای زیادی ک داشتم ادامه دار شد یعنی هم دعوا میکرد هم تهمت میزد هم بی حرمتی فرداش انگار ن انگار منم هیچ جوره نمیتونستم زخم های روحیمو التیام بدم رو هم انباشت شد بعد خواستگار اومد مهریه پایین گفت و خواستگاری پیش نرفت دوباره توهین و تهمت ک تو نه ماشین داری نه چیزی چی داری ک من مهریه سنگین بندازم درحالی خودش فقط ی ماشین داشت باز توهین و...باز دست بردار نیس لازم ب ذکره که من بنا ب دلیلی میخاستم ازدواج کنم ولی هرچقدر که من اونو در نظر گرفتم اون بیشتر توهین کرد و دیدم واقعا نمی ارزه الان تو این یخاطر سن ترس از تنها بودن و پیش نیومدن موردی کلا سردرگمم .بارها تاکید داشتم حرمت ها حفظ بشه ولی یا تیکه مینداخت یا تو عصبانیت حتی ب خانوادمم توهین میکرد

صفحه 1 از 2