پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/05/13
ناشناسدینی و معنوی
آگاهی از سرنوشت
چطور می توانیم بفهمیم که خداوند برای ما تجرد قطعی و همیشگی و تنهایی همیشگی و تا آخر عمر را برای ما مقدّر کرده است؟
۲ پاسخ۹۰ بازدید
1404/04/02
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
ذااب
من از مجردی خستم ودر برای ازدواج چه در همدم چه در بیرون بههیچ نتیجه ای نرسیدم دارم دیوانه میشم چهکمکی میتوانین بهم بکنین
۴ پاسخ۱۲۰ بازدید
1404/02/31
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
مجرد ماندن تا آخر عمر
اگر تا آخر عمر به هیچ وجه شرایط و امکانات ازدواج را نداشته باشیم و یا فردی سر راه مان قرار نگیرد که بتوانیم با او آشنا شویم و ارتباط برقرار کنیم و یا اینکه هیچکس پیدا نشود که او را بپسندیم و به دل مان بنشیند و دوستش داشته باشیم و مجبور بمانیم که تا آخر عمر مجرد بمانیم و تنها زندگی کنیم چه می شود و چه عاقبتی در انتظارمان خواهد بود؟!
۳ پاسخ۸۱ بازدید
1404/02/30
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
مشاوره
سلام من خیلی دوست دارم ازدواج کنم ولی شرایطش رو ندارم 33سالمه الان از بس رمان خوندم دیگه مغز قاطی کرده عصبی میشم میزنم تو سر خودم باید چی کار کنم که فکر ازدواج از سرم بپره چون میدونم با این شرایطم کسی حاضر نمیشه منو بگیره یه جایی که مشاوره رایگان بدن تلفنی باشه سراغ ندارین
۲ پاسخ۷۲ بازدید
1404/02/25
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
جججچ
سلام من از ازدواج کردن کاملا به هیچ نتیجه ای نرسیدم چه راهکارهایی دارین که خودم را با دیگران که اذدواج کردن مقایسه نکم وبرای همیشه بیخیال ازدواج شوم
۳ پاسخ۱۱۹ بازدید
1404/02/15
ناشناسخانواده و روابط
ادامه سوال قبل
راستش دوستان مشاور گفت که اگر شما خودت خواهر داشتی چه مهریه ای تعیین میکردی .والا من دوتا خواهر دارم یکیشون با مهریه ۱۴ داره زندگی میکنه اون خواهر من هم با مهریه۴۵سکه
من خودمم میگم مهریه ۳۵ الا ۴۰باشه
بعداینکه من قبل از اینکه اصلا با دختر صحبت کنم موضوع رو به پدر اطلاع میدم و اون هم همراه مادر به تحقیق میرن ، هیچکدوم از این خونواده هوایی که من رفتم خواستگاری وضعیت مالی بدتر یا خوبتر از ما نداشتن
من حتی خودم جهیزیه سنگین رو هم به عهده گرفتم مثل یخچال ، گاز ، تلویزیون و.... منتها نمیدونم چرا اینقدر تو مهریه گیر میدن نمیدونم به چی قسم بخورم تا الان خواستگاری ۱۵نفر رفتم همشون سر مهریه به توافق نرسیدیم 😐
بهشون میگیم آقا ما دوتا دختر با مهریه پایین شوهر دادیم میگن نه ما میخواهیم امنیت دخترامون تضمین بشه !!حق دارن نگران باشن ولی خدایی دخترشون رو دست جلاد که نمیدن به ولا!!نمیدونم دیگه واقعا حالم از ازدواج بهم میخوره کم کم !!آخه ۱۵ بار رفتم خواستگاری شکست دیگه بسه واقعا بسه خدایی مگه مجردی چشه بخدا نمیگم زن بده ولی خیلی سخت میگیرن !!من نمیخوام هرچیزی رو برم امضا کنم چون مسوولیت مهریه میوفته گردنم
نظر شما چیه ؟؟ولی واقعا دیگه کم آوردم میگن خونواده های خوب زیادن ولی به هیچ وجه !!!خواهر ای من خودشون تعجب کردن واقعا میگن مگه مهریه دوام رو تضمین میکنه که اینا اینجوری گیر میدن
والا نمی دونم چی بگم !!نشد همین سینگلی رو ادامه میدم ازدواج بره به درگ ارزش این همه سرخوردگی رو ندارم این همه غرور بشکنم این همه خودمو چپ و راست کنم آخرش هیچ بخدا دوستام منو مسخره میکنن میگن کی میخوای بری لول ۱۶!!!!دیگه خودتون بدونید این یعنی چی 😒😒
۳ پاسخ۹۲ بازدید
1403/09/12
سوال 995800
من دختری 37 ساله هستم و مجرد الان تعداد موردی بهم معرفی میکنند خیلی کم هست و از طرفی اکثرا شبیه من نیستند و از طرف آقایان هم جواب منفی بیشتر هست من هم احساس شکست میکنم. چند وقت هست احساس تنهایی میکنم از طرفی نیاز عاطفی به همدم هم دارم میترسم در آینده احساس تهی بودن و افسردگی بگیرم. گریه میکنم چکار کنم این احساسات منفی رو از خودم دور کنم و اینکه هر موقع احساس دل شکستگی و گریه به سراغم اومد گریه نکنم چون چشمهام هم عمل کردم دلم که میشکنه نمیتونم جلو گریه ام بگیرم.
۳ پاسخ۲۹ بازدید
1403/05/04
ناشناسپزشکی و سلامت
سوال 994702
با عرض سلام یه سوال داشتم خدمت مشاورین محترم ببخشید واقعا هیچکی نیست از افراد مجرد دفاع کنه امار میلیونی مجردامون فاجعه هست .یه برنامه ای هم که طراحی میکنید افراد مجبورن جهت اشنا شدن اونم ب سختی بسته خریداری کنن ؟بعد توقع دارید به راحتی اشنایی صورت بگیره و جوونامون بتونن ازدواج کنن؟
۱ پاسخ۸ بازدید
1402/03/13
سوال 27916
ببخشید من دختری ۴۰ ساله ام که تک دخترم و۴ برادر دارم وبچه ی بزرگ و نوه ی بزرگ دو خانواده من هستم خواستکار اولم را پدر ومادر بدون اینکه من بدونم جواب رد داده بودند وخواستکار بعدی که اومد مادر نیومد رفت روضه خونه همسایه ودر خواستکار بعدی پدرم اجازه نداد پسر فرهنگی هم بودیعنی معلم بودحتی خونه پا بزاره بعدشم شهر دیگه ای کار شروع کردیم خواستکار دیگه که داشتم در شهر دیگه مادر نیومد وخواستکار هم حتی به خونه پا نذاشت من شدم نگهبان خونه و زندگی پدر ومادر که فقط آنها را تر وخشک کنم وعین کلفت تو خونشون کار کنم تنها کار خانوم وخانه داری نمیکنم کار مردانه هم انجام میدم تو بنایی و جوشکاری برق کش وجوجه کشی کمک میکنم حتی یک قرون هم مزد وانعامی نمیدن که هیچ زیر طعنه وتهمتشون موندم اگر بیمار بشم کسی نیست حتی حالم را بپرسه یا هزینه ای برام خرج کنن عین یه زندانی تو یه خونه هستم حتی برای خودم هم تو این سن نمیتونم تصمیم بگیرم کاش هیچ کس مثل من تو دنیا پیدا نشه طوری شده که کار کردن من شده یه وظیفه حتی یه عید پیدا نمیکنید که من تو اون عید یه دست لباس تازه گرفته باشم گاهی طوری میشود که حاضرم خود کشی کنم ولی از گناهش وآخرت میترسم که جایی نداشته باشم دلم میخواست کاش من هم یه زندگی ساده ای داشتم ولی بدون دعوا و دغدغه ...لطفا داهنمای ام کنید
۴ پاسخ۳۱ بازدید
1401/02/28
ناشناسخانواده و روابط
سوال 16856
سلام من پسری23ساله هستم میترسم سنم بره بالا نتونم ازدواج کنم چون شغل درست حسابی ندارم میترسم مجرد بمونم
۲ پاسخ۱۶ بازدید