پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/07/06

ترس از مراسم آشنایی

سلام و خسته نباشید من نمیتونم به کسی بگم ولی از مراسم آشنایی و نپسنیده شدن میترسم خب طبیعیه من نپسندن ولی میترسم از قضاوت اطرافیان و احساس حقارت درسته احساسم غیر منطقیه ولی کاری نمیتونم بکنم همیشه جای تمرکز بر انتخاب درست بیشتر انرژیم رو این هست که قبل ازینکه پسندیده نشم من بگم نپسندیدم برای همین خیلیا فکر میکنن من خیلی ایرادگیر هستم ولی من فقط نمیخوام تحقیر بشم
1404/03/17

راهنمایی

سلام،چهار ماهه که عقد کرده ام،همسرم خیلی بصورت نابجا در مورد من قضاوت ها و ذهن خوانی های اشتباه دارد و مدام بابت کاری که انجام نداده ام مورد قضاوت قرار میگیرم ، نه تنها با من بلکه در مورد خانواده من هم قضاوت نابجا میکند و از این بابت من خیلی اذیت میشوم،و حتی مستقیم این موضوع رو باهاش مطرح کرده ام و ناراحتی خودم را بیان کرده ام ولی فایده ای نداشته است،بعنوان مثال هنگامی باهم به تفریح میرویم در محیط پیرامون پر از آدم جنس مخالف هست که ممکن است تصادفی و بدون غرض چشمم به آن شخص بیفتد یا خانمی از من سوال بپرسم و جوابش را بدهم، آنوقت است که همسرم اوقاتم را تلخ میکند بشدت عصبانی و تند میشود و میگوید تو به زنها نگاه هرزه میکنی یا چرا با خانمها حرف میزنی، الان در حالتی قرار گرفته ام که زمانیکه به تفریح میرویم گردنم خشک میشود چون فقط زمین رو نگاه میکنم و هیچ لذتی از تفریح نمیبرم
1404/02/30

پاسخ به پرسش خانم عطاریان

من نمی‌دونم واقعا علت ناراحتیشون چیه شاید چون من زودرنجم سریع گریم میگیره منو هیچ جا با خودشون نمیبرن
1404/02/15

۱۳۳۴

سلام وقتتون بخیر من خانمی هستم که به تازگی ۴۱ سالم شده و درسن ۲۵ سالگی به مدت کمتراز بکسال ازدواج کردم که بدلیل مسایلی که داشتیم درنهایت جدا شدم و شناسنامه سفید ار دادگاه برام صادر شد و بعداز طلاق هم تمرکزم را روی کارو پیشرفت فردی خودم گذاشتم و نتایج بسیار خوبی را گرفتم و به نظرم به لطف خدا موفق بودم و توی این بازه زمانی ۱۴ سال تقزیبا به ازدواج فکر نمیکردم و اماتوی این دو سال اخیر قصدم برای ازدواج و تشکیل خانواده جدی شده و تا حالا توی هیچ رابطه ای خودم را قرار ندادم اما حالا برخلاف سخت گیری های قبلی ام خیلی عاقلانه تر موردها را بررسی میکنم ولی درچندین مورد که درهمدم به من معرفی شده همه شون بعد از اینکه درمورد زندگیم صحبت کردم به نوعی با شک و تردیدمن را قضاوت کردند و این برام آزاردهنده بود یعنی توضیح درمورد زندکی گذشته ام من را آزارمیداد و من تو صحبت هام نمیتوانم دلیل طلاقم که از سمت خودم بود را مطرح کنم همسرمن اعتیاد و مشکل دیگه ای داشتند که بعدار ازدواج متوجه شدم و باتوجه به اینکه فامیل یودیم همه شون من را قضاوت کردند
1401/11/04

سوال 23612

سلام ..من چطور به خانوادم بگم با پسری اشنا شدم ..درحالیکه نمیخام بفهمن تو مجازی اشنا شدیم .تو فامیل دهن به دهن نشه مجازی اشنا شدم..چون خانوادم مخالف مجازی هستن..یه راهنمایی بکنیم چکار کنم