پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1401/05/29

سوال 18864

با سلام خانم من بدون دلیل فقط به خاطر اوضاع اقتصادی خونه را ول را کرده. و رفته حالاهم رفته مهریه و حضانت بچه را گذاشته اجرا(بچه پیش من هست) سوالم اینجاست چرا قانون اجازه میده. که زن بدون هیچ دلیل این کارا را انجام بده و ایا مرد این وسط چه گناهی داره و چه کارایی مرد میتونه انجام بده؟
1400/12/01

سوال 15324

سلاممن ۳۸ ساله هستم و نتیجه ۱۲ سال زندگی مشترک با همسرم یک پسر ۱۰ ساله میباشد که عاشقش هستم همسرم اوایل ازدواج من رو با تیپ ساده و منطقی پسند کرد و قبول کرد که باهام طی خواستگاری سنتی ازدواج کنه ولی بعدا بهم گفت که به زور خانواده با من وصلت کرده چند بار چت کردن و رابطه تلفنیش رو با مردهای غریبه و متاهل دیدم و حس کردم تا جایی که خودش هم فهمید که متوجه شدم و اظهار پشیمانی کرد البته خانمم چهار تا خواهر دیگر داره که همگی طلاق گرفتن من دوستش دارم ولی اون میگه به درد هم نمیخوریم مهریش رو گذاشت اجرا نصف خونه رو که من به خاطر وام زده بودم به نامش نصف دیگه رو هم دوباره بابت مهریه ازم گرفت و حق طلاق رو هم گرفت و فعلا رفته و الان هفت ماه هست که از هم جدا زندگی میکنیممن نمیخوام طلاق بگیره و حق طلاق رو هم دادم بهش تا شاید در تصمیمش تغییری ایجاد بشه خپدم طی این چند ماه حتی یک ذره هم از دوست داشتنش کم نشده و بیشتر عاشقش شدم همه میگن دیوانه ای با اینکه حقوقت رو توقیف کرد با اینکه از خونم انداخت بیرون با اینکه ماشینم رو توقیف کرد ولی من باز دوستش دارم و اون میگه ازت خوشم نمیاد برام تکراری شدینمیتونم برای خودم هضم کنم که منو دوست نداشته باشه آخه بهش بدی نکردم شاید یه موقع هایی عصبانیم کرده یه چیزی گفتم ولی دوستش دارم هم اون رو هم پسرم روالان هم برای جلب اعتماد همه دارو ندارم رو دادم بهش هیچی دیگه ندارم ولی بازم میگم بیا زندگی کنیم نمیادبه نظر شما من چکار کنم تا اروم بگیرم
1400/11/29

سوال 15301

سلام. ۳۶ سال خودم را باکره نگاه داشتم. رفیق ندارم. دوست دختر نداشتم. رابطه نداشتم تا با همسرم تجربه کنم.بالاخره ازدواج کردم. همسر را بهترین نعمت می دانستم. فقط احترام به همسر می دانستم. به خاطرش اضافی کار کردم تا ماهانه ده میلیون بشه درامد.فقط زنم رو میدیدم. به همسرم از صبح تا شب صدقه سر و قربون رفتم. ولی بعد زیر یک سقف رفتن تغییر کرد.همسرم رابطه اجازه نداد.بعد متوجه شدم پرده ندارد.دو ماه اول زندگی مشترک اجازه رابطه نداد.بعد به خاطر پدر و مادرش به من داد زد.پرخاشی کرد.خیلی خشک و پسرمنش بود.میگفت برده نیست که هر روز رابطه بخوام.میگفت نمیدم بهت.همش دخالت مادرش در زندگی بود.رستوران و خرید میبردم گفت وظیفته من که نخواستم.سر رابطه یک روز سیلی زدن.همسرم چهار بار به من سیلی زد.سر گوشی که با پسر چت میکرد ، من رو کتک و کبودم کرد چیزی نگفتم.یه شب که یک ماه رابطه نداشتم، با زور خواستم رابطه کنم. پریدم روش.اون بهانه کرد و گذاشت رفت.فقط چهار ماه خانه مشترک بودیم.از همه جا بلاک کرد.جهیزیه رو برد. مهریه گذاشت اجرا.شکایت کرد.رو مادرم و پدرف توف کرد و فحش داد.الان پنج ماهه رفته. اوایل افسرده شدم. سه ماه تمام خون گریه کردم.رفتم دنبالش.نیومد. فقط گفت پشیمون میشی که دست روم بلند کردی.الان نمیتونم بفهمم مشکل از من بود یا اون درست میگه. کلی اذیت کرده ولی اصلا نمیبینم. احساس گناه دارم.یعنی به خاطر سیلی رفت؟همه جا گفته امنیت نداره.به خدا ، من یک درصد هم از دلم خوشونت نداشتم. صدای پرخاش من رو که رابطه میخواستم و عصبانی بودم رو ضبط کرده.به من میگه عصبی هستی. خودش قرص اعصاب و استرس مصرف می‌کنه. گفته بود هیچ قرصی نمیخوره.من نه قرص خوردم تا حالا نه چایی و نه خلاف های دیگه.الان خیلی داغونم. فکر نمیکردم همسرم روزی بره.همش میگم کاش رابطه نمیخواستم.کاش هیچ مخالفتی نداشتم.ولی اون یدونه سیلی داغونم کرده.شاید به خاطر اون گذاشت رفت.اخه من خیلی احساس گناه دارم.ولی درونم میگه اخه ۹۹درصد من خوبی و محبت میکردم بهش؟!تجربه اولم بود از کنار زن بودن.لطفاً کمکم کنید.از کار و زندگی افتاده ام.