پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/10/14

سوال 996014

باسلام، خواستگاری دارم ۴۴ساله که تحصیلاتشون فوق دیپلم، کارشون هم خصوصی ودر مدرسه غیرانتفاعی معاون هستن و یک جلسه تلفنی صحبت کردیم، ایشون با سنی که دارن ثبات کاری نداشتن و الان هم دو سال هست در این کار مشغول شدن و چون این مورد برای من مهم بود مطرح کردم و همش تکرار میکردن روزی رو خدا میرسونه و فعلا در اینجا مشغولم، البته اعتقادات هم برام مهمه و فک میکنم معتقد هستن.ضمنا من۳۹سال،فوق لیسانس و معلم رسمی هستم؛به نظرتون تناسبی هست و در این سن گفتن این که من مادی نیستم و روزی رو خدا میرسونه کمی نشانه تنبلی ایشان نیست؟
1401/05/09

سوال 18390

سلامیک مشکل اصلی که من دارم اینه که کارهام رو نصفه رها میکنم و به هدف نمی‌رسم. قبلاً اینطور نبودم، بعد از یک دوره سخت بیماری و جدایی دچار این حالت شدم. چطور میتونم انگیزه و هدف قوی تو خودم ایجاد کنم تا به هدف های مد نظرم برسم؟ چطور میتونم با تنبلی و سستی مقابله کنم؟
1401/04/03

سوال 17636

باسلام خدمت خانم دکتر فرزانه باکتریا در ادامه پرسشی که داشتم (خواهری دارم ۳۸ ساله و تحصیل کرده تا قبل از کرونا شاغل و معلم بود اما با اومدن کرونا شغلش رو از دست داد. خیلی به سختی میتونستیم از خونه بیرون ببریمش. )فرمودید:تغییر رفتار مربوط به زمان بعد از بیکار شدن میباشد یا نه؟باید بگم که خیر همیشه کمی غر غرو بوده و حسادت و خستگی و خواب زیاد را همیشه دارد. خوب به یاد دارم که وقتی ساعت ۱ظهر برمیگشت به منزل تا عصر میخوابید و برای پختن شام همیشه غر میزد که من خسته ام کس دیگری شام بپزد. یا به ایشان میگفتم عصر هست برای خرید و دور زدن باهم بریم بیرون میگفتن خسته ام باشد برای روز تعطیل. درصورتیکه ساعت کاری ایشان ۷تا ۱۲ظهر بوده و شغل معلمی سختی چندانی ندارد که اینهمه نیاز به استراحت داشته باشد. همیشه ابروهای گره خورده ای داره چه بیکار نشسته باشه و چه درحال انجام کاری باشه. متاسفانه خواهرم در دوران تحصیل دبیرستان رشته انسانی خوانده و با عرض پوزش از همه دوستداران رشته انسانی. من نمیفهمم چرا بعضیاشون چون ۲تا کتاب روانشناسی خوندن تو دوران دبیرستان فکر و ادعا میکنن یه پا روانشناسن و خودشون میتونن خودشونو همه رو روانشناسی کنن و میدونن باید چه کار کنن برای همین از رفتن به مشاوره سر باز میزنن. الان رسما ۲۰ساله خواهرم دوران دبیرستان رو تموم کرده. شایدم واقعا میدونه چشه و ترس داره که مشاور حقیقتهای دیگه ای رو هم بهش بگه که خودشم فکرش رو نمیکرده. وقتی گفتم تو همدم ثبت نام کن ۲تا آزمون معتبر روانشناسی میگیره من خیلی لدت بردم از اینکه باخودم بیشتر آشنا شدم اینجوری با خودت بیشتر آشنامیشی هنوزم که هنوزه ثبت نام نکرده که ۲تاآزمونو بده به نظرتون واهمه نداره از این که شخصیتش رو بیشتر بشناسه؟ فرمودید: مشکلش را کم اهمیت که تنها نیاز به تلاش دارد نشان ندهید.یعنی الان ما باید چه کار کنیم؟ و چگونه برخورد کنیم که اهمیت مشکل را بیشتر بفهمد؟ ممنون میشم مثالی برایم بزنید تا بیشتر متوجه شومدرمورد مسائل بهداشت شخصی که فرمودیدباید بگم خداروشکر خواهرم به بهداشت شخصیش خیلی اهمیت میده و از کثیف شدن هم بدش میاد و مداوم دستهاش رو میشوره (نه به صورت وسواس گونه)و لباسهاش همیشه تمیز و ظاهر مرتب و آراسته ای داره. کلا از گردوخاک جایی بشینه شاکی هست.من تمام تلاشم رو میکنم که باهاش همددلی کنم و به جرات میتونم بگم ۸۰٪ با من همیشه صحبت میکنه. و متاسفانه باید بگم خواهرم هیچ دوستی نداره ۱دونه دوست داشت اونم برای دوران دانشگاهش که سالهاست باهم تماسی ندارندهمیشه تلفنش تو کشو هست و هفته ای ۱بار شارژمیکنه نه گیم بازی میکنه نه از چیزی خوشش بیاد عکس میگیره و هیچ پیامی به کسی نمیده و زنگ هم به جایی نمیزنه در کل سال شاید ۶۰هزارتومن هزینه کل سال تلفنش باشه که اونهم مربوط به جمع آبونمان و مالیات خط تلفن میشهسپاسگذارم از وقتی که میذارید