پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/04/03
ناشناسحقوقی

خروج بدون اجازه همسر

خانواده همسرم منزل ما مهمان بودن ک بحثی آرام در اتاق بین من و همسرم شکل گرفت به محض بیدار شدن از خواب بدون اجازه و هماهنگی من همسرم را با خودشان بردند درضمن نزدیک به ۱۰۰ گرم طلا ک پس انداز من بود را نیز از کشو برداشته اند چیکار باید بکنم
1404/03/23

خانوادگی

سلام مامان میگع جلو رفتن خونه مادرشوهر برم میگه نرو دعوام میکنه چکارکنم
1404/03/22

خانواده پدر مادر

سلام پدر مادرم همش میگن خانواده شوهرت پول دارن فلان بهترین صبحت باز کردن گفتم زندگی ما ربطی به اونها که همه میگید زحمت کشیدن شغل معلمی دارن پولش دارن بعد موضوع پرده خونه شد میله پرده گرفتیم مادر من گفت خاک تو سرت چرا رفتی گفتی من اعصابم خرد شد گفتم با اعصانی گفتم چطور میشه شوهرم اعصبانی شد بعد من گفتم اینکار بکن همون مادرم گفت الان که مادرت گفته من انجام نمیدم . اگر بیرون جا برم مادرم میپرسه کجا میری یا میرم خونه حتما ظرف بشور برو اگر نشورم غر میزنه با میشورم میرم ولی اگر یخوره سریعتر بلند بشم میگه چرا سریع بلند شدی رفتی واقعا دارم دیونه میشم حرفی میزن بهم میگن چطور شوهرت جیغ میزنه سرت تو نمیزنی چرا صدات بلند نمیکنی
1404/03/21

خانوادگی

سلام . من عقد هستم با هر شرایط خونه گرفتیم بعد مادر پدرم میگن شوهرت ولت می‌کنه با اینکه شوهرم میشناسم. که دوستم داره . میگن همه چیز به مادرش میگه . ترس تو دلم اینجا میکن ن دایی ن خالع خواهرم با مادر پدرم هم فکرهست حرف اونها قبول داره من کسی ندارم عروسیم اقام میگه زرند مادر پدرم میگن ن باید کرمان باشع من چکار کنم اگر حرف بزنم با دعوا میگن طلاقت بگیر واقعا. شرایط سختی دارم یا میگن خونه تمیز نکن چرا میری کنار شوهرت چرا نمیایی یا میاد خونه شوهرم خونه مادرم میگه چقدر غذا میخوره من اینکه ناراحت نشه غذا کم میریزم براش متوجه نشده یا میگه مامانم اینجا موندی خرجت باید بده دلم میشکنه . یا غدا درست میکنه میگه شوهرت میخوره
1404/03/19

خانواده

سلام وقت بخیر مادرم تو رابط زناشویی ما دخالت میکنه . عروسی می‌خواهیم بگیرم میگع من اونجا میخواهم بابد بگیری قسم میخوره من نمیام خودت برو دارم دیونه میشم تو خدا راهنمایی کنید چطوری باهش صبحت کنم
1404/03/19

مشاوره بعد ازدواج ی

سلام و عرض ادب، گاهی واقعا متوجه بعضی رفتارها نمیشم، تو دوران مجردی خواهر متاهلم و مادرم به عنوان نصیحت کلی اصرار و تشویق به ازدواج میکردند حتی خواهرم قبل ازدواج من جهت تشویق من برای ازدواج گفتش یه آپارتمان دارم که اجاره میداد گفت میدمش بهت رایگان چندسال زندگی کنی ولی بعد عقد من زد زیر همه چی و زیر قولش زد یا نگاه که میکنم به رفتارهای مادرم وقتی ازش میپرسم واسه عید غدیر آیا داماد باید چیزی ببره واسه عروس فورا میگه ول کن بابا اونا مگه چی برا تو میارن که تو میخوای ببری، یا مثلا اون یکی خواهرم تو پاگشا کردن همسرم هنوز بعد چند ماه هیچ اقدامی نکرده یا حتی هیچکدوم از خواهرام یکبار هم به همسر من زنگ نزدند گاهی فکر میکنم شاید از سر حسادت زنانه باشه واسه همین خیلی ناراحتم بنظرتون دلیل این رفتار ها چی میتونه باشه؟،خودم به این نتیجه رسیدم که باید فقط پشت زنم باشم حتی اگه حرفش اشتباه باشه چون اونه که تا آخر عمر قراره کنار هم باشیم اگه پشتش نباشم پس چرا یجورایی با احساساتش دارم بازی میکنم واقعا چرا خانواده من قبل ازدواج پسرشون اینقدر مشتاق ازدواج بودند بعدش منو همسرم رو رها کردندر
1404/03/18

خانوادگی

سلام مامانم بهم میگه شوهرت ادم خوبی نیست همش منو میترسونه‌. ما الان ۲ نیم عقد هستیم گفتن تا خونه نگیره نمتونه بری من چکار کنم الان به هر شرایط اقام همه چیزش فروخت خونه کوچک گرفت. الان میگه ن عروسی باید بگیره همونجا مادرم میخاد واقعا خسته شدم شوهرم شنیده همش غر میزنه بعد قسم میخوره من نمیام عروسیت همونجا خودش باشع میگیره با مامانم حرف میزنم با دعوا جوابم میده یا میگع چرا ما باید به ساز شوهرت بسازیم .
1404/03/18

مشکل خانوادگی

سلام من الان ۲سال نیم عقد هستم. گاهی موقع مادرم دخالت می‌کنه همش کنار شوهرت هستی حرف اون قبول میکنی . من سرکار میرم خونه گرفتم هزینه کردم وقتی دارم مادرم فهمید دعوا سر صدا کرد .بعد اقام خانوادش دور هستن زرند هستن ولی ما خونه گرفتم کرمان. هسته مادرم میگه عروسی کرمان باشن خانواده شوهرم میگه ن زرند واقعا دارم دیونه میشم . مادرم میگه جهیزیه نمیدیم اگر عروسی نگیرین بعد میگه زرند نمیام عروسیت چکار کنم راهنمایی کنید 😭
1404/03/17

چکاری باید انجام بدهم

سلام من قبلا با خانومی نامزد بودم که بخاطر دخالت مادرش همه چیز بهم خورد و بعد از ۶ماه با خانومی آشنا شدم و قرار بود برم خواستگاریش ولی دو روز قبل از خواستگاری ناگهان من از روی احساسات و ترس از خودکشی همه چیز رو خراب کردم و باعث شدم توی چشم هم شخصیتی بلاتکلیف و بی ثباتی رو نشون بدم الان چند ماه از اون قضیه میگذره و من نمیدونم چکار کنم آیا برم سراغ اون دختری که باهاش آشنا شدم و یا گزینه جدیدی رو پیدا کنم و اینکه اگه برم خواستگاری دختر دومی چه مضرات و فایده های دارد