پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/08/01
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995527
اقا هستم از دوران طفولیت به بیماریه مننژیت وسپس به سرع مبتلا شدم میخواستم ببینم این بیماری تا چه حد برای خودم وتا چه حد برای اطرافیانم خطرناک است اصلا خطر ناک است یا نه یک بار ازدواج کردم که همان شب همسر سابقم با اطلاع قبلی که داشت عقد نامه را امضا کرد ولی بعد از مدتی بعد گفت شما در خلوت از من امضا گرفته اید این حرفها وبا اقدامی از پیش طراحی شده هم طلاق گرفت وهم به چیزی که نباید در طلاق خلع برسد رسید واز ان ببعد من احساس کردم این بیماری یک بیماریه سرطانی است در حالی که هم ردیفهای خودم را وقتی میبینم که خود را به درو دیوار میزند واگر جلو یش را نگیرند خو زنی هم میکند انجاست که شکر خدا میکنم ولی کلا میخواهم ببینم من با این شرایط میتوانم دوباره به فکر دومین ازدواج باشم یا به خودم زحمت زیادی ندهم نا گفته نماند که اگر عصبی وخسته نشوم هر دو ماه بهدوماه این حمله وتشنج بهمن دست میدهد وزمانش بیشتر از شش ثانیه نیست وداروهایی که من صرف میکنم مشکل جنسی نخواهم داشت واگر مثبت بودن جواب چه کنم که از طرف دیگر اسیب نبینم
۳ پاسخ۲۰ بازدید
1403/02/07
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993718
سلام . من چندسال پیش دچار بیماری اضطراب شدم و به شکل پنیک ظاهر میشد. اما این حملات انگشت شمار بود و تحت نظر پزشک کنترل شد.بعد از سه سال مصرف دارو، تحت نظر پزشک داروها قطع شد .بعد از حدود چهار ماه از قطع دارودوباره یک حمله پنیک خفیف تر از قبل داشتم .دوباره به پزشک مراجعه کردم ایشون گفتن آیا اضطراب و افسردگی یا گوشه گیری دارم بنده گفتم خیر. گفتن حالا که می تونی روال عادی زندگی رو داشته باشی دارو لازم نیست اما اگر این حملات در مدت کم تکرار بشن باید دارو مصرف کنی.حالا یک ماه گذشته و اتفاقی نیفتاده.الان من حالم خوبه و مشکلی ندارم سوال من اینه که منالاندارو مصرف نمیکنم و زندگی به مشکلی از لحاظ روحی نخورده اگر خواستگاری داشته باشم آیا اصلا لازمه اینمورد رو بگم ؟و اگر لازمه چه زمانی این کارو بکنم بهتره ؟ دوستان قبلا در اینمورد سوال کردن امابه دلیل تفاوت شرایط و نوع بیماری مجبور شدم دوباره سوال کنم.متشکرم.
۳ پاسخ۲۴ بازدید
1402/02/03
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 26719
سلام زمانیکه بخاطر فشارهای روانی دچار تهوع، بی حالی و سردرد جوری که ملاج سر و چشمامون هم درد میگیره، درد قفسه سینه میشیم چکار کنیم که جسمی خوب بشیم و افکار و خودگویی های خودمون را چطور کنترل کنیم
۱ پاسخ۱۴ بازدید
1400/07/11
سوال 12755
با سلام.بنده دختری ۲۵ ساله و مجرد هستم.شاغل هم نیستم و درحاضر دانشجو.فکر ازدواج دارم اما مورد مناسب پیدا نمیکنم و نیست برام.شایدم اگه پیدا بشه اون منو نپسنده بخاطر یسری مسائل.به خواسته هایی که داشتم هنوز نرسیدم و زمان بره؛ فعلا یجوریایی در حالت تعلیقه.چه در زمینه تحصیلی و چه در زمینه شغلی و چه همین ازدواجم!همزمان به خیلی مسائل فکر میکنم ولی نمیشه بهش برسم گم و گیج شدم. از طرفی هم گاهی فکر میکنم که کهن سالیم چی میخواد بشه چطوری میگذره ایا تنها خواهم شد ایا خوشحال خواهم بود ؟ یا اینکه چگونه خواهم مرد ؟ ایا امرزیده خواهم شد ؟ چگونگی مردنم چجوریه؟ میترسم ازش، اینکه با عذاب و درد باشه یا راحت باشه . چند ماه پیش هم یه حمله اضطرابی داشتم به خاطر دعوای خانوادگیمون.اینطور که دکتر گفت حمله پنیک بوده.خیلییییی حال بدی داشتم هنوزم میترسم که مبادا دوباره انجوری بشم ؟ یا اگه همسرم از این جریان اطلاع پیدا کنه در اینده یا تو طی زندگی متاهلی اینجوری بشم چی؟! اخه جوریه که یکی باید کنترلم کنه ارومم کنه خیلی حالم بد میشه ! خیلی ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
۱ پاسخ۳۷ بازدید