پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1400/07/11

سوال 12009

سلام دختری ۲۴ساله هستم از سن ۱۴سالگی تا الان افرادزیادی خواستگاریم آمدن ولی بعدا متوجه شدیم که بادخالت همسایه ها یا فهمیدن مریضی پدرم جوابشون ردبوده پدرم ناراحتی اعصاب داردبعداز رفتن خواستگارا و فهمیدن این موضوع بارها خواستم دیگه خواستگاری قبول نکنم این موضوع منو تحت تاثیر قرارداده و من خیلی از این موضوع رنج میبرم این موضوع باعث شده سرکوچکترین چیزسریع عصبی بشم وناراحت بیشتر وقتا تا چندماه ناراحتم واصلا از هیچ چیزی خوشحال نمیشم انقداین اتفاق برام افتاده وتکرار شده احساس میکنم دارم افسرده میشم بیشتروقتا به خودکشی فکرمیکنم لطفا راهنماییم کنید ممنون
1400/07/11

سوال 11924

دختری۲۴ساله هستم که در دوران دانشجویی به پسری علاقه مندشدم که فاصله زیادی بین شهرامون بود واون تقریبا هیچ تصمیم جدی برای ازدواج نداشت منم برای اینکه هر دومون بیشتر صدمه نبینیم وبهم وابسته نشیم رهاش کردم وازش فاصله گرفتم وچندماه بعد برای فرار ازین مشکلات ازدواج کردم اما نتونستم فراموشش کنم و دوباره بهش پیام دادم ولی اینبار اون باسردی منو ازخودش دورکرد باوجودیکه نمیدونست متاهلم الان هیچ ارتباطی باهاش ندارم ولی هیچ میلی به ادامه زندگی درمن نیست خیلی دوسش دارم و نمیتونم فراموشش کنم تاجاییکه خیلی وقتا به خودکشی هم فکرمیکنم...
1400/07/11

سوال 11923

سلام من دوست دارم خودکشی کنم به خاطر اینکه اتفاقات ناگواری افتاده تو زندگیم به خاطر سواستفاده جنسی متعددی و تعرض که شده شب ها شده کابوس گریه میکنم الان سنم 22سالمه همه بلایی که سرم اومده احساس میکنم تقصیر خودمه احساس میکنم قلب درد میگیره از آینده ام میترسم احساسرمیکنم اینده تاریکی دارم حالم بده احساس میکنم من مرد نبودم از خودم دفاع کنم دوست دوباره بستری بشم دیگه بعضی مواقع جواب نمیده مغزم حالم بده دوست دارم ازدواج کنم که شاید آرامش رسیدم