پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/07/10
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995413
با سلام من با یه آقای آشنا شدم از طریق سایت خیلی هم معیار هستیم ولی نزدیک یک ماه در ارتباط هستیم ایشون گفتن کار اداری قضایی دارن و آخر ماه میان و تا اون زمان گفتن در حال شناخت و ارتباط باشیم حالا چجوری این آقا را راستی آزمایی کنم البته ایشان تهران هستن من تبریز لطفا راهنمایی کنید ممنونم
زندگی کارمندی1درمان افکار وسواسی1ازدواج از دو شهر متفاوت تردید در انتخاب همسر 1راستی آزمایی خواستگارها 10+
۴ پاسخ۱۶ بازدید
1403/04/15
ناشناسحقوقی
سوال 994418
سلام من چند ماهه ازدواج کردم همسر من اوایل برنامه ریزی ای داشت برای خواب و بیداری و خیلی چیزهای دیگه به من میگفت زن و شوهر باید همراه باشن و تو باید چهار صبح پاشی و چند ماه پاشدم باهاش ولی دیدم برنامه اش و هروقت بخواد عوض میکنه ساعت نه خاموشی وقتی میگفت چهار باید چهار پامیشدی نبم ساعت دیر تر پامیشدم حرف نمیزد باهام میگفت سوره نساءگفته مردان رو برگردانن از زنانی که نافرمانی میکنن بعد گذشت سر اینکه من شب با لباس خواب کوتاه تو خونه گشتم قبل خووب دعوا راخ انداخت گفت ولنگ و باز میگردی گفت همین الان عوضش کن یا حرف من و انجام بده یا بچه نمیخوام تکلیف خودت و روشن کن چون خیلی بچه دوست داری حتی پنج سال دیگه هم بگذره بچه نمیخوام مگه اینکه همینطوری زندگی کنیبه من میگه مرد مسئول برنامه ریزی زندگیه همه چی با مرده مرد تصمیم میگیره با هم انجام میدن هم اسم قانون میاره هم قرآن میگه قانون اسلامی گفته تصمیم گیری با مرده و تو ساعتی که من نیگم بیدار نشی یعنی تمکین نمیکنی تو گوگل قانون آورده میگه این شامل تمکین عام میشه درسته؟خودش به من میگه تکلیفت و روشن کن چند بار کفت نمیخوای برو تا میخوام برم یا حرفش و عوض میکنه یا میگه خونه بابا میری که چی بشه منکه نمیام دنبالت یکی دو بار گفت بریم دادگاه گفتم دادگاه دلیل میپرسه ازت میگه مرد دلیل نمیخواد میتونه راحت بی دلیل زنش ک طلاق بده تا میخوام بیام میگه بری زن نشوز میشی سرپیچی کننده میگم خودت میگی نمیخوای زندگی کنی میگه قانوندمن اینه مثل قانون جمهوری اسلامی که حجاب اجباریه مرد میتونه این کار و بکنه باهاش مقابله میکنم میگه همینه که هستم الان بدتر شده اوضاع زندگیمون میگم کی به تازه عروسش این حرفها رو میزنه که تو میزنی تا میخوام بیام یه بار میگه ما تازه ازدواج کردیم همدیگر و خوب نمیشناسیم این دعواها طبیعیه دل میشکونه تا موقه ای که این حرفها رو میزنم میگه قوی باش دونفر میتونن در عین دوست داشتن جدا بشن از حرفش نمیخواد کوتاه بیاد میگم بریم مشاوره نمیره اصلا میگم شاید من استباه میکنم موقه دعوا حرفش و میزنه ولی با آرامش من عصبی میشم میگه حالت خرابه مگه چیه خب یه بار دیگه سر رفتن من گفت آخرین بار تو که همش آماده رفتنی هرچی میشه حرفهای خودش و نمیفهمه میگه من نگفتم که بری من میگم با این شرایط بچه نمیخوام انگار فقط شرایط و حرف خودش درسته میگم بیا حد وسط بگیریم توافق کنیم تو تصمیماتمون میگه توافق برای غریبه هاس سری آخر که خواستم برم بهم گفت بری نمیام چی میشه فکر میکنی یه سال هم بمونی طلاق نمیدم دوماه دیگه عدم تمکین میزنم خودت مجبور میشی با پای خودت برگردی همچین کاری میتونه بکنه؟بهش گفتم من با بدبختی زندگی نمیکنم بهش گفتم یا من هروقت خواستم بچه میخوام ساعتی که تو گفتی پانمیشم و لباس کوتاه میپوشم و تو کار مناسب پیدا میکنی من میمونم یا تموم کن خسته شدم گفت هرچی تو بگی ولی دوباره سر موضع خودشه جاش و جدا کرده به زور حرف میزنه برای خونه میوه نمیخره میگم بهش میگه پروتئین بهت میریه بسه میدونم من تو بحث خیلی باهاش این سری بد حرف زدم آخرین بار گفتم تو توان خرید نداری بیکاری و از این حرفها در اتاق و محکم پشت سرش بستم اون و ول نمیکنه بی احترامی میگه کردی ولی تمام این حرفهای خودش و بی احترامی نمیبینه من میدونم تو این رابطه هردو تا مقصریم ولی اون تقصیر خودش و گردن نمیگیره ولی میدونم حق منه که ساعت خواب و بیداری وبرنامه ام دست خودم باشهحتی برای بعد خوابم هم برنامه چیده بوداول یاد خدا بعد صبح به خیر گفتن بهد کشیدن پرده ها بعد مرتب کردن رختخواب بعد چایی بذاری بعد بری دست و روت و بشوریواقعا زندگیمون به مو بنده دیگه نمیدونم چیکار کنم دوست دارم برای آخرین بار تلاشم و برای زندگیم بکنم یه کاری کنم درست بشه نمیدونم امکانش هست؟فهمیدم از رفتارش وسواس داره هم از لحاظ حقوقی راهنمایی میخوام هم از لحاظ مشاوره زوجی لطفا راهنمایی کنیدمن خودم دنبال جایی برای کمک گرفتن برای مشاوره هستم حداقل خودم برم تا بفهمم باهاش چطور رفتار کنم واقعا شرایطم خوب نیست همش میخوام خوب باشه ولی..بعضی وقتها میگم قهر برم خونه پدر و مادرم شاید درست بشه ولی خیلی مغروره نمیدونم مجبور شدم یک بار به پدر و مادر خودش بگم گفتم حداقل بگین از صبح بره سر کار این کاری که میگه آینده نداره طرز فکرش درست نیست به اونا گفته بود تو زندگی من دخالت نکنین اوایل از رفتن من میترسید ولی الان نمیترسه ولی موقع رفتن به من میگه به عواقبش فکر کن فکر نکنی میام دنبالت یا میگه تو زن شدی میخوای بری خونه پدرت وقتی خونه داری میگم خونه ای که به من بگن بریم دادگاه خونه من نیست دیگه من خودم درآمدی ندارم نمیدونم هزینه مشاوره الآن چه قدر میشه جایی باشه با هزینه کمتر اگر سراغ دارید رفتارهای خومم و هم بگم رفتار اون و هم بگم ممنون
۲ پاسخ۲۰ بازدید
1403/03/31
سوال 994273
سلام ، من دختر هستم و ۲۷ سالم هس کمالگرا هستم وزیاد فکر میکنم و سالهاست که بخاطر کمالگرایی اسیب دیدم وقتی ۱۰ سالم بود وقتی فکر میکردم بنظرم می امد که چرا مردم و خانواده م اینقدر سختی میکشن و گرفتار فقر و بی فرهنگی هستن مثل سرباز ها و پادشاهان یعنی چرا یک عده سوار بر بقیه هستن مثل فقر مردم و با اینکه خیلی وقت هست که انسان ثانویه وارد عرصه ظهور شده چرا خانواده ها فقیر هستند و پشتوانه بزرگ و تمدن بزرگ ندار ن مثلا درخانه های اجری زندگی میکنن مثلا کوروش قصر داشت ولی یک سری ها اشغال جابجا میکنند ومن فقط ۱۰ سال داشتم وقتی ۱۵ سالم شد حتی دچار توهم شدم و علاقه ی خیلی زیادی به دانشمندها داشتم خیلی فیلم علمی و علمی تخیلی میدیدم و نپذیرفتم که ۱۸ سالت بشه بچه دار میشی تازه گفتی الف پ ت س این رسما میمون هست پس مردم میمون هستن اره اینا هم روبات های انسان نما هستن چند سال گذشت و من خیلی زجر کشیدم و از خانواده م متنفر شدم دیپلم داشتن خانواده م منم قبول نمیکردم این خانواده من نیست و میمون هست پس از زجر های زیاد که حتی تا حس و فکر خودکشی رفتم حل کردم و پس از ۵ سال از مادرم پرسیدم روبات انسان نما وجود دارد گفت نه چیزی مثل گوشت نمیشه ساخت این مردم واقعی هستن فکر نکن حالت بد میشه پس از ۱ سال پذیرفتم ولی افسرده شدم و قرص میخورم الان تحت فشارم وقتی این مردم را میبینم حالم بد میشه بنظرم همه باید دانشمند باشن مادرم گفت بعضی از مردم مثل پسر عمه م هوش اونقدری نداره درس بخونه برای همین دیپلم هم نداره یعنی اگر درس بخون یاد نمیگیره گفتم پس میمون فرق انسان با میمون هوشش هست گفت این چه حرفیه انسان رانندگی میکنه ولی اعتقاد دارم کسی مثل ترامپ مثل مغول و این افراد که هوش چندانی ندارن باید از بقیه جدا بشن و کسی زود ازدواج نکند دانشمند بشود بعد بچه دار شود تا بتواند فرهنگ و تمدن و ...به فرزندش اموزش دهد نه دعواهای خانوادگی را تحمل کند
۳ پاسخ۲۲ بازدید
1401/07/03
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 19621
سلام من گاهی وقتا زیاد به فکر میرم نمیدونم چرا سنی هم ندارم ولی زیاد به مسائل های الکی فکر میکنم و نگرانم میکنه دست خودمم نیست
۱ پاسخ۱۱ بازدید
1401/07/01
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 19515
باسلام من الان حدود11سال وسواس فکری بدبینی دارم دکترهم رفتم تاحدی کنترل شده میترسم بعدازدواج نسبت به شوهرم هم همچین حس روداشته باشم
۱ پاسخ۹ بازدید
1400/07/11
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 11980
من ۳۲ ساله هستم و متاهل بعد زایمان دومم دچار وسواس فکری شدید شدم چطور میتونم ازش فرار کنم درحالی که همه تلاشمو میکنم روانپزشک هم رفتم اما باز نمیشه
۱ پاسخ۲۹ بازدید