پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/12/18

سوال 996796

با سلام .من پسری هستم که در حال اشنایی با خانمی هستم که 1-اعتقادی به حجاب نداره و میگه حجاب دیگه کسی رعایت نمیکنه و بیرون روسری سرش هست ولی مث امروزیا روسری میوفته روی شونه هاش .من افکارم سنتی هست و مذهبی با اینکه شاید تیپم مذهبی نباشه .دوست دارم روسری سرش باشه از ی لحاظم نمیخام محدود بشه فک کنه ازدواج باعث محدودیتش میشه شاید من اشتباه فک میکنم ولی میدونم با رعایت نکردن روسری من اذیت میشم2-ایشون اصلا به من زنگی هم نمیزنه فقط پیامی در حد واتس آپ میزنه .و میگه درون گرا هستم .3-دیدار اولیه داشتیم ولی حس میکنم بازم پیگیر رابطه نیست .من بهش گفتم که رابطه نیاز داره دو طرف تلاش کنیم و موافق بود ولی میگه با چت راحت نیستم شاید برای سنم باشه و این حرفا .منم حس آویزون بودن گرفتم مردی هم که همش به زنی پیام بده و در دسترس باشه که خوب نیست .
1403/12/14

سوال 996749

سلام وقتتون بخیرمن از طریق سامانه همدم با اقایی اشنا شدم که در پروفایلشون نوشته بود ساکن شیراز هستند و بعد در هنگام صحبت اولیه (چت در تلگرام) متوجه شدم حدود یکسالی بیشتر هست رفتند ارومیه و بخاطر کار در اونجا مشغول هستند (اگر در پروفایلشون شهر دیگری بود شاید از همون اول پیام نمیدادیم چون محل سکونت مد نظر من فقط شیراز هست) .. بعد از ۲۵ روز صحبت صرفا چت ایشون با اینکه قصد نداشتن در این موقع از سال بیان شیراز، با پرواز اومدن شیراز و ما یک جلسه با حضور هر دومادر و اقا پسر، و یک جلسه با حضور مادر خودم همدیگه رو دیدیم و صحبت کردیم. نظر اولیه هر دو ما شناخت بیشتر هست دغدغه ای که هردو داریم این هست که با چت نمیشه به شناخت بیشتر رسید از اون طرف راه ایشون هم دوره و برای شناخت بیشتر و انتخاب اینکه از ارومیه محل کارشون رو تغییر بدن و بیان شیراز رو منوط به شناخت بیشتر گذاشتن (در صحبت ها اشاره کردن که مادامی که شناخت نسبی صورت نگیره جابه جا کردن محل کارشون با توجه به اینکه حقوقشون اونجا بالاتره ریسک داره)حالا پیشنهاد ایشون برای شناخت بیشتر به جای چت که سوتعبیر های زیادی خصوصا راجع به مسائل مهم ایجاد میکنه، تماس گرفتن هست که با توجه به اینکه مادرم کلا به اشنایی و شناخت سنتی عقیده دارن مخالف تماس گرفتن هستن و میگن اگه بخواد بیاد شیراز با همین دو جلسه هم میتونه تصمیمش رو بگیره (من خودم رو جای اقا پسر میذارم و به اقا پسر حق میدم) با توجه به اینکه اردیبهشت ماه عروسی برادرشون هست و بنا گذاشتیم وقتی برای عروسی برادرشون اومدن هم بریم ازمایش خون (غیر رسمی) بدیم و هم بریم مشاوره حضوریبا تمام این ها من چیکار کنم؟ از یک طرف به اقا پسر و خودم حق میدم برای شناخت بیشتر تماس گرفته بشه و صحبت های مهم به جای چت حداقل در تماس رد و بدل بشه از یک طرف مادرم رضایت قلبی نمیدن به شناخت های غیر سنتی .. ممنون میشم من و مادرم رو راهنمایی کنید
1403/12/14

سوال 996748

من یه خواستگار دارم که بعد از شش روز هنوز زنگ نزدن، الآنم یه درخواست از همدم دارم. برم برای آشنایی با منتظر اولی بمونم؟
1403/12/13

سوال 996739

سلام من با اقایی اشنا شدم که ایشون بعد دیدن عکسم ازمن خوششون اومد ولی بعد از تماس تلفنی گفتن ک صدات ب ظرافت اندامت نمیاد خیلی ناراحت شدم یا اینکه بهم میگن انتظار هیچگونه ساپورت مالی و احساسی ازم نداشته باش یا اینکه میگن اگه دوسدخترم بودی برات خرج میکردم چون دوره اشنایی هستیم من هیچ هزینه ایی برات نمیکنم ممنون میشم راهنمایی کنید چه برخوردی داشته باشم با این اقا
1403/10/30

سوال 996157

سلام در دوره اشنایی از آقایون در مورد مسائل مالی چطوری بپرسیم که حساسيت نشون ندن .. شغلشون خوبه ولی میزان درامد و پس انداز چیزی نگفت هر چی پرسیدم کلی گفتن مثلا منزل ندارن گفت فروختم مهریه دادم سر بسته گفت میتونم بخرم و لی فعلا با پول کار میکنم و..به فکر اینده هستم ..
1403/10/28

سوال 996135

سلام دختری ۴۷ ساله هستم مجرد با موردی اشنا شدم ۵۰ ساله مطلقه و تحصیل کرده و دارای یک فرزند نوجوان..یک جلسه صحبت کردیم حضوری همچین مواقع ارتباط چشمی زیاد برقرار نمیکنم ..همدیگرو پسندیدیم ولی انتقادی که داشتن همین بود و گفتن فکر میکنم یا خجالتی هستید یا اکراه داری از ارتباط و توقع دارن باهاش راحتتر باشم که گفتم من چنین موقعیت ها اینطوری هستم و عرف جامعه هست که دختر سنگین باشه و جاهای دیگه بازتر هستم ..به نظرتون چیکار کنم چنین مواقعی ..و دیگه اینکه ایشون توقع داره بیشتر صحبت کنم حالا یا تو ایتا چت و..من گفتم ترجیح میدم حضوری صحبت کنم ..دیگه اینکه سوالات مالی چطوری بپرسم چون ایشون منزل ندارن برام مهمه پشتوانه مالی داشته باشن و..
1403/10/17

سوال 996050

سلام. وقت بخیر.به من خواستگاری در سامانه همدم معرفی شد. بعد از چند جلسه ما به صورت تلفنی و پیامک سوالاتمان را از هم میپرسیدیم به دلیل اینکه منزلهایمان فاصله زیادی داشت.ابن آقا در هفته های اول بسیار محترمانه سوال میپرسید اما در اواخر رو به سوال های جنسی برد و درباره مسائل جنسی از من سوال پرسید. آیا این موارد طبیعی است؟ یا خیر؟
1403/09/23

سوال 995876

سلام من برای یک دوره کاری حدود یک ماهه به ی آموزشگاه رفت و آمد دارم و برای هماهنگی کلاسها هم به صورت آنلاین و هم به صورت حضوری با منشی اون موسسه در گفتگو هستم. خیلی دختر مودب و خوش برخورد و خوش سر و زبونی هست و البته زیبا و دلنشین.البته اون خانم به خاطر وظیفه کاری این جور برخورد می‌کنه ولی به نظر میاد که کلا اخلاقش خوبه و موضوع تظاهر و ملاحظات کاری مطرح نباشه. به هر حال من بهش علاقه مندم و می‌خوام باهاش بیشتر آشنا بشم و نمیدونم چجوری باهاش در میان بذارم: از یه طرف من تازه ایشون را دیدم و نمی‌خوام هنوز هیچی نشده مثل آدمای جوگیر برم به ایشون پیشنهاد بدم، از طرف دیگه من تا یکی دو ماه دیگه توی اون موسسه رفت و آمد دارم و مجبورم هفته‌ای دو سه بار برای امور آموزشی باهاش چشم تو چشم بشم و اگه پیشنهادم را بهش بگم و جواب منفی بشنوم خب تا پایان دوره هم من معذبم و هم ایشون و به نظرم صورت خوشی نداره، از طرف سوم هم به دلیل سنم (۳۱ سال) و عرف جامعه دوست ندارم یه نفر بزرگتر مثلاً مادرم را به صورت ناشناس پیش قدم کنم و ممکن هم هست دختر خانم خوشش نیاد و جواب عکس بده (ضمناً من آدم مطمئنی را هم توی اون موسسه سراغ ندارم تا ازش بخوام غیر مستقیم نظر دختر را جویا بشه). حالا می‌خواستم کمکم کنید و برای این جور موارد یه راهی پیش پام بذارین. آیا صبر کنم تا وقتی که دوره تموم بشه و مطمئن شم دیگه همو نمی‌بینیم که اگه جوابش هم منفی بود مهم نباشه؟
1403/09/17

سوال 995832

سلام من قبلاموضوعی روگفتم راجبع کسی که باهاشون دراشنایی هستم.ومن ۳۲سالمه وایشون تازه رفتن توپنجاه ایشون ازنظرظاهری وتیپ وقیافه واخلاق امروزی برخوردامروزی ورفتارای عاشق پیشه جوانانه اونجورکه همسن خودم بامن نداشته بسیارتوجه میکنه کادوهدیه گرون وسوپرایزهای مختلف میکنه خاستگاری اومدن ومن براشون خونه نوشتم شرط گذاشتم و۱۱۴تاسکه ایشون قبول کردن وحتی خونه خریدن برام ازنطرمالی منوساپورت میکنن بدون اینکه تاحالابرامون پیش اومده باشه رابطه جنسی برقرارکنیم یابشه وپیش بیادهردوبرازندگی واینده هدف داریم ورسیدن زودبهم ایشون کرج ومن شمال هستم شش ماه اول اکثرامیدیدیم هموبعداون بنابرمشکلات شخصی ازسمت خانواده بنده نشدکه ببینیم هموالان پنج ماهه ماههموندیدیم وهمچنان ایشون تغیری درعشقش نکرده درک دارن تواین یموردگاهی غرمیزنن ازدلتنگی وخستگی ولی بازم ارام میشن درک میکنن شرایط روچون هردودانش اموزداریم ویسری مشکلات پیش اومدنشدببینیم هموازراه دورمریض بشم فکرپول وزنگ میزنن بی هوااژانس داروگل وخوراکی میاره ایشون ازهمه این نظرات انگاربرای من خداازاسمون فرستاده امارابطه ده ماهه ماپنج ماه اولش خوب بودبعداون انگارایشون ازنظراخلاقی بااون همه حسنای خوبی که هنوزم داره وهست وترک نکرده اینجوری اینازدبیرون اینکه انگارتوحالت کل کل بامن یالج بازی خیلی قهرمیکنن حتی توحرف معمولی بااینکه من دارم منطقی باادبانه بدون ایرادی میزنم بهش برمیخوره قهرمیکنه واین قهراوایل بدون من یه ثانیه نمیموندبه هربهونه میومداشتی الان به سه روزحتی نه روزم کشیده یک بار.تازه بعدمیادسرصحبت روبازمیکنه برای حل وصحبت اون مشکل من دوست دارم بدون قهرایشون وبحث وبگومگوبشینیم وخیلی قشنگ صحبت کنیم وحلش کنیم ولی ایشون سریع جبهه میگیره وناراحت میشه وسکوت وقهرهمین.اوایل فکرمیکردم براتفاوت سنیمونه .امااین یه نوع اخلاق وشخصیت ایشونه کلا.یعنی جوری شده دیگه میترسم الان برای اینده همش میگم نکنه باهم نسازیم نتونیم تکلیف بچه هاچی میشه وازدواج دوم منم الان خیلی حساسه بااین همه خوبی که داره روزی صدبارقربون صدقم میره یابدیاخوب پشتمه برام کارهای زیادی کرده امااین اخلاقش ازارم میده اینکه فاصله میگیره قهرمیکنه اینکه من بارهادیدم ایشون مقصربوده اماتااومدیم صحبت کنیم میگه جرقه روتوزدی اصل ریشه مشکل منومیدونه واینم ازارم میده گاهی بهش میگم یعنی اینجورکه تومیگی مدام من مقصرم سرهمشون که.من برای خوبیش برای خودش برای نگرانی اینکه حواسم هست چیزی بدی نگفتم یامنطقی وعاقلانه بوده دلیل رفتارشونمیفهمم.احساس من اینکه همش حرف منویابدمتوجه میشه یاکلانمیفهمه.مثلامن اگه بگم رفتم دیروزخونه خالم میگه خوب کرده بروحالت عوض شه بعدشبش جایی رفته یاپیش کسی بوده به ضرربوده یادرست نبوده یاهرچی که به عنوان مثال میگم...بهشون میگم نبایدمیرفتی اونجابه ضررت بودمن برای خودت میگم دارن سرتوکلاه میزارن بااینکه به نفع وسودخودشه برای خودش میگم پشتش درمیام اون لحظه حرفش اینه توپری روزخونه خالت رفتی من چیزی گفتم یافلان جارفتی گفتی اصلافکرنمیکنه فقط میشنوه تاجواب بده سریع .یاکسی که میدونه مقصره داره حرفش رومیزنه ولی من یچیزمیگم همون لحظه طرف منه همرامه ولی توی بحثی چیزی میکشه وسط توفلان روزبرافلان چیزفلان گفتی خوب ناراحت شدی همون لحظه میگفتی احساس میکنم ازهرده کلمه صحبت ومکالمه مانه تاش نمیفهمه حرفمووناراحت میشه وقهروسکوت ویه عادت بدیم دارن اینهمه وقت پای من مونده میخادودوستم داره امااون لحطه که ناراحت میشه که همشم بی دلیل والکی واصلامن چیزی نمیگم بخادبدباشه که رفتارش این باشه بعداینکه تلفن ومحترمانه قطع میکنه باپیام میگه این رابطه بایدتموم شه وهرکی بره پی زندگیش به دوروزنکشیده باززنگ وپیام ابرازعلاقه وخاستن وایناواین حرکت واینقدرانجام داده دیگه حالم بدمیشه ازاین کاربهشم میگم میگه وقتی میبینم به هیچ جااون لحظه نمیرسم تموم میکنم.اینکه منودوست داره ومیگه وانجام میده همه جوره ولی شب میخابه عاشقه روزفارق سردرگمم اون لحطه ای که خوبیم خدای روزمینشم اماسریه ثانیه نشده وسط ناراحتی نه بحثی شده نه دعوایی سرناراحتی ایناجوری حرف میزنه انگاربراش کم بودم کم گذاشتم یابدردهم نمیخوزیم.من کلافم الان واقعا بعداینهمه وقت نمیدونم چیکارکنم اصلا.فکرمیکنم بااین سنش هنوزبچست واخلاق بچگونه داره میخادیکی مدام نازش کنه بزاره توپرقوتامیاریش بیرون صداش درمیاد.ادم احساسی بشدت وعاشق اینکه مدام یکی قربون صدقش بره بگه بخنده دلبری کنه براش مدام بگی دوستت دارم ویجورکمبودمحبت داره انگاراگه ایناروبگم وبکنم بازیجاکوچیکترین اتفاق بیوفته بازم همون اخلاق قبلی میشه.دیگه احساس میکنم مشکل ازمنه یاازاونه من تاحالاباادمای دیگه تورابطه این سبک مشکل اصلااخلاقی نداشتم حتی قهرودعواوبحث نداشتم اصلاابداایشون ولی شخصیه که رابطم اینجوریه دیگه این مدت اینقدرزیادشده میلی به رابطه ندارم دلسردشدم واحساس میکنم حالم تورابطه خوب نیست دیگه
1403/08/10

سوال 995576

سلام و خسته نباشید ، دو سالی میشه با یه فردی اشنا شدم که خواستگارم هستش و چون پول و شغل مناسب نداشتند خانواده ها راضی به وصلت نشدند تا اینا درست بشن ولی خانواده ها راضی باشند دوست داره مثلا همین روز عقد بشه و بریم سر زندگیمون ولی طرف میگه ما که قصدمون ازدواج هست برای اینکه اذیت نشیم در مورد رابطه جنسی حرف بزنیم تا کارا درست بشه و اینکه شهرها از هم دوره و دیداری باهم نداریم و فقط خواستگاری سه بار همدیگر رو دیدیم و بیشتر تلفنی و پیامکی در ارتباط بودیم تا شرایط ازدواجمون فراهم بشه ،و اینکه مهریه هم میخوان کم باشه ولی اگه مطمئن بشن اهل مهریه گرفتن نیستم حاضر هستند یه کم مهریه رو زیاد کنند . به نظر شما کار درست چیه و چیکار کنیم ، اینکه در مورد رابطه جنسی صحبت کنه و یاد بده و اینکه این کار درسته یا نه
1403/07/25

سوال 995507

سلام.در دوران اشنایی پیش از ازدواج فقط باید منتظر باشیم اقا برای دیدار پیش قدم بشن یا اینکه دختر هم لازمه برای دیدار یا صحبت پیش قدم بشه.من چند جلسه با اقایی صحبت کردم و ایشون درخواست دیدار داشتن.میخوام بدونم الان لازمه من این درخواست و داشته باشم یا منتظر ایشون باشم دوباره؟
1403/07/22

سوال 995494

با سلام خدمت شما وممنونم بابت برنامه خیلی خوبتون من در همدم با آقایی آشنا شدم که چند جلسه تلفنی با همدیگه صحبت کردیم و به علت اینکه شغلشون شهر دیگه ای هست دو هفته طول کشید بتونیم حضوری همدیگه رو ببینیم .یک جلسه حضوری همدیگه رو دیدیم و صحبت کردیم من ایشان رو پسندیدم و ایشان هم با رفتارشون مشخص بود پسندیدن .بعد از حضوری کلا پیام ندادند من خودم پیام دادم بهشون بعد از دو روز وگفتم با خانواده مشورت کردم ونظرشون این هست که خانواده ها با هم آشنا بشن چون در این دو هفته هم هر دو خانواده اطلاع داشتند که ما داریم با هم صحبت میکنیم . ایشان در حواب گفتند مادرشون مسافرت هستند و باید صبر کنیم میخواستم ببینم من تا چه مدت باید صبر کنم و اینکه ممکن است ایشان دروغ گفته باشند

صفحه 1 از 3