پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/11/29

سوال 996544

سلام خانم دکتر باکتریا یعنی شما معتقدین وقتی ما یه نامزدی ناموفق داشتیم نباید به خواستگاری که احتمال زیاد باهاش ازدواج خواهیم کرد بگیم مگر اینکه احتمال زیاد بدیم این نامزدی ممکنه برملا بشه؟؟خانم دکتر عزیز ، ما چه بخواهیم چه نخواهیم هر فردی یه کس و کاری بالاخره داره و حداقل این موضوع رو چندنفری خواهند دانست و یه روز ممکنه یکی این موضوع رو به اون شخص بگه پس از ریشه پنهان کردن هر نوع نامزدی اشتباهه .مگه کارخلاف انجام داده که‌پنهان کنه .
1403/09/01

سوال 995707

سلام وقت بخیر..اقا هستم3۸ ساله و مجرد..فردی به من معرفی شدن که تحصیلات دکتری داشتن و گفتند که شما باید ادامه تحصیل بدهید و وقتی دکتری قبول شدین ادامه اشنایی میدم..بنظر شما چون من لیسانس هستم و تا اون موقه که دکترا بشم چند سالی طول میکشه و ممکنه وقت ببره ..چقدر میشه حساب کرد به حرف ایشان؟
1403/05/19

سوال 994906

سلام وقتتون بخیرمن یه نامزدی ناموفق داشتم، اون شخص بدلیل روابط متعدد دوستی دیگه نمیتونستن با یه نفر بمونن و بخاطر همین جدا شدیم. من اولش خیلی اسیب روحی و احساسی دیدم چون اولین رابطه احساسی زندگیم بود برخلاف ایشون ولی الان بعد از چندماه حالم خوبه و خداروشکر میکنم قبل از عقد فهمیدم و جدا شدم. منتها رفتار و اخلاق این آقا بشدت تو وجود من نهادینه شده و عوض شدم. من اصلا آدم ظاهربین و مادی گرایی نبودم ولی الان ظاهر فرد مقابلم و وضع مالیش بشدت برام مهمه و جز ملاک های مهمم شده هرچقد تلاش میکنم کتاب میخونم، قرآن میخونم و حتی می نویسم بازم ته دلم اصلا راضی نیست شخصی که از نظر ظاهری به دلم نمیشینه و وضع مالی خوبی(نه متوسط) نداره بپذیرم این اشتباهه؟ و هی عقلم میگه خب هرکسی ملاک هایی داره تو هم انقد خودتو بابت معیارهات سرزنش نکن البته معیارهام فقط اینا نیست. اعتقادات، اخلاق خانواده هم برام خیلی مهمه ولی قبل از این آقا انقد روی ظاهر و مادیات حساس نبودم و جز معیارهام نبود الان برام واقعا اهمیت داره لطفا بهم کمک کنید که از این عذاب وجدان خلاص شم
1403/05/02

سوال 994661

سلام مامانم و مامان نامزدم از قبل یه اشنایی نسبی با هم داشتن و خودشون اول اوکی دادن ولی الان کلی بحث و دعوا دارن اینجوریه که از هر نسئله به ظاهر ساده ای یه بحثی درست میکنن و کار من شده میانجی گری بین این دوتا واقعا نمیدونم چیکار باید بکنم از طرفی دلسرد شدم با دیدن این چیزا بنظرتون چیکار باید بکنم؟
1403/02/10

سوال 993756

سلام دختر و پسر در دوران اشنایی برای شناخت بهتر همدیگه باید چه سوالاتی را مطرح کنند
1403/02/08

سوال 993732

سلام یه پسر مجرد هستم همه انسانها وقتی کنار هم زندگی میکنن شخصیت همدیگه را میشناسن و اگه دختری به من معرفی بشه برای ازدواج چطور میتونم دقیق شخصیت دختره را بشناسم
1403/01/29

سوال 993639

دختر۳۶ساله هستم و چهارماه پیش نامزد کردم بدلیل اینکه اختلافات پیش اومد آقا منصرف شد ولی چون ناگهانی این کار کرد من خیلی شکسته شدم و گریه میکردم چون صیغه محرمیت هم خوانده بودیم این برای من خیلی سخت که فراموش کنم.الان یادآوری خاطرات کمتر شده ولی بازم هرموقع یادم میاد بازم گریه میکنم.درضمن بعد این رابطه نیاز عاطفی بیشتری به همسر داشتن دارم. چکار کنم که مثل قبل از این رابطه بشم و روحیه ام قوی و اعتماد بنفسم بالا برود
1402/12/08

سوال 993152

با سلام....دختر ،۱۷ساله هستم،،،،نامزدی ام ب هم خورده::،،،،لطفا کمک ام کنید!!افسردگی گرفتم ...........
1402/09/14

سوال 991194

من تازه نامزد کردم و زمان هایی که پیش نامزدم هستم اگر بیرون باشیم که هیچی ولی اگر خونه باشیم نمی دونم چطوری سرگرمش کنم تا بهمون خوش بگذره؟
1401/11/21

سوال 24286

سلامدر دوران نامزدی یا آشنایی وقتایی که آقایون قهر می کنند و ناراحت هستند، سکوت می کنند باید چکار کرد؟
1401/10/04

سوال 22475

سلام من توی سن 17 سالگی با پسر خاله ام که قبلتر به او علاقه مند بودم با این فکر که خیلی شبیه به همیم ازدواج کردم با این حقیقت که وقتی بحث ازدواج پیش کشیده شد احساس خوبی نسبت به او نداشتم و با این امید وارد رابطه شدم که بعدا مجددا به او علاقه‌مند شوم الان حدود یکسال از محرمیتان میگذرد ولی رابطه مان بشدت سرد است و احساسی در من نسبت به او شکل نگرفته هر وقت که به من بی‌توجهی میکند ذهنم را درگیر کرده و حس میکنم به او علاقه دارم ولی هر وقت به من ابراز احساسات میکند احساس تنفر در من شکل میگیرد در طول روز خیلی کم باهم ارتباط میگیریم و وقتی هم کنار همیم کم صحبت میکنیم ؛ حس میکنم از دو دنیای متفاوتی هستیم که هیچوقت به هم نمی‌رسند آیا راه حلی برای ما وجود داره ؟!
1400/07/11

سوال 11981

سلام و عرض ادب و احترامبنده فرزند دوم و آخر خانواده هستم،۲۳ ساله هستمیکی از اقوام مادری بنده،برایم خاستگاری اومدن و از اونجایی که از نظر رفتاری من و پسر اون خانواده بهم میخوردیم،خانواده هاهم نسبت به انتخاب هایشان مطمئن بودند،خانواده من جواب مثبت دادنحدود ۹ ماهیست که من و پسر اون خانواده نامزد شدیم و صیغه ۱ساله با مکافات و اصرار زیاد به خانواده من بینمون خونده شد و علت ایجاد مشکلات هم این هست که خواهر بزرگتر بنده مجرده ولی در ابتدای خاستگاری،نه خواهرم و نه خانواده بنده هیچ مخالفتی نکردن ولی الان برای عقد دائم و ادامه برنامه،هیچ برنامه ریزی بریمان نمیکنن و از طرفی من و نامزدم‌حتی اجازه نداریم هفته ای یکبار باهم بیرون بریم یا ایشون به خونه ما بیان یا من به خونشون برمبنظر شما باید چیکار کنم؟۳ماه دیگه هم‌مهلت صیغه تموم میشه و خانوادم میخوان دوباره صیغه رو با همین شرایط تمدید کننواااقعا خسته شدم از این وضعیت بلاتکلیف