پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/08/10

سوال 995576

سلام و خسته نباشید ، دو سالی میشه با یه فردی اشنا شدم که خواستگارم هستش و چون پول و شغل مناسب نداشتند خانواده ها راضی به وصلت نشدند تا اینا درست بشن ولی خانواده ها راضی باشند دوست داره مثلا همین روز عقد بشه و بریم سر زندگیمون ولی طرف میگه ما که قصدمون ازدواج هست برای اینکه اذیت نشیم در مورد رابطه جنسی حرف بزنیم تا کارا درست بشه و اینکه شهرها از هم دوره و دیداری باهم نداریم و فقط خواستگاری سه بار همدیگر رو دیدیم و بیشتر تلفنی و پیامکی در ارتباط بودیم تا شرایط ازدواجمون فراهم بشه ،و اینکه مهریه هم میخوان کم باشه ولی اگه مطمئن بشن اهل مهریه گرفتن نیستم حاضر هستند یه کم مهریه رو زیاد کنند . به نظر شما کار درست چیه و چیکار کنیم ، اینکه در مورد رابطه جنسی صحبت کنه و یاد بده و اینکه این کار درسته یا نه
1403/07/07

سوال 995399

سلام خدمت شما مشاوران عزیز.سوال بنده به عنوان خانم این هست که خواستکاریی که رفیق باز هست رو میتونم بعنوان گزینه مناسب انتخاب کنم ؟من خودم اصلا دوست ندارم و عنوان کردم ایشون گفتن بعد ازدواج فقط دوتا دوست ارتباط دارم که بازم من حس میکنم نتونم قبول کنم.ممنون میشم راهنمایی بفرما
1403/06/18

سوال 995247

سلام وقت بخیر چند ماه پیش به خواستگار برای خواهرم اومد که قبلاً ازدواج داشته و طلاق گرفته بود من موافقت نکردم چندین بار اومدن و من موافقت نکردم آخرش دیدم خواهرم اوکی داده بود و.. منم گفتم خودش خواسته بزار ازدواج کنه و. بلاخره اومدن و عقد کردن الان همش رو موضوعات کوچک و مسخره دعوا دارن خواهرم به نظرم ازیت میشه ولی چیزی به ما نمیگه نمی دونم باید چیکار کنیم
1403/06/15

سوال 995220

سلام وقت بخیر. من ۴ ساله عقد کردم. روز اول عقدم یه دختر ( از دوست دخترهای سابق همسرم) بهم پیام داد و ازدواجمون رو تبریک گفت خیلی پیام‌های مختلف تو گوشی همسرم دیدم تماس‌های مشکوک زیاد دیدم خیلی از اون پیام‌ها مربوط به همون دختر خانم بود خیلی چالش‌ها داشتم ز نشونه‌هایی که توی ماشین گذاشته بود روی آینه ماشین حرف اول اسم همسر من با حرف اول اسم خودش رو با یه قلب با یه قلب تیر خورده نوشته بود یلی شماره‌ها تو گوشی همسرم دیدم همسرم همیشه گوشیشو قایم می‌کنه یعنی کسی اجازه نداره به گوشی همسر من دست بزنه امروز تو گوشیش چند تا شماره دیدم اسم دخترای مختلف بود ولی اونایی که از همه مهمتر بود یه شماره به اسم پولی بود و دو تا شماره به اسم ماساژور که عکس هر سه تا شماره توی نرم‌افزارهای فضای مجازی عکس دختر بود من نمی‌دونم باید چیکار کنم خسته شدم
1403/05/10

سوال 994800

سلام وقتتون بخیرمن ۴ماه عقد کردیم و ۴ماه هم نامزد بودیم از نامزدم دورم ایشون توی شهر دیگه کار می‌کنن و نهایتا ماهی یکبار میبینمشون تازگی هامتوجه شدم انگار یه اخلاق خاصی دارن و منو خیلی ترسونده نمیدونم چیکار کنم ایا باهاشون مطرح کنم یا نه ؟مثلا ۲ هفته پیش امدن شهرما که خانه مادرشون هم یکی از روستای شهرماست گفتن من رسیدم شهرمون میای با هم بریم بازار و من گفتم بله گفت واقعا؟گفتم بله ،گفت میام دنبالت وقتی امد خانه ما چندلحظه هم ننشت گفتم نه من باید برم خونه مادرم حتی شربتی که درست کرده بودیم نخورد و اصلا به روی خودش نیاورد که قرار بود بریم بازار بعد نیم ساعت زنگ زد گفت فراموش کردم قرار بوده که بریم بازار من نرفتم خونه مادرم بیا منتظرت هستم منم گفتم نه و تو اخلاقت اینه چرا اینطوری میکنی خلاصه بحث مون شد اما اصرار کرد گفت تقضیر من بوده ببخشید این ها آشتی کردیم قبلا هم یه سری آمد خونمون بعد رفتیم توی اتاق من خودش گفت من میرم توی اتاقت تو می‌خوابم بیا پیشم بعدش بوسم کرد یکدفعه گفت هوا گرمه بریم بیرون منو فرستاد از اتاق بیرون خودش توی اتاق موند منم ناراحت شدم که خودش گفت بیا پیشم من که به اجبار نرفته بودم گفت برو بیرون منم ناراحت شدم چون خوب ما خیلی به هم نزدیک نشدیم در حد معاشقه با هم رابطه داریم منم درخواست نداده بودم ناراحت شدم ایشون هم ناراحتی منو دیدن گریه کردن گفتن من تحمل ناراحتی تو رو ندارم گفتم چرا این کار رو کردی گفت گفتم شاید کسی بیاد داخل اتاق و هم گرم بوده ،یا همین دیروز با من تماس گرفت معمولا ما زیاد صحبت نمی‌کنیم در حد ۲یا ۳دقیقه اما همین که احوال پرسی کرد ناگهانی گفت خداحافظ بدون اینکه چیزی بگه اما دوباره انگار دانست خیلی زود و ناگهانی بوده حرفش رو ادامه داد. یا مثلا چند بار دیگه که آمده خونه ما بعضی وقت هاش خودش میگه من برم هنوز ۱۰دقیقه نیست آمده خودش هم میگه میام بعد اینطور میکنه البته وقت های هم خونه ما نهار خورده اما بعضی وقت ها اینطور میکنه به نظر شما ایشون آدم مودی هستن؟ و من باید جیکار کنم چون خیلی زود تصمیم شون رو عوض میکنن یا مثلا ظهرها پیام میدادن چت میکردیم سرکار بودن موقع غذا اول خودشون این پیشنهاد رو دادن بعد چند وقت گفتن آنتن نداره گوشیم بعد ۱۰روز به ایشون گفتم چی شد وقتی خسته ای نمی‌خواد چت کنی منم میدونم اما نگو آنتن نیست به نظرم اخلاقش نرمال نیست یا من هیلی حساسم؟
1403/05/03

سوال 994679

سلام . برای کارگاهی که در تاریخ 10 و 11 مرداد قرار هست تشکیل شود امکانش هست سرفصل ها را تا حدودی بیان کنید
1403/05/02

سوال 994676

سلام وقتتون بخیریه ماه عقد کردم همسرم پدرشون فوت شده و با مادرشون زندگی میکنن.خیلی دوست داره خونشون برم و چندباری هم ضرورت داشت رفتن من و خودمم راحت نیستم.حس میکنم زیاد هم برم خودم تحقیر میشم بعداً احتمالا ایجاد مشکل بکنه.نظر شما چیه در مورد اینکه چقدر ارتباط مشکل ایجاد نمیکنه؟تازه خواهرمم میگه با خودش هم نمیخواد همون هفته ای یه بار هم همو ببینید زیاده.به نظرتون چیکار کنم؟
1402/09/14

سوال 991207

لطفا چند تا کتاب در رابطه با بهتر گذروندن دوران عقد یا نامزدی به من معرفی کنید
1402/09/14

سوال 991194

من تازه نامزد کردم و زمان هایی که پیش نامزدم هستم اگر بیرون باشیم که هیچی ولی اگر خونه باشیم نمی دونم چطوری سرگرمش کنم تا بهمون خوش بگذره؟
1402/08/10

سوال 990133

با سلام و احترام بنده در حال حاضر عقد کرده هستممیخواستم بپرسم رابطه زناشویی و جنسی در این دوران به چه اندازه باشد بهتر است.و به چه روش و صورت هایی انجام بشه.ممنون از راهنماییتون
1402/04/11

سوال 28694

با سلام بند ه دوسالی میشه نامزد کردم شوهرم مدام بهم میگه چرا لباس شاد نمیپوشی اخه من از رنگهای شاد بدم میاد و همش مشکی یا قهوای تیره استفاده میکنم چند بار هم کار به قهرو‌دعوا کشیده نمیدونم با این ادم چیکار کنم خوب من همینم‌دیگه ،،، یا میگه چرا موهاد پیداست تو کوچه و خیابون من نمیتونم ببینم که مردای مردم‌بهد نگاه میکنن من روز اول با چادر و محجبه بودم تو جلسات رفت امد و خواستکاری الان پشیمونم چرا با همون ظاهر الانم نیامدم بنظرتون میشه با این ادم ادامه دادیا جدا بشیم
1402/01/09

سوال 25833

سلام و وقت بخیرمن دو ماهه در دوران عقد هستم و با همسرم در همدم با هم آشناشدیم.بنده شاغل هستم مشکلی که چند وقتیه حس خوبی بهم نمیده اینه که احساس میکنم همسرم اونقدری که باید اون حس مردانگی و هوای منو داشتن رو نداره یا بلد نیست و نمیدونم چطور بهش بگم .مثلا تا الان اصلا نشده تعارف هم بکنه که مثل خیلی از مردا که به خانومشون یه پولی میدن بخواد به من پول بده چند بار پیش اومده پولش تو حساب من باشه ولی به محض اینکه کار مربوطه تموم شده تمام و کمال پولو برگردوندم و در اون موقعیت میتونست یه تعارفی بزنه بگه مثلا بمونه تو حسابت...من دوست ندارم تمام خرجام با خودم باشه حس خوبی نمیگیرمالبته ایشون خرید لباس برام داشته ولی دوست دارم احساس مسئولیت بیشتری داشته باشه و با حس خوب برام خرید کنه بهم پول بده ...دوست دارم تو زندگیمون احساس کنم واقعا مرد منه و همه هزینه ها با اون باشه اینطوری حس بهتری میگیرم البته اینم بگم که توقعم بیجا نیست چون پول داره اگر میدونستم پول نداره این انتظارو نداشتم ولی وقتی که داره و گاهی تو خرید و خرج کردن و پول دادن و اینا حواسش نیست نمیدونم چطور بهش بگم ...نمیدونم چطور پایه ی انتظار مالی که ازش در زندگیمون دارم رو درست بذارم که تو زندگیمون احساس بدی که من خودم دارم خرج خودمو میدن رو نداشته باشم و ایشون عادت نکنه که من ازش پول نخوام یا اون نگه...خیلی وقتا خودش بهم میگه بهم مستقیم بگو هرچی هست و من متوجه نمیشم اما خب نمیدونم چطوری بگم که وجهه من خراب نشه یا ناراحت نشه...ممنون میشم راهنماییم کنید.

صفحه 1 از 2