پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/08/22

سوال 995652

سلام.وقت بخیر.من ۷ ماه توی رابطه و آشنایی با یه خانم برای ازدواج بودم از اوایل اشنایی دچار یه سری اختلافات بودیم که خانم میگفت مشکلات حل میشه...الان تو دوره نامزدی هستیم و هنور عقد نکردیم ولی مشکلاتمون جدی تر شده و خانواده ها هم در جریان این مشکلات هستن...پیشنهاد رفتن به مشاور رو مطرح کردم و با اکراه قبول کردن و میگن مشکلات رفع مبشه و نمیخوام تورو از دست بدم...ولی من فک میکنم این مشکلاتشون زیاده و تو ازدواجم قطعا به مشکل میخوریم به نظرتون باید چیکار کنم
1403/08/14

سوال 995590

سلام دختری ۴۷ساله هستم ومجرد و لیسانس خارج از همدم با موردی صحبت کردم و یک جلسه دیدار داشتیم ایشون ۵۸ ساله تحصیل کرده و ۲۲ ساله جدا شده و۲ سال زندگی مشترک داشته یک فرزند که مستقله و ازدواج کرده ...پارسال هم یک جلسه دیدار داشتیم ولی ایشون دیگه پیگیری نکرد امسال وقتی که تماس گرفت گفتم قبلا همدیگه رو ديديم گفت اگه مایل باشین آشنایی رو ادامه بدیم.. چیزی که فکرم رو مشغول کرده چرا این مدت ازدواج نکرده از خودش هم پرسیدم گفتن مدتی نیاز به وقفه بود بعد هم کسی که شرایطش بهم بخوره خیلی کم و..از نظر مذهبی هم من اهل واجبات هستم ایشون گفتن قبلا اهل واجبات بودم حتی مکه و کربلا هم رفته و.. ولی الان فقط روزه رو واجب می‌دونم و وجدان و انسانیت برام مهمتره ..ایشون خیلی علاقمند هستند به ادامه ارتباط و آشنایی ..واتساپ پیام میدهند و وقت بخير میگن و صحبت کوتاه تا سر فرصت باز هم دیدار داشته باشیم ..برای ملاقات با ماشین خودش دنبالم اومد و برگشتن هم تا نزدیک منزل رسوند ..کمی معذب هستم به نظرتون درسته جلسات بعدی هم با خودشون بیرون برم و کافی و شاپ و..
1403/06/20

سوال 995267

سلام خسته نباشید من یه پسر مجرد حدودا ۲۹ ساله هستم به خاطر ترس از ازدواج و خجالتی بودن تا این سن وارد رابطه عاطفی با کسی نشده بودم تا حدودا ۳ ماه پیش با یه خانوم آشنا شدم و به خاطر شرایطی که داشتم از نظر احساسی بهش خیلی وابسته بودم تا اینکه حدود یه ماه قبل متوجه شدم این خانم متاهل هستن و به گفته خودش در حال جدا شدن بوده بعد بحثی که باهاشون داشتم از ایشون جدا شدم الان بعضی وقتا احساس تنهایی و دلتنگی میکنم و نمیتونم دیگ به کسی اعتماد کنم چی کار کنم
1403/06/17

سوال 995234

با عرض سلام و خسته نباشیدچطوری میشه نیاز به توجه عاطفی همسر در خانم کاهش پیدا کنه یا مدیریت بشه؟ اقایون به دلیل مشغله و روحیات، نمیتونن درکی از این نیاز خانم ها داشته باشن بنابراین پاسخگوی مناسبی هم نخواهند بود. دو نفر با هم چطوری این موضوع رو مدیریت کنن؟اگر فرض کنیم طرح نیاز جواب نده، چه راه حل های دیگه ای رو میشه در نظر گرفت؟
1403/03/28

سوال 994230

سلام، سر مهریه بحث شده، بعد دو هفته من گفتم کمی کمتر از انچه اول گفتم (ده درصد کمتر) از آن زمان خیلی سرد شدن، و حدود ده روزه قرار نظر بدن ندادن، صبر کنم، تماس تلفنی بگیرم، البته تماس روزانه داریم ولی در پیامرسان. در حد معمول جامعه مهریه را گفتیم. بر طبق گفته خودشان مهریه در خانواده ایشان عملا وجود ندارد., ایشان متولد 60 و چهار سال از من بزرگترند و سابفه ازدواج نداشتیم. الانم دو روزه که هیچ تماسی نداریم. روز اول هم در تماس اول مادرشون زنگ زدند گفتند مهریه چند که من گفتم با هم کنار می اییم. مادرشوو دائم می گه خونه نداره خودشون می گه داره ما هم گفتیم حالا که اینطوریه مهریه 110 باشه. مساله این نیست که ایشون خیلی خوبه یا نه (بیشتر خانوادش مساله اند) مساله اینه که من تو سنی هستم که می خوام ازدواج کنم. به روانشناس هم دو هفته پیش حدودی زنگ زدم گفت مهریه را رها کنید بیایید پیش من، ولی پدرم گفت حالا که بحث مهریه بازه اول اینو حل کن بعد روانشناس (بگه قطعا می ده یا نه) که غیب شدند.
1401/08/13

سوال 20966

سلام خسته نباشید من مشکلاتی داشتم ونیاز به یه مشاوره و گفتگو مفید داشتم به همین خاطر از طریق گوگل یک مرکز خوب که مشاوره هاشون هم تلفنی هست تماس گرفتم کلی صحبت کردم این حرفا قرار شد یک تایم برام گذاشته بشه هرجلسه 45 دقیقه مکالمه باشه وسه جلسه حدود 540هزار تومان بود بعد من انقدر پول نداشتم و گفتم میتونم واسیه ماه اینده باهاتون تماس بگیرم و یک ماه گذشت تماس گرفتم اون خانوم که من باهاشون تماس گرفتم که اصلا نبودن رفته بودن مرخصی بعد توی یک ماه دوجلسه 45دقیقه شده بود 700هزارتومان سه جلسه 950هزار تومان در عرض یک ماه بعد جالب این جاست این همه پول پرداخت شد که خودم تلفن بزنم و خودممم شاژر مصرف کردم عجیبه من اسرار داشتم که ملاقات حضوری باشه گفتن که ماهمچین چیزی نداریم فقط مشاوره تلفنی هست ایا همچین چیزی هست چه کار کنم خیلی مشکلات دارم باید با متخصص روانپزشک صحبت کنم آستانه اعصبانیتم به مویی بند شده خیلی زود جوش میارم عصبی میشم نمیتونم خودمو کنترل کنم مشاور هم فقط بهم گفتن اهنگ بدون کلام ارامش بخش گوش بده با هنسفری و نفس عمیق بکش روزی چند بار جلسه دوم گفتن که اهنگ های خیلی شاد گوش کن و مدیتیشن انجام بده حتا شده در روز پنج تا 10دقیقه هم که شده انجام بده میگما مشکلات ما جونا با مدیتیشن حل میشه استرس های که از جانب کار به ما منتقل میشه حل میشه مشکلات خانواده حل میشه نمیدونم شما راهنمایی کنید بنده پسر هستم و 25سالمه احساس میکنم برای این جور اعصبانی شدنم خیلی زود باشه باید نصبت به سنم تحملم بالا باشه اما نیست چه کار میشه کرد
1401/03/11

سوال 17116

سلام خانم عطاریان گفتن که برای این مشکل که مامانم افسردگی داره و بابام بهش محبت نمیکنه و خواهرمم ، شوهرش اصلا بهش محبت نمیکنه به روانشناس مراجعه کنیم ولی اینا اصلا قبول نمیکنن بیان روانشناس من خودم میرم پیش روانشناس ولی نمیدونم برا اونا چیکار کنم فقط غصه میخورم