پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/05/05

سوال 994742

با سلام دختر مجرد متولد ۵۶ لیسانس هستم خواستگار زیاد داشتم و دارم ولی شرایطشون اکثرا متناسب نیست و یا دنبال دختر شاغل قد بلند و زیبا میگردن ..بگذریم سوالم اینه که وقتی میپرسن علت ازدواج نکردن را چی بگیم که متهم به سختگیری نشیم چقدر جزییات رو بگیم مثلا طرف اجتماعی نبوده یا زیاد درونگرا بوده به خواستگار جدید بگیم وقتی کلی میگم مناسب هم نبودیم جزییات میپرسن از چه نظر و..سوال دوم اینکه وقتی تلفنی صحبت میکنیم و طرف همسر فوتی و دو بچه دختر و..ولی به نظرمون شرایط متناسب هم چطوری بگیم قبول داریم شرایطشون رو که تحقیر نشیم .‌‌..چون میپرسن با شرایط من مشکل نداری نظر خانواده و حرف مردم چطور ...موردی اینطوری گفتم نظر مردم مهم نیست گفت تا چه حد منم رک گفتم تفاوت سنی زیاد برام قابل قبول نیست و اینکه شما دختر داری ترجیح میدم طرف پسر داشته باشه و دیگه اینکه گفتم همسن شما اکثرا ازدواج کردن و بچه دارن اگه اخلاقی و..متناسب باشیم قبول میکنم احساس میکنم نباید میگفتم همسن شما بچه دارن و...فکر میکنه صد در صد قبول دارم و زود بعله میگم چون طرف تلفنی صحبت کردم قرار بوده دیداری بزاره ولی به معرف گفته فرصت نشده و..همین مورد ۸ ماهه همسرش رو از دست داده به نظرتون امثال اینها هنوز درگیری فکری دارن ..و نباید تا سال صبر کنند یا شاید آشنایی چند ماه زمان میبره و نزدیک سال میشه و.‌آشنایی اسکال نداره ..؟
1403/01/11

سوال 993445

سلام خسته نباشید من خانمی هستم یک ساله ک جدا شدم و یک دختر ۶ ساله هم دارمدوران سوگ بعد از طلاقم طی شده یعنی اون حاال بد و حالات غم و اندوه فراوان رو ندارم دیگه خدارو شکر و فقط برای حدود ۳ تا ۶ ماه اول بود اما باز وقتی یادم میفته اتفاقاتی ک بر من گذشت و ظلم هایی ک دیدم، حالم بد میشه و گریه میکنم و این درصورتیه ک عمق فجایع زندگیه قبلیم یادم میاد و هییچ ارتباطی حتی پیامکی هم با همسر سابقم ندارم نه ایشون رو میبینم و ن میذارم ایشون ملاقات داشته باشه حتی یک پیامک، برای هماهنگیه امور مربوط ب بچه هم پدربزرگ دخترم واسطه ی ماست اما درمورد گذر کامل سوگ طلاقم شک دارم و در این مورد میخوام بیشتر برام توضیح بدین. در حال حاضر هم خاستگاران زیادی داشتم ولی خب رد کردم بنا ب دلایلی ک در معیارهام نبودن. و خیلی سخت گیر تر شدم و نگرانم بابت اینده. فکرم خیلی مشغوله ازدواج مجدده و آیندست طوری ک کارم و کسب درآمدم هم تحت تاثیر قرار گرفته و و نمیتونم متمرکز روی کارم باشم، البته ک چشم انتظاری در برنامه ی همدم و سایر هم در این آشفتگیه ذهنیم بی تاثیر نیست... این ک تنهام و رفیقو مونسی ندارم و زندگیه گذشتم هم علارغم عشق و محبت و پاکی ای ک نثار همسر سابقم کردم شکست خورده خیلی آزار دهندست برام... و ذهنم رو مشغول کرده. واز طرفی نمیخوام خودم درخواست وساطت بدم ب اقایی چون جواب رد گرفتن ب عنوان یک خانوم حالمو خییلی بد میکنهممنون میشم با نکات گوهر بارتون کمکی ب بنده بفرمایید
1400/07/11

سوال 10691

حدود هشت ماهه که مادرم رو از دست دادم و هنوز ذره ای از غم از دست دادنش کم نشده و از این بابت در عذابم چیکار کنم تا یکم آرومتر بشم و بتونم با غم از دست دادنش کنار بیام؟