پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/07/16

قهرهای همسر و بن‌بست در گفت‌وگو

همسرم بعد از هر بحث یا اختلاف کوچکی، فوراً قهر می‌کند و روزها با من حرف نمی‌زند. حتی از رابطه زناشویی هم خودداری می‌کند و این رفتار را مثل یک تنبیه تکرار می‌کند. با اینکه معمولاً من پیش‌قدم می‌شوم و برای آشتی تلاش می‌کنم، اما او باز هم سرد و بی‌تفاوت می‌ماند. چطور می‌توانم این رفتار را تغییر دهم و کاری کنم که به‌جای قهر، با گفت‌وگو مسئله را حل کنیم؟
1404/06/24

طلاق عاطفی

دونفر که به گفته خودشون طلاق عاطفی دارن حدودا ۳یا ۴ساله،کم یابیشتر،چندماه کمتر یا بیشتر ارتباط ندارن. و برای بچه هاشون موندن راهکار اینکه برگردن به حالت قبل چیه؟ و اینکه مرد تاحالا حرفی از طلاق زن نزده ولی مثل قبل هم‌نیست و به بعضیا گفته طلاق عاطفی داریم و میخام زن بگیرم. ؟
1404/03/29

سردی خانم ها

درود حدود سه ساله من باخانمم مشکلی سردی یا همون طلاق عاطفی گرفتیم، آیا راهی وجود دوباره این عشق از نو سر گرفته شود؟
1404/03/08

توجه نکردن به هم

خیلی وقت شده خانم دکتر به هم توجه نداریم فقط ببخشید ها شب ها کنار هم می‌خوابیم وگرنه هیچ ارتباطی نداریم خیلی کم حرف می‌زنیم رابطه جنسی بزور بزور بشه هفته ای یکبار دلیلش چی میتونه باشه
1403/07/13

سوال 995430

سلام وقتتون بخیر من از زندگی خسته شدم بخاطر همسرم خیلی حسودی میکنه فقط بخاطر پول می خواهد اینقدر پول داشته باشه.. بابای من هم پول داره همیشه به من سر کفت میزنم بابا داره به ما چرا نمیده بخدا خسته شدم می خواهم خودم رو بکشم ولی دلم برای بچه هام می سوزه می خواهم طلاق بگیرم ولی دوباره بچه ها مو چکار کنم من نه از خودم پول نداره هیچی ندارم کمک کنید
1400/07/11

سوال 11663

با سلام13 سال هست ازدواج کردیم و یک دختر 6 ساله داریم. همسرم (خانم) بسیار سرد مزاج جنسی و پرخاشگر هست. مشاور نمیاد و زندگی رو به آستانه طلاق کشانده است. مدت یک سال هست ازش کناره گرفتم. زیاد باهاش حرف نمیزنم. باهاش رابطه ندارم و بهش میگم بریم مشاور تا شرایط بهتر بشه ولی باز هم امروز و فردا می‌کنه و براش مهم نیست. به خاطر دخترم نمیخواهم طلاق بگیرم ولی به مرز جنون رسیدم. زندگی برام جهنم شده و آرامشی ندارم و کلی داروی اعصاب میخورم. چی کار کنم؟؟
1400/07/11

سوال 10835

دختری 15 ساله هستم که پدر و مادرم از هم طلاق عاطفی گرفته اند و ظاهرا فقط به خاطر من از هم جدا نمی شوند ولی من از نظر روحی بهم ریخته ام و دیگه کم آورده ام از این طرز زندگی لطفا کمکم کنید