پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/10/29

سوال 996140

با سلام خدمت شمامن حدودا سه ساله با یه آقا تو‌محیط کارم آشنا شدم ( من که اومدم شروع بکار کردم ایشون ۱۵ سال بود که اینجا کار میکرد ، در واقع همون سال اول حضورم در اینجا با ایشون آشناشدم) بینمون شماره رد و بدل شد و من هم به خیال ازدواج باهاشون وارد رابطه شدم ( رابطه پیامکی و دیداری) ولی هرچی می‌گذشت خواستگاری نمیومدن و میگفتن قراره بهشون ارث برسه و دستشون الان خالیه ، خلاصه تا شد یکسال وایشون ناگهان گفتن که قبلاً متاهل بودن ( توجه کنید گفتن قبلاً) و الان جدا شدن فقط مونده مهریه .. من همون موقع خواستم ازشون جدا بشم و حتی شماره هاشون بلاک کردم اما متاسفانه چون همکار بودیم مرتب تو‌محل کار میومدن پیشم و قسم که بخاطر بچه دار نمیشن مجبور شدن از هم جدا بشن و ... تا اینکه حدود دوماه قبل یه خانومی بهم پیام دادن و بد و بیراه بهم گفتن که چرا با شوهرش در ارتباطم اونموقع دنیا رو سرم خراب شد و محکم و قاطع و با دعوا با این آقا برخورد کردم و گفتم دیگه به هیچ عنوان حق نداره بمن نزدیک بشه اما متاسفانه باز دست بردار نیستن و مرتب تهدیدم میکنن که اگر ارتباطمو قطع کنم آبروتو میبرم(در صورتی که من هیچ کاری نکردم ولی متاسفانه بخاطر آبروم میترسم) البته میگن که مدتهاست از اون خانم جدا شدن و فقط مونده مسئله مهریه اما هنوز حکم طلاقشان صادر نشده و ایشون میگن اون خانم بهت زنگ زده که فقط بترسونتت و ما اصلا دیگه با هم زندگی نمیکنیم، ایشون میگن من فقط و فقط قصدم باهات ازدواج هست ، ولی از اون طرف هم میترسم که دروغ بگه و هنوز با خانومش داره زندگی می‌کنه ، از اینطرف هم ایشون ول کن نیست و مرتب تو محل کارم مزاحمم‌میشه و تهدیدم می‌کنه که اگر باهاش قطع ارتباط کنم آبرومو می‌بره ، تورو خدا بگید چیکار کنم
1403/10/09

سوال 995975

سلام شب بخیر یه لجنزاری که دوساله افتادم داخلش وهرروز بدترازدیروز.میدونم خودم باید به خودم کمک کنم وهمه جوره ازعقاید اعتقادات حریم هرچی که بگین همه رومیدونم.باوجودمتاهل بودن خودمو به لجن کشیدم یک سال ونیمه .و هردفعه میام ازاین لجنزار بکشم بیرون نمیشه.باهیچ کس نمیتونم حرف بزنم درمونده شدم وازخودم نفرت دارم
1403/09/17

سوال 995828

با سلام و احترامآیا درسته کسی که هنوز خانمشو طلاق کامل نداده ولی میگه برای عقد دایم مشکلی نداره و از دادگاه برگه داره و ۴ ساله که جدا از هم زندگی می‌کنند، باهاش ازدواج کرد؟
1403/08/16

سوال 995608

من همسر م رو خیلی دوست دارم و وابسته ام بهش ولی طلاقش رو گرفت و رفت چون حق طلاق رو داده بودم بهش الان از لحاظ عاطفی ترکیدم
1403/07/29

سوال 995521

چه علت هایی باعث کاهش میل جنسی در بانوان میشود؟<br>اثرات روحی چقدر تاثیر گذاره؟
1403/07/06

سوال 995395

سلام، بنده حدودا دو سال و نیم قبل با یه خانم نامزد شدم اما به خاطر بعضی مشکلات از هم جدا شدیم ولی همچنان فکرم درگیرش میشه و ذهنم رو آزار میده خصوصا از زمانی که چند وقت پیش با نامزد جدیدش دیدمش
1403/06/11

سوال 995199

عدم تفاهم اخلاقی منجر به طلاق از هر دو طرف
1403/05/29

تمایل به ازدواج مجدد

من متأهل هستم و یک فرزند دارم، اما همسرم به نیاز جنسی من توجهی نمی‌کند و برایش مهم نیست. از درخواست کردن خسته شده‌ام. می‌خواستم بدانم می توانم از لحاظ شرعی با یک خانم دیگر صیغه کنم؟
1403/05/27

سوال 994998

علت‌های رایج کاهش میل جنسی در بانوان چه مواردی ست؟
1403/03/22

سوال 994159

من بیش از ده ساله که از همسرم طلاق عاطفی گرفته ام واقعا خسته و در مانده شده ام . خیلی دلم میخواد با یک نفر حرف بزنم
1401/09/28

سوال 22313

سلام یک مشکلی داشتم من یک سال میشه جدا شدمالان با هر شخصی وارد رابطه میشم یا بهتر بگم الان با شخصی در حال اشنایی هستم خیلی هم با هم نزدیک هستیم و رابطه خوبی داریمولی مشکل من اینه که تو ذهنم همش با همسر قبلیم مقایسه میکنممثلا میگم اه زن سابقم چقدر‌کم خوراک تر بودیا مثلا فلان سبک لباس میپوشید یا تو انتخاب رنگ یا مثلا برای خرید لوازم منزل جدیدم سبک انتخاب همسر سابقم و فرد جدید زندگیم همیشه تفاوت هاشون میاد تو ذهنمو بعضی مواقعه میخوام اسم نفر قبلی رو صدا بزنم ناخودآگاه و میترسم طرف مقابلم یک بار متوجه بشه و ناراحت بشه واقعا هم نمیدونم چه حسی به همسر سابقم دارم و جالبه اصلا دوس ندارم باهاش زندگی کنم ولی خاطره ها مدام تو ذهنم هست دلسوزی ها ی میاد تو ذهنم که بهش شاید بد کردمپنج سال زندگی داشتیم ولی بدون بچه چکار کنم از این مقایسه ها ی ذهنم راحت شماسمش سر زبونم نباشه اصلا چرا اینجوریم اصلا نمیدونم دوسش دارم ندارم جدایی ما خیلی عجیب بود همش سر خانواده ها بود تا کی این خاطرات هست چون عذاب میکشم
1401/07/07

سوال 19706

سلام خسته نباشد من ایران نبودم و با وکالتی که به همسرم داده بودم متوجه شدم اقدام به طلاق نمودن . چون دور بودم ازش. زمانی که متوجه شدم حسی نداشتم . ولی الان یک ماه هست برگشتم .فقط یک تماس داشتم باهاش ‌ایشون فقط لوازم های شخصیم رو پس داد، هنوز بعد از چهار ماه از جدایی من هیچ حس ناراحتی یا هر حس منفی ندارم .دوسش داشتم ولی نشد ادامه بدیم . من از این بی تفاوتی خودم در تعجب هستم، این طبیعی هست یا نه ، خودمم گیج شدم ، چند روز پیش هم تمام عکسهاشو پاک کردم تا بهش فکر نکنم

صفحه 1 از 2