پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1400/12/15

سوال 15616

میخوام بدونم ب نظر شما من عاشق یک دختر خانومی شدم و شدیدااون دختر هم منو دوس داره و خیلی عاشق هم شدیم.و واقعا پایبنده و وفاداره و اصلا اهل خیانت نیست.و خیلی بهش اعتماد دارم.ولی بهش میگم ک تو الان 16 سالته هنوز عشق و دوس داشتنو نمیفهمی کامل و چندسال دیگه ک بزرگتر بشی منو ول میکنی ب خاطر اینکه 9 سال ازت بزرگترم.و قبلا هم زن داشتم ولی اسرار داره ک نمیکنه این کارو و عاشقمه میخواستم بدونم چکار کنم
1400/11/26

سوال 15241

سلام. من با یه دختر خانمی ۴.۵ سال دوست بودم. ولی مشکلاتی داشتیم که دوستیمون منجر به ازدواج نشد. الان از جداییمون ۲ سال میگذره و اون دختر هم الان مجدد وارد رابطه شده و قصد ازدواج هم داره. ولی من نمیتونم فراموشش کنم و شب و روز بهش فکر میکنم. با یادش ناخودآگاه گریه ام میگیره و واقعا حالم بده. چیکار کنم که فراموشش کنم؟ من واقعا دارم نابود میشم...
1400/11/16

سوال 14983

سلام ببخشید من از یک دختر خوشم نمیاد ولی روم نمیشه بهش بگم باید چی کار کنم
1400/09/07

سوال 14054

سلام.من 20سالمه و مدت دوماهه با آقایی که یکماه از من کوچکتره،در محل کار آشنا شدم.من با این آقا صحبت کردم،ایشون از لحاظ عقلی بسیار مرد پخته ای هستند،و من با صحبت ایشون متوجه شدم که خیلی خیلی به معیارهای من نزدیک اند. حتی ایشون بدون اینکه من بهشون بگم،با روشی از من خاستگاری کردن که من آرزوشو داشتم.و با چیزهایی منو سوپرایز کردند که من همیشه عاشقش بودم.علاقه ای آقا به من بسیار شدیده و به شدت تو این مدت کم به بنده وابسته شدن.واینکه ما از لحاظ فکری واقعا به هم نزدیک هستیم.اما مشکل اینه :من قبل شروع این رابطه،یه دختر خیلی پر شور و پر شوق بودم وپراز فانتزی های عاشقانه و جنسی.ولی از وقتی این آقا به من ابراز علاقه کردن،من کم کم سرد شدم...وهرچه این ابراز علاقه ها بیشتر میشه،من حالم بد تر میشه...با خودم میگم،چته؟مگه این مدلی دوست نداشتی؟مگه دوست نداشتی همسر آیندت این شکلی باشه؟خب هست دیگه....پس چته؟چرا اینجوریی؟.....و هیچ جوابی پیدا نمیکنم به خودم بدم...وچیزی که خیلی مهمه اینه که من فقط نسبت به این آقا سرد نیستم.نسبت به همه مردا سرد شدم. طوری که الان حالم هم از ایشون بهم میخوره و هم از بقیه مردا...ومن نمیدونم چرا این اتفاق افتاده...و این موضوع انقدر جدیه که مثلا وقتی من تو تاکسی میشینم،از بوی مردا ویا حتی راننده تاکسی حالم میخوره...وحتی فکر اینکه در آینده بخوام با مردی باشم روانیم میکنه.تا حدی که تا مرز خودکشی رفتم و برگشتم.یا اینکه وقتی فکر میکنم قراره دست یه آقا رو بگیرم یا باهاش رابطه جنسی برقرار کنم واقعا دلم میخوام خودمو خلاص کنم.یعنی الانم که دارم مینویسمش حالمو بد میکنه.البته بگم ما این وسط یه رابطه در حد معاشقه داشتیم،البته به پیشنهاد و تحریک من،چون من فکر میکردم با نزدیک شدن بهش حالم بهتر میشه، ولی بدتر شد....من نمیفهمم چرا با اینکه اون آقا هیچ کار اشتباهی انجام نداده ،اما با ابراز علاقه هرچه بیشترشون این حالت به من دست داده و مدام تشدید میشه....به پیشنهاد یکی از دوستام برای اینکه حالم وحشتناک تر نشه،دوروزه با اون آقا حرف نمیزنم و اون آقا دارع دیوونه میشه چون بیش از حد به من علاقه داره....الان ،من هم نمی دونم چطوری مشکلمو حل کنم،و هم بابت عذاب دادن اون آقا عذاب وجدان دارم...به نظر شما من باید چکار کنم؟
1400/08/21

سوال 13756

سلام من مشکل بسیار بسیار ناپسند همجنسگرایی رو دارم و این به شدت روی زندگیم تاثیر گذاشته به طوری که با دیدن پسران کم سن و سفید پوست به شدت تحریک میشوم خواهش میکنم کمکم کنید
1400/08/16

سوال 13625

سلام من اصلا نمیتونم به یک خانم علاقه پیدا کنم