پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/07/14
ناشناسخانواده و روابط
خجالت
سلام وقت بخیر من ۲۳ سالمه پدر و مادرم دارن طلاق می گیرن من الان تو رابطم خیلی نگرانم این مسئله رو چطور به پارتنرم بگم که قضاوتم نکنه میشه راهنمایی کنید
۳ پاسخ۲۴ بازدید
1403/11/27
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996529
سلام ادامه مطلب رو میخاستم بگم ۲۵ سالمه دختر هستم خونوادم نمیزارن حتی خاستگار بیاد خونه البته پدرومادرم سالهاس که جدا شدن پیش پدربزرگم زندگی میکنم واقعا زندگی خیلی سخته برام پیش اینا پدرمم مخالف ازدواج من هست میگه باید درس بخونی بجایی برسی شاغل نیستم ی مورد خوب قبلا اومد اما بخاطر ترس از ازدواج و خرید جهیزیه نزاشتن بیان خونهبعد اینکه لیسانس حقوق دارم ولی بیکارم ترس من اینه نتونم شغل مناسب پیدا کنم یا حتی ازدواج کنم دیگ سن بره بالا خاستگار نمیاد واقعا هم مشکل فرزند آوری سخت میش هم آدم وسواس میش در انتخاب همسر
مخالفت خانواده برای ازدواج1تمایل داشتن به ازدواج1مخالفت پدر با ازدواج فرزند1بهم خوردن خواستگاری1معیارهای انتخاب همسر14+
۳ پاسخ۱۷ بازدید
1403/05/15
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994872
سلام والدینم نزدیک ده سال هست جدا زندگی می کنند پدر هم بعد از چند سال تلاش نتونست حل کنه عدم تمکین گرفت و ازدواج کرد مادر 71 و پدر 79 سال دارند. فرزند آخر هستم یک برادر و یک خواهر بزرگتر و مجرد دارم و همراه مادر زندگی می کنیم. داخل 35 سالگی هستم و یک سالی هست تصمیم گرفتم ازدواج کنم ماشین خونه ارشد کارمند و ... محیا هست. همه خانواده تحصیلات دانشگاهی بالا و سطح مالی بالا دارند. آدم مذهبی، سالم و معمولی هستم چند مورد ازدواجی از محیط کارم پیشنهاد شد با وجود اینکه معیارهای بده را تا حدودی داشتند مادر اصلا قبول نکرد بررسی کنه و پا پیش بزاره دلیل رو چندین و چند بار جویا شدم نتیجش شد اینکه تو از نظر من لایق ازدواج و زن داشتن نیستی و مثل پدرت هستی و .... سر ازدواج مجدد پدرم هم شدیدا با پدرم سر سنگینم. رابطه فامیلی خاله و عمه درست و حسابی هم متاسفانه ندارم می ترسم از پدرم کمک بخوام مادرم تردم کنه و از دستش بدم. هر دختر خانمی هم متوجه این وضعیت خانواده و مورد قبول نبودنم پیش مادر بشه گاردش میره بالا و احتمالا جواب منفی - چه کنم؟ لطفا راهنمایی کنید.
۳ پاسخ۲۱ بازدید
1402/07/18
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 989573
سلام وقتتون بخیر من دختر ۲۲ ساله هستم. در خودم احساس میکنم که نیاز به ازدواج دارم و برای پذیرفتن مسئولیت های زندگی مشترک اماده هستم. از طرفی دانشجو هستم، کار میکنم، من خواهرم و مادرم جدا از پدرمون زندگی میکنیم . رابطم با پدرم خوب نیست کلا و فکر میکنم اگر خواستگاری داشته باشم قطعا لج میکنه و از طرفی نمیدونم خانواده ها چه فکری راجب زندگی خانواده من میکنن و اذیتم میکنه. سوالم اینه که با توجه به این شرایط اصلا فکر به ازدواج کنم یا نه؟ و اگر نه چجوری احساس همراه و یار داشتن تو زندگی رو برای خودم حل و فصل کنم؟:)
۱ پاسخ۱۰ بازدید
1401/06/28
ناشناسخانواده و روابط
سوال 19455
سلام من بااقایی اشناشدم که تقریبا ازهمه لحاظ باهم برابریم و هم سلیقه و سطحیم و شرایط اولیمون اوکیه ...اما مشکل اینجاست ک ایشون پدرمادرشون ازهمه جداشدن و این موضوع روشون خیلی تاثیرگذاشته و یجورایی ناامید و دلشکسته ان و هنوز بعد گذشت ۱۰ ۱۲ سال ازاون اتفاق باهاش کنارنیومدن و براشون سخته و حتی گاهی بقول خودشون عذاب وجدان دارن و میگن من شاید میتونستم کاری بکنم!حالا میخواستم بدونم بنظرتون من باید چیکارکنم بگم برن مشاور بعدکه بهترشدن به ادامه ی اشنایی بپردازیم یا کلا درخواستشونو رد کنم؟؟ممنون ازراهنمایتون
معیارهای انتخاب همسر مناسب1تردید در تصمیم گیری برای ازدواج1مطلع کردن خواستگار از طلاق والدین افسردگی 5
۱ پاسخ۹ بازدید