پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/12/14

سوال 996754

با سلام خدمت مشاورین خوب همدم .به نظرتون برای دیدار با یک دختر خانم در کافه .لباس رسمی بهتره یا عادی ؟گل بخریم یا نه فعلا دیدار اولیس؟و در مورد چ مسائلی حرف بزنم ؟چون قبلش از طریق چت حرفای اولیه رو زدیم و به پیشنهاد خانم دیگه چت نکردیم تا دیدار حضوری .
1403/12/12

سوال 996733

سلام و خسته نباشید.من یه خواستگار دارم که هفته ی قبل با خواهر و مادرش و مادر من رفتیم بیرون.نظرسپن مثبت بود و گفتن خودشون تماس میگیرند برای خواستگاری رسمی.هیچ واسطه ای هم این وسط نیست، به نظرتون پیگیر بشم که چرا خبری نشده؟ چهار روز گذشته
1403/11/04

سوال 996181

سلام، وقت بخیر،با دختری از طریق یه واسط ٱشنا شدم، یکی دو روز صحبت کردیم، بعد یک ملاقات حضوری داشتیم، خوب هم پیش رفت، هر دو نسبتا موافق بودیم ادامه بدیم، بعد از یک هفته گفتگو یک ملاقات دیگه داشتیم، توی همون دیدار، با خانوادشون تماس گرفتم و معرفی کردم و اجازه آشنایی اولیه خانواده ها رو خواستم که قرار شد خبر بدن،خانواده من هم کاملا در جریان بودن از اول،حالا یه موضوع پیش اومده، یک قرار ملاقات دیگه هفته دوم داشتیم، دخترخانم تو اون قرار خیلی راحت باهام رفتار کرد لمس و تماس فیزیکی داشتیم،میخوام بدونم این طبیعیه؟ این سوال برام پیش اومده که ممکنه قبلا هم اینجور بوده! آیا ادامه این رابطه درسته؟ میدونمم اگر دوباره ملاقات کنیم، بیشتر هم میشه،از مشاورین محترم راهنمایی میخوام، ایا بعد از ازدواج ممکنه این شک ثأثیر منفی بذاره و همه چیز خراب بشه،لطفا من رو راهنمایی کنید،لازمه بگم دختر خانم هم خیلی دختر خوب و توی خیلی موارد باهم تفاهم داریم
1403/11/03

سوال 996177

سلام دختری مجرد هستم و سن بالای ۴۰ با موردی اشنا شدم مطلقه و ۳ جلسه صحبت کردیم ایشون آدم خوبی هست و اختلاف چندانی نداریم منزل ندارن و گفت باید اجاره کنم ظاهرش بد نیست تیپش خوبه ولی سر کم مو هست و برای همین برای ادامه تردیددارم تو صحبتهای اخیر گفت انگار اکراه داری برای ادامه و یا من نتونستم جذبت کنم ..عکسش دارم اگه بخوام عکس قدی بفرسته متوجه میشه تردید دارم و دیگه اینکه فرزند داره کی میتونم فرزندش ببینم و یا عکسش درخواست کنم ؟ با توجه به اینکه سن خودم هم کم نیست چطور با ظاهر کنار بیام و ملاکهام تعدیل کنم ؟؟
1403/11/03

سوال 996173

سلام، وقت بخیر،با دختری از طریق یه واسط ٱشنا شدم، یکی دو روز صحبت کردیم، بعد یک ملاقات حضوری داشتیم، خوب هم پیش رفت، هر دو نسبتا موافق بودیم ادامه بدیم، بعد از یک هفته گفتگو یک ملاقات دیگه داشتیم، توی همون دیدار، با خانوادشون تماس گرفتم و معرفی کردم و اجازه آشنایی اولیه خانواده ها رو خواستم که قرار شد خبر بدن،خانواده من هم کاملا در جریان بودن از اول،حالا یه موضوع پیش اومده، یک قرار ملاقات دیگه هفته دوم داشتیم، دخترخانم تو اون قرار خیلی راحت باهام رفتار کرد لمس و تماس فیزیکی داشتیم،میخوام بدونم این طبیعیه؟ این سوال برام پیش اومده که ممکنه قبلا هم اینجور بوده! آیا ادامه این رابطه درسته؟ میدونمم اگر دوباره ملاقات کنیم، بیشتر هم میشه،از مشاورین محترم راهنمایی میخوام، ایا بعد از ازدواج ممکنه این شک ثأثیر منفی بذاره و همه چیز خراب بشه،لطفا من رو راهنمایی کنید،لازمه بگم دختر خانم هم خیلی دختر خوب و توی خیلی موارد باهم تفاهم داریم
1403/10/28

سوال 996135

سلام دختری ۴۷ ساله هستم مجرد با موردی اشنا شدم ۵۰ ساله مطلقه و تحصیل کرده و دارای یک فرزند نوجوان..یک جلسه صحبت کردیم حضوری همچین مواقع ارتباط چشمی زیاد برقرار نمیکنم ..همدیگرو پسندیدیم ولی انتقادی که داشتن همین بود و گفتن فکر میکنم یا خجالتی هستید یا اکراه داری از ارتباط و توقع دارن باهاش راحتتر باشم که گفتم من چنین موقعیت ها اینطوری هستم و عرف جامعه هست که دختر سنگین باشه و جاهای دیگه بازتر هستم ..به نظرتون چیکار کنم چنین مواقعی ..و دیگه اینکه ایشون توقع داره بیشتر صحبت کنم حالا یا تو ایتا چت و..من گفتم ترجیح میدم حضوری صحبت کنم ..دیگه اینکه سوالات مالی چطوری بپرسم چون ایشون منزل ندارن برام مهمه پشتوانه مالی داشته باشن و..
1403/10/13

سوال 996009

سلام وقت بخیر باآقای اشنا شدم حدود یک ماهی باهم صحبت کردیم ودرصحبت هامون مشکل جدی نبود دوباراون آقا گفتند میان یک دیدارحضوری بعدگفتند نتونستن وحالا برای اخرین بارخودم پیشنهاد یک دیدارحضوری دادم وایشون گفتندپسرشون مریضه بعدگفتند خوب شده منم گفتم اگه پشیمون شده حداقل بهم بگه وبهانه الکی واقعا درست نیست حالا نمیدونم کاردرستی کردم یاخیر
1403/10/04

سوال 995929

سلام با خانمی در حال آشنایی هستم که بعداز چند روز پیام دادن امروز همدیگرو ملاقات کردیم ،ایشون چه تو پیامها چه تو دیداری که امروز داشتیم وقتی ازشون میپرسم ک نظرتون راجب زندگی در فلان محل چیه میگه فعلا زوده در مورد این مسائل حرف بزنیم ،یا میپرسم دیدار بعدی کی باشه یا اصلا دیداری هست ،میگه تا خدا چی بخواد،سوال بنده اینه ک از کجا بفهمم که ایشون میلی به ادامه این آشنایی داره یا خیر ،از کجا بفهمم که نظرشون راجب بنده فعلا مثبت بوده یا خیر ،با تشکر
1403/09/20

سوال 995848

باسلام.قبلا مشاوره ی خاستم ک یکی از همکارا درشهر دیگر گفتن ک میخاهم اشنا شوم اما باید عقد موقت کنیم ۳۵ساله یم،ایشان میگویند همدیگررو۱ماه دیگر حضوری ببینیم،اما درمورد ازدواج همه ش می گویند من از آینده خبر ندارم ک ازدواج انجام بشه یانه،و می گویند من باید تاحدی اندام شما راببینم چون برای من بسیار مهم است،قبلا ارتباط بصورت لمس فیزیکی گفتن با خانمی داشتن،بارها گفتم این ارتباط را قطع کردم،اماایشان اصرار برادامه ارتباط دارند،ومخالفتم بیشتر بخاطر اصرار براینه ک میخاهم تاحدی تن رو ببینم،چ کنم؟
1403/09/19

سوال 995840

سلام خانم شربیانی عزیزخسته نباشیدسوال کرده بودیدچندموردرو...ما۱۱ماهه باهمیم وروزاول اومدن خاستگاری انگشترانداختن درخانواده وچندتابزرگتروچون شرط خونه گذاشتم گفتم ملک بخرن بعدعقدکنیم خریدملک طول کشیدمنم میدونستم به اسونی نیست تواین اوضاع مملکت خریدملک اگه خودشون داشتن وهمونومیزدن یاشش دنگ یاسه دنگ چراولی ایشون رفتن برای من خریدن واین خریدملک هشت ماه طول کشیدتاکارکردن وروپسندازفعلی خودشون گذاشتن برای خریدخونه.تاخریدوتموم شدوسندش یه ماه طول کشبدبیادهمون هشت ماه وخورده طول کشید. براهمین ازدواجمون طول کشیدبه هرحال.بعدمدارس شروع شدمنم فرزندمواینجاثبت نام کردم ودرس میخونه ایشونم همسن بچه من بچه داره اونجاثبت نامه ودرس میخونه یخورده بخاطرمدارس وامتحان وگرفتاری های زندگی نشدبعدایشون کارشون روبیشترکردن چون روشون برای زندگی وخریدخونه ووخرج وهزینه های دیگه فشاربودکارش بیشترشده ووفت وزمان کم میارن کارشونم جوریه برمیدارن قبول میکنن کارمشتری روبایدانجام بدن وتحویل بدن دیگه هی سرش شلوغترشدتوکاروزندگی ازیطرف دیگم ماشینشون خراب شدودرست نشدمجبورشدن اونوبدن وسه برابرهزینه کنن ماشین جدیدونوبگیرن وهزینه وفشاروچک واینازیاددارن شرایط نشدوقت برای دیدن ماباشه.این مابین تواین یازده ماه پنج ماه وهموندیدیم براهمین شرایط هاشدوگرنه ایشون جونشون داره درمیره فقط یه ساعت منوبیین ازطرف دیگه هم این وسط نقل مکان داشتن برای خودشون برای خونه ای که زندگی میکنن وبازهم این مابین چون میخان مهمونی وجشن بگیرن سمت خودشون برای عقدمون میگن هزینه میخادوهزینه های مهظروعقدوحلقه وحتی چیزای دیگه فکرمیکنن وابایدکارکنه که بتونه برسونه همروقراراخرمون دیگه تاقبل عیدبوده که دستش خالی شده یه مقداردیگه کارکنن جمع کنن برای کارای اخرمون.مخالفتی ندارن خانواده اگه بخادبه حرف اون هاباشه ازخداشونه ازدواج کنم برم ولحظه ای اینجانباشم صحبت کردم درموردمشکلات خانوادگی خودم درگفتگوهاهرخاستگاری میومدبرام مادرمن هدفش اینه من برم براش مهم نیست خوب هست زندگیم بعدهایابد.درمورداین اقاهیچ جرف منفی نمیزنن جون بهشون احترام گذاشته وبراشون هنیشه خوب بوده ومحبت کرده چیزخاصی ومخالفتی نکردن تاالان ندیدنمون وطول کشیدن عقدمون بنابرچیزهایی اتفاق افتاده که گفتم بخاطرهمون شرایط وموردها.ایشون تاقبل عقدگفتم مسکن خریدن حتی طلای قراردادی من روخریدن بیشترازاونم خریدن.فقط میگم این مشکلات مابین خودمون هم هی قهراشتی قهراشتی گاهی حالم ازاین رابطه بهم میخورداین اواخرخیلی قهرواشتی داشتیم به حالت سردی رسیده دیگه پای حرف ایشون بشینی مقصرهمش طرف مقابل رومیدونه ودلیل رفتاراش رفتارای طرف میدونه ولی درصورتی که من خیلی مثال هازدم جاهایی که واقعاعقلی واحساسی منطقی فکرمیکنم بی تقصیربی گناه بودم ایشون اون برخوردروداشتن.دیکه من کوچیکترینش رومیگم براتون من روتوجمع صداکردن من نشنیدم وواقعامتوجه نشدم توشلوغی دوروبرم وسروصداهاایشون قهرکردحرف نزدچندساعت جوری که من برم سمتش وحرف بزنم خنده شوخی کنم شیطونی کنم بخنده وسریع وابده انگارنه اتگارکه قهربوده قبلش قهربودتوقیافه بودچرامن الویتت نیستم چرانشنیدی چندبارصداکردم.یاتومشهدپدرم بودمن نتونستم اومدن کنارم ازخجالت دستشون روبگیرم کل مسیرباهام حرف نزدن توقیافه بودچرادستم رونگرفتی دیگه مامیخایم ازدواج کنیم انگشترانداختم بخای حساب کنی زن منی توتوبازاردستم روردکردی نگرفتی بخاطربابات یااطرافیان رفت جلوترمن قدم زداین اخلاقارونمیدونم چی بزارم اسمش روشخصیتشه بی منطقه بی درکه مفهوم حرفام رونمبفهمه یابدمتوجه میشه کلاقهریه هرچی بهش برمیخوره ذاتیه خصلته براهمین اینقدرسرموضوعات مختلف اتفاق میوفته احساس میکنم اصلاحرف منونمیفهمه تادهن وامیکنم.
1403/09/17

سوال 995832

سلام من قبلاموضوعی روگفتم راجبع کسی که باهاشون دراشنایی هستم.ومن ۳۲سالمه وایشون تازه رفتن توپنجاه ایشون ازنظرظاهری وتیپ وقیافه واخلاق امروزی برخوردامروزی ورفتارای عاشق پیشه جوانانه اونجورکه همسن خودم بامن نداشته بسیارتوجه میکنه کادوهدیه گرون وسوپرایزهای مختلف میکنه خاستگاری اومدن ومن براشون خونه نوشتم شرط گذاشتم و۱۱۴تاسکه ایشون قبول کردن وحتی خونه خریدن برام ازنطرمالی منوساپورت میکنن بدون اینکه تاحالابرامون پیش اومده باشه رابطه جنسی برقرارکنیم یابشه وپیش بیادهردوبرازندگی واینده هدف داریم ورسیدن زودبهم ایشون کرج ومن شمال هستم شش ماه اول اکثرامیدیدیم هموبعداون بنابرمشکلات شخصی ازسمت خانواده بنده نشدکه ببینیم هموالان پنج ماهه ماههموندیدیم وهمچنان ایشون تغیری درعشقش نکرده درک دارن تواین یموردگاهی غرمیزنن ازدلتنگی وخستگی ولی بازم ارام میشن درک میکنن شرایط روچون هردودانش اموزداریم ویسری مشکلات پیش اومدنشدببینیم هموازراه دورمریض بشم فکرپول وزنگ میزنن بی هوااژانس داروگل وخوراکی میاره ایشون ازهمه این نظرات انگاربرای من خداازاسمون فرستاده امارابطه ده ماهه ماپنج ماه اولش خوب بودبعداون انگارایشون ازنظراخلاقی بااون همه حسنای خوبی که هنوزم داره وهست وترک نکرده اینجوری اینازدبیرون اینکه انگارتوحالت کل کل بامن یالج بازی خیلی قهرمیکنن حتی توحرف معمولی بااینکه من دارم منطقی باادبانه بدون ایرادی میزنم بهش برمیخوره قهرمیکنه واین قهراوایل بدون من یه ثانیه نمیموندبه هربهونه میومداشتی الان به سه روزحتی نه روزم کشیده یک بار.تازه بعدمیادسرصحبت روبازمیکنه برای حل وصحبت اون مشکل من دوست دارم بدون قهرایشون وبحث وبگومگوبشینیم وخیلی قشنگ صحبت کنیم وحلش کنیم ولی ایشون سریع جبهه میگیره وناراحت میشه وسکوت وقهرهمین.اوایل فکرمیکردم براتفاوت سنیمونه .امااین یه نوع اخلاق وشخصیت ایشونه کلا.یعنی جوری شده دیگه میترسم الان برای اینده همش میگم نکنه باهم نسازیم نتونیم تکلیف بچه هاچی میشه وازدواج دوم منم الان خیلی حساسه بااین همه خوبی که داره روزی صدبارقربون صدقم میره یابدیاخوب پشتمه برام کارهای زیادی کرده امااین اخلاقش ازارم میده اینکه فاصله میگیره قهرمیکنه اینکه من بارهادیدم ایشون مقصربوده اماتااومدیم صحبت کنیم میگه جرقه روتوزدی اصل ریشه مشکل منومیدونه واینم ازارم میده گاهی بهش میگم یعنی اینجورکه تومیگی مدام من مقصرم سرهمشون که.من برای خوبیش برای خودش برای نگرانی اینکه حواسم هست چیزی بدی نگفتم یامنطقی وعاقلانه بوده دلیل رفتارشونمیفهمم.احساس من اینکه همش حرف منویابدمتوجه میشه یاکلانمیفهمه.مثلامن اگه بگم رفتم دیروزخونه خالم میگه خوب کرده بروحالت عوض شه بعدشبش جایی رفته یاپیش کسی بوده به ضرربوده یادرست نبوده یاهرچی که به عنوان مثال میگم...بهشون میگم نبایدمیرفتی اونجابه ضررت بودمن برای خودت میگم دارن سرتوکلاه میزارن بااینکه به نفع وسودخودشه برای خودش میگم پشتش درمیام اون لحظه حرفش اینه توپری روزخونه خالت رفتی من چیزی گفتم یافلان جارفتی گفتی اصلافکرنمیکنه فقط میشنوه تاجواب بده سریع .یاکسی که میدونه مقصره داره حرفش رومیزنه ولی من یچیزمیگم همون لحظه طرف منه همرامه ولی توی بحثی چیزی میکشه وسط توفلان روزبرافلان چیزفلان گفتی خوب ناراحت شدی همون لحظه میگفتی احساس میکنم ازهرده کلمه صحبت ومکالمه مانه تاش نمیفهمه حرفمووناراحت میشه وقهروسکوت ویه عادت بدیم دارن اینهمه وقت پای من مونده میخادودوستم داره امااون لحطه که ناراحت میشه که همشم بی دلیل والکی واصلامن چیزی نمیگم بخادبدباشه که رفتارش این باشه بعداینکه تلفن ومحترمانه قطع میکنه باپیام میگه این رابطه بایدتموم شه وهرکی بره پی زندگیش به دوروزنکشیده باززنگ وپیام ابرازعلاقه وخاستن وایناواین حرکت واینقدرانجام داده دیگه حالم بدمیشه ازاین کاربهشم میگم میگه وقتی میبینم به هیچ جااون لحظه نمیرسم تموم میکنم.اینکه منودوست داره ومیگه وانجام میده همه جوره ولی شب میخابه عاشقه روزفارق سردرگمم اون لحطه ای که خوبیم خدای روزمینشم اماسریه ثانیه نشده وسط ناراحتی نه بحثی شده نه دعوایی سرناراحتی ایناجوری حرف میزنه انگاربراش کم بودم کم گذاشتم یابدردهم نمیخوزیم.من کلافم الان واقعا بعداینهمه وقت نمیدونم چیکارکنم اصلا.فکرمیکنم بااین سنش هنوزبچست واخلاق بچگونه داره میخادیکی مدام نازش کنه بزاره توپرقوتامیاریش بیرون صداش درمیاد.ادم احساسی بشدت وعاشق اینکه مدام یکی قربون صدقش بره بگه بخنده دلبری کنه براش مدام بگی دوستت دارم ویجورکمبودمحبت داره انگاراگه ایناروبگم وبکنم بازیجاکوچیکترین اتفاق بیوفته بازم همون اخلاق قبلی میشه.دیگه احساس میکنم مشکل ازمنه یاازاونه من تاحالاباادمای دیگه تورابطه این سبک مشکل اصلااخلاقی نداشتم حتی قهرودعواوبحث نداشتم اصلاابداایشون ولی شخصیه که رابطم اینجوریه دیگه این مدت اینقدرزیادشده میلی به رابطه ندارم دلسردشدم واحساس میکنم حالم تورابطه خوب نیست دیگه
1403/09/12

سوال 995794

سلام.یایکی از همکاران خودم در شهر دیگری به اندازه چند روزی آشنا شدم ایشان می فرمایند باهم فاصله داریم میخاهم شما را ببینم خواستن ایشان لباس جذب است ،می فرمایند ظاهر مهم است میخاهم اول ببینم بعد حضوری همدیگررا ببینیم،نمی دانم چ کنم؟

صفحه 1 از 3