خانم 22 ساله هستم. تو زندگیم سعی کردم همیشه از فرصتها به بهترین شکل استفاده کنم. درحال گرفتن مدرک کارشناسی هستم، پاره وقت کار میکنم و برای ارشد هم میخونم. تو تحصیل و آکادمیا موفق هستم. ارتباطات اجتماعی خوبی هم دارم و سفر و تفریح هم تو زندگیم سرجاشه. ولی با وجود اینها، از زندگیم راضی نیستم. تازگیها احساس تنهایی تو زندگیم دارم. آدم خانواده دوستی هستم و به خانواده اهمیت زیادی میدم.
اطرافیانم میگن با کارهاییکه داری میکنی، نباید از زندگیت ناراضی باشی ولی احساس تنهایی رو نمیتونم از وجودم ببرم. داره کم کم روی سلامت روانم هم تاثیر منفی میذاره و مدیریت زندگی برام سخت شده.
خوشحال میشم راهنمایی کنید چکاری میتونم دربارهاش بکنم.
سلام.دانشجوی دکترای کامپیوتر با سوابق نخبگی هستم و همواره به تحصیل و پژوهش در رشته ام علاقه مند هستم و در دانشگاه تدریس هم میکنم. اما در دوسالی که بین مقطع ارشد و دکترا کار کردم، احساس بدی از محیط کارم گرفتم.مثلا هیچوقت پیشرفت های کوچکم دیده نمیشد و حقوقم همواره کم بود.درحالی که همکارانی که از من تحصیلات بدتری داشتن و حتی گاهی علایق من را به حوزه آکادمیک سرکوب میکردن،همیشه رشد خوبی از نظر جایگاه داشتن.در نهایت حس میکنم که عزت نفس من از یک کارجوی دوره لیسانس هم کمتر شده و این موضوع،حتی روی اعتماد به نفسم در تشکیل زندگی هم موثر است و حس میکنم که نمیتونم از نظر مالی یک خانواده را پشتیبانی کنم.و مطمئن هستم که مسیر آکادمیک هم من رو به درآمد خوبی نمیرسونه و همیشه خودم رو سرزنش میکنم.چه کنم که بتوانم با حس خوب و معنادار به شغلم برگردم؟