پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/03/12

چرایی ازدواج

سلام و خسته نباشید خدمت شما، من الان ۳۸ سالمه و تا حالا هم با هیچ دختری نه رابطه داشتم و نه حتی حرف زدم، احساس تنهایی و نیاز روحی و فیزیکی هم می کنم ولی نمیدونم باا این اوضاع اقتصادی بد ازدواج این مشکل را حل می‌کند یا باعث اضطراب بیشتر تو زندگی میشه، اصلا یه مرد چرا به زن احتیاج داره، فقط برای رفع نیاز غریزی یا آرامش با این آمار عجیب و غریب طلاق و مهریه و روابط آسان در هر بستری؟ بهتر نیست مثل این همه آدم که بدون دردسر زیاد نیازهاشون را برطرف می کنند رفتار کرد به خصوص که افراد تحصیل کرده، شاغل و با اوضاع اقتصادی خوب هم در این میان کم نیست. الان من تو یک برزخ عجیب در برخورد با ارزش ها و آنچه در سطح جامعه می بینم، هستم. واقعا تاثیر رابطه قبل از ازدواج چقدر موثره، من که تا حالا بر اساس ارزش هام سمت این روابط نرفتم چه تضمینی هست با کسی که آشنا می شوم، قبلاً رابطه داشته یا نه منظورم هم عاطفی و هم فیزیکی هستش. حالا پاسخ شما کارشناسان محترم و حتی خانم ها و آقایان عضو در همدم به این پرسش ها چی هست؟
1404/03/04

راهنمای

باسلام ۲ماهی هست بااقای اشناشدم که یک سوال وصد بارمیپرسه تاحالا باکسی بودی وهربارجواب دادم ایشون ۴۵ سال دارند ومیگن ومیگن تااین سن باهیچ خانمی نبودن وحتی هیچ احساس دوست داشتن نسبت به کسی نداشتن وحتی حس جنسی هم نداشتن اما ازوقتی بامن آشنا شدن به اظهارخودشون احساس ودارن وزیادهم هست ازطرفی این اقا۲۰ ساله باخانواده اش درارتباط نیست ومیخوام تنهای بیاد خاستگاری ازم میخواد باخانواده مطرح کنم نمی‌دانم چکارکنم چندبار ازش خواستم آشنای وتمام کنه تاحدودی بامعیارهای من هم خوانی داری ایشون ۲تافوق لیسانس دارن ولی شاغل نیستن فقط آنلاین خرید وفروش میکنن وشاید ماهی ۱۰ میلیون درآمد داشته باشن خونه وماشین سرمایه هیچی فقط تحصیلات ومدنی هستند خانمهای کارمند باَ شغل وموقعیت خوب بهش پیشنهاد ازدواج دادن اما قبول نکردن ونمیدونم بامن احساس دوست داشتن وحس جنسی شون بیدارشده وتا حالا باهیچ خانمی درارتباط نبوده اند ونقشه های زیادی برای آینده دارند درکل زیاد حرف می‌زنند اما مگه زندگی باحرف می‌شود نمی‌دانم چکارکنم چند بار خواستم آشنای روتمام کنه اما عین بچه ها ناراحت میشه من چطوری باخانواده موضوع رودرمیان بگذارم باتشکر
1403/08/18

سوال 995625

با سلام- در ابتدا از صمیم قلب از تمامی مشاورین پرسان ممنونم و به همه شما مدیونم.و اما در ادامه : من حدود سه هفته به طور مداورم با فشارهای متعددی روبرو شدم از جمله : دو جلسه آشنایی با یک خانم (مطمئن نیستم به نتیجه برسه) ، درگیری با فشار تحصیلی (مقطع دکترا و همزمان تدریس) و همچنین تنش‌هایی در خانواده که بیشتر ناشی از شرایط تهدیدآمیز قبل از حمله اسرائیل بود (و نگرانم که این وضعیت بازهم برگردد). با گذشتن بخش خوبی از این اتفاقات (بجز تدریس و تحصیل) ، حدود ده روز هست که احساس میکنم خیلی خسته هستم و بعضا حال و حوصله کارهایی که قبلا با لذت انجام میدادم رو ندارم (مثل باشگاه رفتن و حتی آماده شدن برای کلاس دانشگاه) و دائما ساده ترین کارهایم رو به تعویق می اندازم. آیا بنظرتون دچار افسردگی شده ام؟ و چه کنم که مقداری انرژی ام برگردد؟ ممنون (از همه مشاورین پرسان ممنونم که در این روزها در کنارم بودن)
1403/07/29

سوال 995522

سلام-حدود ده روزی هست که احساس میکنم با یک شرایط فرسایشی روبرو شدم . چند روز دیگر قرار جلسه آشنایی قبل از ازدواج با یک خانم را دارم و از طرفی هم در دانشگاه تدریس میکنم و شرایط تدریسم مقداری بهم فشار میاره. اما از طرفی شرایط فعلی کشور (مسائل مربوط به جنگ اسرائیل و احتمال حمله آن) به شدت شرایط روانی خانواده را تحت الشعاع قرار داده و به طبع اون، من هم اخیرا تاثیراتی گرفتم. روبرو شدن با شرایط تنشی خانواده، کنار آمدن با شرایط دانشگاه (تدریس و تحصیل همزمان در مقطع دکترا) و افزوده شدن استرس دوره آشنایی به آن، در مجموع من را از نظر روحی خیلی در فشار گذاشته و حس میکنم که در طول روز همواره خسته هستم (البته رفتن به بدنسازی مقداری حالم رو به صورت مقطعی بهتر میکنه) بنظرتون چی کار کنم که مقداری حالم بهتر شه؟ممنون