پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/03/19

اختلاف سنی با فرزند

سلام وقتتون بخیر. من آخرین فرزندم بین ۶ فرزند با ۴۱ سال سن و یه شغل کارمندی معمولی دارم که همگی خواهر و برادرا دارای زندگی مرفه و شغل سطح بالا هستن و متاهل. ولی من با مادر سالخورده و بیمار م زندگی میکنم و هرکدومشون شاید دوماه یه بارم به ما سر نزنن چون خیالشون راحته که من همه جوره از ایشون مراقبت میکنم و به قول خودشون مرد خونه ام کوچکترین هزینه ای هم نمیکنن و فقط من کمک خرج هستم البته مادرم حقوق بازنشستگی پدرمو میگیرن ولی بخاطر هزینه دارو و درمان من هم کمکشون میکنم. واین باعث شده که علی رغم اینکه چندبار مورد مناسب هم داشتم ازدواج نکنم چون میدونم من اگه برم هیچ کدوم از خواهر برادر ا نمیان ازش مراقبت کنن و این باعث شده که قید ازدواج رو بزنم و چون خودم وقتی که سن پدر و مادرم بالا بوده بدنیا اومدم(۵۲ سال اختلاف سنی با پدر و ۳۹ سال با مادر) دیگه هیچ وقت اجازه نمیدم بخودم که بچه دار شم که بچم تو اوج دوران جوونیش مجبور شه از پدر مادر پیرش پرستاری کنه کاری که من مجبور به انجامش شدم تا ۳ سال پیش نگهداری از پدر و مادر و بعد فوت پدر حالا نکهداری از مادر همین الانشم بخوام شروع کنم به ازدواج و تا طرفم بشناسم ۳ سال دیکه بخوام بجه دار شم اختلاف سنی با فرزندم میشه ۴۴ و موقعی که فرزندم اوج جوونی شو سپری کنه من یه پیرمردی بیشتر نیستم. اینارو گفتم که اختلاف سنی با بجه رو در نظر بگیرید اگه خواستید بچه دار شید
1403/08/12

سوال 995585

من فرزندن ششم از یک خانواده و کوچیکترین فرزندم ، یه بلر ازدواج سنتی با اجبار خانواده در سن ۲۰ سالگی داشتم ، که خانواده خواستگار راه داده بود و بودن تحقیق من بهش دادن و طرف اختلال روانی داشت و روابط های متعدد با زن های شوار دار ، که خودم پول جمع کردم و با مشورت با چندین مشاور بعد از کلی دوندگی تنهایی تو دادگاه فاسد مشهد توافقی جدا شدم ، من تهران اومدم و سالها کار کردم و تحصیل ادامه دادم ، اما به دلایلی بعد از تحصیل برگشتم مشهد ، برادر من دختری ده سال کوچیکتر و فاس از لحاظ اخلاقی داره که بخاطر تعدد روابط نامشروع ،خواستگارش دو روز قبل از عقد عکس های ناجور روابط غیر اخلاقیش آورد و جاری هاش هم گفتن هم مدرسه شون بوده و بخاطر تعدد پسر بازی از مدرسه اونا اخراج شده ،چون عقدش بهم خورد خودش و مادرش که جز فرقه های حجتیه هس و مدام پیش دعانویس هستن من و خواهرم تحدید کردن که زندگی های شما رو هم خراب می کنیم ، و اینکه چرا من دنبال روابط نامشروع نیستم و فساد ، و برادرم هم ما رو تحدید به صدمه زدن ، با شوکر و زنجیر کرد ، دختر ناسالم برادرم ، چندین بار گوشی من هک کرده و اون زمان رفت سراغ خواننده ی مزاحم و دزدی که هم آثار من دزدیده بود و هم دنبال اذیت ازار جنسی بود و با اون دست به یکی کرد ، گوشی من هک کرد ، حتی کسی فرستاد با نقشه قبلی که به من تجاوز کنه اما موفق نشد ، گوشی من ، خواهرم ، دختر عموم که بالای زن بازش دنبال رابطه باهاش بود مدام هک می کرد و می رفت سراغ دوست و آشنا و محل کار و غیره، تا جایی که من تو تهران که برگشتم بعد فوت پدرم ، چون کارم تولید محتوا تو اینترنت بود همه رو از دست دادم ، و سراغ کارفرما ، خواستگار همه می رفت خودش جای من جا می زد و یا پیام هایی مبنی بر اینکه من فاحشه یا فاسدم می فرستاد تا مزاحم ها ی من به عنوان یک زن مطلقه اذیت کنن ، حتی دختر برادرم بعد ازدواجش همین جور مدام داره اذیت می کنه ، من و دختر عموم اونقدر اذیت کرد که ما بارها مراجعه کردیم به پلیس فتا اما چون از طریق اون خواننده شناخته شده و فرقه ای که جزئش هستن، پلیس نتونست کار کنه ، خواهرم تنها بخاطر پیام هایی که مدام به خودش و شوهرش می دادن ، پبگیری کرد از پلیس فتا فهمید دختر برادرم ، اما این از من پنهون کرد ، تا من دوباره مجبور کنه برای اینکه هزینه ای ندن برای نگهداری مادرم در مشهد با زور بکشه مشهد ، خواهرم که در اداره پدرم حسابدار ، ماهی سه میلیون هم از حقوق من را برمی داره و می ده به برادر دیگرم برای بیمه بازنشستگی بی اجازه من ، برادری که او هم با همسرش یک شب که مهمانشان بودم به من تجاوز کرده بودند ، و بیمار هستند ،لازم به ذکر هس پدرم هیچ ارثی هم برای من نگذاشته و اگر من برای نگهداری مادرم برگردم که ۸۳ سالش بعد مرگ مادرم من رو بدون هیچ سرمایه ای از خانه بیرون می کنن . در نتیجه امر ، مزاحمت های محل کار برای یک زن جوان مطلقه در جامعه از یکطرف ، خانواده فاسد و حسود از طرف دیگر ، آنقدر به من فشار آورد که با دکترم مشورت کردم،و با نظر ایشان، هم دارو برای کاهش وسواس اضطراب مصرف می کنم ،و هم با خانواده حتی مادرم قطع ارتباط کردم ، در شرایط کسی مث من ، کمتر کسی هم حاضر به ازدواج می شود ، من برای برون رفت از این شرایط به کمک و راهنمایی نیاز دارم ، ممنون می شم راهکار بدید و بگید برای نجات زندگیم از این شرایط سخت چیکار می تونم بکنم .
1403/07/30

بار مسئولیت سالمندی و انتخاب ازدواج

سلام دختری ۳۹ ساله هستم زندگی به شدت سختی دارم وظیفه نگهداری از پدر و مادر سالمند.همش باید مراقب مادرم باشم که زمین نخورد.خسته شدم نمیتوانم بیرون برای انجام دندانپزشکی برم چون مادرم نمی‌تواند تنها بماند و اینکه بسیار قدر نشناس و پرتوقع هستند.آیا ازدواج میتواند برای فرار از این زندگی به من کمک کند!!!!یا نه بدبختی همچنان ادامه دارد.....