پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/11/29

سوال 996545

سلام وقتتون بخیر باشهبنده خیلی روی ویژگی های شخص مقابلم حساسم و حس میکنم خیلی دارم اذیت میشم بنظرتون ظاهر چقدر تاثیر گذار هستش؟! و من چطوری میتونم این حساسیت و کاهش بدم؟
1403/11/03

سوال 996177

سلام دختری مجرد هستم و سن بالای ۴۰ با موردی اشنا شدم مطلقه و ۳ جلسه صحبت کردیم ایشون آدم خوبی هست و اختلاف چندانی نداریم منزل ندارن و گفت باید اجاره کنم ظاهرش بد نیست تیپش خوبه ولی سر کم مو هست و برای همین برای ادامه تردیددارم تو صحبتهای اخیر گفت انگار اکراه داری برای ادامه و یا من نتونستم جذبت کنم ..عکسش دارم اگه بخوام عکس قدی بفرسته متوجه میشه تردید دارم و دیگه اینکه فرزند داره کی میتونم فرزندش ببینم و یا عکسش درخواست کنم ؟ با توجه به اینکه سن خودم هم کم نیست چطور با ظاهر کنار بیام و ملاکهام تعدیل کنم ؟؟
1403/10/26

سوال 996125

سلام.من در حال حاضر ۲۵ سالمه و تفکراتم نسبت ب عقاید خانوادم کمی فرق داره .توخانواده ما کار کردن زن رو بد میدونن مکر درشرایط ک توخونه باشه منم با این قضیه ک توخونه کاری باشه ک بشه درآمد خوبی ازش درآورد مشکلی ندارم ولی ب طور کل دوس دارم از لحاظ مالی مستقل باشم ک زمانی خواستم ازدواج کنم تو زندگیه خودمم کمک خرج باشم .نمیدونم چطور اینو ب خانوادم بفهمونم خیلی بابت آیندم نگرانم .بشدت تو هر زمینه ای سخت گیرن حتی توزمینه ازدواج با اینکه میدونن چ قد احساس تنهایی میکنم واز بابت آینده نگرانم اما اصلا همکاری و درک نمیکنن دیگه موندم واقعا
1403/10/17

سوال 996046

ببخشید من سوال زناشویی داشتممیخواستم بپرسم که اگر در اولین رابطه با همسر پرده پاره شود باید عمل کنیم یا رابطع نداشته باشیم
1403/10/16

سوال 996030

من بدم از تنهایی میاد دلم میخاد ازدواج کنم کلا افسرده شدم حالم خوش نی نیاز به همدم و یه نفر دارم فشار جنسی هم خیلی بهم میاد
1403/10/05

سوال 995942

سلام، یه خانومی اینجا مشخصه که وسواس دارن و به نظرم پیام های ارسالی شون کاربران رو آزار میده. چون من به شخصه حالت تهوع می گیردم وقتی وارد سایت میشم ایشون هر روز راجع به خون پریودی، ادرار پاشیده شده روی دمپایی ، لزج بودن مرغ، پرتاپ آب از مدفوع ، انگشت خونی و.... صحبت می کنند.خواهش میکنم که روی این دسته از پیام ها کنترل داشته باشید یا حداقل خصوصی برای کارشناسان مذهبی ارسال کنید که ماهایی که از طریق سایت وارد میشیم اینارو نبینیم. پاسخ کارشناسان مذهبی محترمه اما آیا ایشان نباید برای درمان اقدام کنند ؟
1403/10/03

سوال 995924

با سلام، من یه مرد مجرد 38 ساله ام و شاغل هستم، وقتی 20 سالم بود تازه خدمت سربازی تموم کرده بودم که توی شرکت نفت در جزیره خارگ استخدام شدم الان 18 ساله که اونجا شاغل هستم، قبلنا دوست دختر زیاد داشتم ولی هیچوقت توی فکر ازدواج نبودم چون کم سن و سال بودم ولی از سن حدودا28 سالگی احساس تنهایی میکردم چون من بچه سال بودم که پدر و مادرم فوت کردن تنها بودم و همون‌طور که گفتم از 28 سالگی دوست داشتم ازدواج کنم ولی نمی‌دونم چرا هر موردی پیدا میشه نمیتونم تصمیم درست بگیرم هر چی فکر میکنم باید چیکار کنم نمیدونم با این حال که خیلی دلم میخواد ازدواج کنم ولی در مورد هر خانومی نمیتونم تصمیم گیری کنم واسه ازدواج، الان 38 سالم شده دیگه واسه ازدواج سنم داره می‌ره بالا ولی نمی‌دونم باید چیکار کنم لطفاً راهنماییم کنید چون واقعا از تنهایی خسته شدم از طرفی هم دیگه علاقه ای به رابطه های زودگذر ندارم فقط میخوام با کسی که کنارش احساس خوبی دارم ازدواج کنم ولی نمیشه نمیتونم تصمیم بگیرم، تورو خدا یه راهنمایی درست بهم بکنین بخدا از این وضعیت واقعا خسته شدم دیگه احساس میکنم دارم افسرده میشم، ممنون
1403/09/13

سوال 995804

یه موردی بهم معرفی شد و مادرا با هم هماهنگ کردند که یه دیداری با هم داشته باشیم ولی چون آقا تا ۵ونیم سرکارن تا برسن خانه و ناهار بخورن و آماده شوند به سمت محدوده سکونت بنده برسند شب میشود و من گفتم حالا خب جمعه روز باشد ولی ایشون گفتند زودتر باشد بهتره و ما همون یک‌شنبه شب شد که همو ببینیم و ایشون گفتند که ساعت ۸ به بعد میشود و پس ابتدا من برسم خونه ببینم چه زمانی میشه که حدود ساعت ۵ بود و هیچی دیگه پیام ندادن و ساعت ۸ شب پیام دادن که تو راه هستند و خب من کلی تعجب کردم که پیامی زودتر ندادن و خب هم در چت و هم در حضوری بهشون گفتم و من رفتم کافه ای که حالا هماهنگ کرده بودیم و من ساعت ۹ اونجا بودم و ایشون ساعت ۹ونیم آمدند و خب یه دو ساعتی صحبت ها مون رو کردیم و همه این موقع شام سفارش میدادن و من فقط یه نوشیدنی گرم سفارش دادم و ایشون هم همینطور و البته در کنارش یه کیک هم سفارش دادند که ایشون خیلی کمی از کیک رو خوردند و من یکم بیشتر از کیک رو خوردم ، حالا میخوام ببینم کار درستی کردم که اون موقع شب قرار گذاشتیم یا نه چون در ایام هفته این ساعت امکان دیدار دارن و اگر زودتر مثلا در روز باشد باید تا پنجشنبه یا جمعه ها صبر کرد و اینکه اگر قرارها این موقع باشد من باید همیشه نوشیدنی سفارش بدهم یا غذا هم میتوانم ؟؟! البته ایشون اصلا هیچی هم نگفتند که مثلا شام بخوریم و خودم همون نوشیدنی رو سفارش دادم چون توی حرفاشون گفتند که ناهار و شامشون کلا یکی هست پس از روی منطقم عمل کردم .و اینکه ایشون میدونستند من تنها میام تنها آمدن و خب چون عکس ارسال نکردم براشون بنده رو نمیشناختند و خب پروفایل ایشون هم عکس نداشت اما پروفایل مادرشون رو که چک کرده بودیم هم عکس خودشون رو دیدم و هم عکس مادرشون و هم خواهرشون ، و ایشون تنها تهران زندگی میکنن و خانوادشون شهرستان هستند و سر این مورد از این جور موردها دوست ندارم اما ایشون رو قبلا از طریق دیگه معرفی کرده بودند و ردشون کرده بودم اما چون از یه طریق دیگه ای بهم دوباره معرفی شدیم اینبار گفتم یه فرصت بهش بدهم و خب دیداری انجام دادیم تا اینکه یک ساعت از ملاقات مون گذشته بود و مادرشان آمدند کافه و میز کناری یکم جلوتر ازمون نشستند و بعضی موقع ها بهم نگاه میکردند و خب چون عکسشون رو دیده بودم شناختمشون و اصلا به روی خودم نياوردم و نیم ساعت بعدش هم خواهرشون آمدند و روبه روی مادرشون نشستند و کیکی سفارش دادند و خوردند و تا اینکه ما حرف هایمان را اتمام دادیم و از کافه خارج شدیم و برادرم زنگ زد که بیاید دنبالم و ما کنار خیابان منتظر بودیم یکم دیگه صحبت کردیم و خب من دیدم که مادر و خواهر شون هم از کافه خارج شدند و اصلا جلو نیامدند که با هم سلام و احوالپرسی انجام بدهند و آقاپسر هم هیچی نگفت بهم و اینکه تلفن شون زنگ میخورد و جواب دادند و گفتند که باید زودتر برود و من حتی پرسیدم ازشون که تنها هستید گفت بله و خانواده آمدن تهران و منتظرش هستند و حتی گف که من الآن اگه زودتر بره ناراحت میشم یا نه مثلا منو تو خیابون ساعت ۱۱ونیم شب ول کرده رفته که گفتم نه اشکالی نداره و شما بروید و خب چون فهمید که برادرم میاد دنبالم اصلا تعارف نکرد که منو برسونه و خب اگه من میگفتم برسونه مامانش اینا باید میآمدند جلو و سلام میکردند و خب من پیش خودم گفتم ولش کن و رفت و برادرم یه دقیقه بعدش اومد و سوار شدیم و برگشتیم و ایشون نیم ساعت بعد پیام دادند که برادرم آمده یا نه و حتی تشکر کردند که من این ساعت قرار گذاشتم .فردا شبش هم پیام داد که نظرم رو بپرسه و من گفتم حالا یکم زمان بیشتری برای فکر کردن لازم دارم و ایشون جواب منفی ندادند یا اعلام عدم ازدواج بزنن . میخواستم نظرتون رو بدونم و راهنمایی ام بکنید در این مورد که چه برداشتی دارید و کارشون درست بوده یا نه که یواشکی آمدند منو ببینن و جلو نیان ؟!! و بفرمائید درست ترین تصمیمِ ممکن چیست ؟ممنونم از وقتی که در اختیارم میگذارید 🙏🏻🌹❤️
1403/09/11

سوال 995781

سلام . من وقتی میخواهم کاری انجام دهم خیلی در جزئیاتش فرو میروم طوری که از اصل کار میافتم .مثلا میخواهم غذا درست کنم کلی وقت صرف شستن ظروف و تهیه مواد میکنم بعدش اینقدر خسته میشم و وقت هدر رفته اصلا نمیرسم غذا درست کنم و گرسنه میخوابم .آیا این بیماری است؟ راه حلش چیست ؟
1403/09/03

سوال 995726

من همون موردی هستم که گفتم متولد دهه ۵۰ و موردی ۱۱ سال بزرگتر آشنا شدم برام عجیب بود چرا تا جلسات سوم صحبت تلفنی و حضوری حاشیه رفتن ایشون برام منفی نبود و خوش صحبتی قلمداد میشد؟ . هر چند این مدت استرس زیادی تجربه کردم و فکرم مشغول بود . چرا جلسه چهارم حِسم خیلی تغییر کرد و منفی شد و زودتر از بقیه جلسات خودم جلسه صحبت را خاتمه دادم؟؟و به نظرتون حاشیه رفتن ایشون وسواس فکری حساب ميشه چون تو حرفها انگار خیلی نگران دوران بعد از آشنایی و آینده زندگي مشترک بود و چند بار به نحوی متفاوت سوال میپرسید..
1403/09/03

سوال 995725

سلام دختر متولد دهه ۵۰ هستم با موردی متولد دهه ۴۰ و تحصیل کرده تفاوت سنی ۱۱ سال و مطلقه که حدود ۲۰ساله جدا شده و فرزند متاهل و مستقل داره اشنا شدم حدود یک ماهه..اولش در تماس تلفنی جذب صحبتهاشون شدم و تفاوت سنی زیاد برام مهم نبود ظاهرش هم برام قابل قبول بود ولی خانواده زیاد موافق نبودن بخاطر تفاوت سنی ...و البته مدت جدایی هم نگفتم ۲۰ سال و..فکر میکردم نسبت به سنشون فعال هستن چند جلسه دیدار و تماس تلفنی داشتیم متوجه شدم از نظر مذهبی مشابه نیستیم من اهل واجبات ایشون بیشتر روزه و تقریبا خط قرمزی نداشتن گناه براش معنایی نداشت و میگفت من اسمش حال بد میزارم اگه عملی حالمون رو خوب کنه اشکال نداره و.‌ سوال که میپرسیدم خیلی حاشیه میرفت همش میگفت فکر میکنی بعد از اشنایی اصطکاکی بوجود نمیاد یا فکر میکنی بعد از ازدواج چی نگرانتون میکنه انگار وسواس فکری داشت ..بهش گفتم فکر میکنی چه موقع باید خانواده ها اشنا بشن گفت تا وقتی حس نزدیکی داشته باشیم تا جلسه سوم حس بدی بهش نداشتم و فکر میکردم از نظر شخصیتی و..دیگر موارد مشابه هستیم ولی مدام استرس داشتم..ولی جلسه چهارم حسم کاملا برعکس شد که ترجیح دادم زیاد نگاهش نکنم البته ایشون متوجه نشد و گفت باید بازم صحبت کنیم..شبش حسم بهم گفت ادامه ندم و با مشاوری مشورت کنم ..ولی متوجه شدم مشاور هم نیاز ندارم حسم ادامه ارتباط را تأیید نمیکنه ...مطمئنم فردا نظرم رو درباره زمان دیدار بعدی می پرسه چطوری بگم جوابم منفیه و محترمانه علتش چی بگم به نظرتون که نگه چرا زودتر نگفتی و ادامه دادی و..؟؟؟
1403/09/01

سوال 995708

سلام و وقت بخیر ،در حال آشنایی با خانمی هستم که از بنده سه سال بزرگتر هستن ،و وقتی به ایشون میگم که مرد باید بزرگتر باشد میگه که اگر دختر و پسری همدیگرو دوست داشته باشن سن مهم نیست ،سوال بنده این هست ک فرداروزی ب مشکل برنمیخوریم آیا خانم حس برتری یا بزرگتری نمیکند ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

صفحه 1 از 4