پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/07/19

ازدواج

سلام من ۲۸سالم هست. آقایی از طریق یکی از اقوام برای ازدواج به من پیشنهاد دادن آقا ۱۰سال پیش خانمشون توعقد طلاق دادن ۳۷یا۳۸سالشون هست. کارشون میگن تو‌ نانوایی هم کار میکنن چند حرفه ای دیگه هم یاد دارن و برای معلمی هم قبول شدن و گفتن گذشته اصلا براشون مهم نیس واز لحاظ شرایطی که من میخوام گفتن دارن من الان بیشتر بخاطر همین کارشون که دقیق نمیدونم در آینده چکار میخوان انجام بدن و اینکه که گفتن گذشته مهم نیس میترسم آینده بحث گذشته بیارن وسط و یا منو با خانم قبلیشون مقایسه کنن الان چه کاری انجام بدم
1403/09/22

سوال 995867

چجوری خاطره کسی که ۳ ماه باهاش بودیمو فراموش کنیم ؟
1403/07/27

سوال 995518

سلام. اینکه گفته میشه موقع اشنایی با اقا یا خانم، گذشته ایشون ب ما ربط نداره ، اینو درک نمیکنم. چرا ربط نداره! وقتی اقا پسر اهل رفاقت با جنس مخالف بوده یا حتی رابطه داشته یعنی این عمل رو زشت نمیدونه و بسیار احتمال داره در اینده هم تکرار کنه. ایا اشتباه میگم ؟
1403/05/28

سوال 995010

سلام خسته نباشید مرسی بابت وقتی که میزارید برای پاسخ دادن ❤️ من پسری هستم ۲۲ ساله و با دختری۲۲ ساله یک سال است توی رابطه ام و ایشون گذشته پاکی نداشتن بر اساس رفتار های قبل رابطه و چیز هایی ک توی گوشی همراهش دیدم و داره آزارم میده گذشتش و هرموقع باهاش سعی میکنم تا حرف بزنیم از گذشتش اصلا جواب نمیده و تفره میره و حس اعتماد منو نسبت ب خودش خراب کرده و بهش گفتم حسمو .وقراره چند روز دیگر بیاد تا کامل حرف بزنیم چطور از گذشته ایشان سوال بپرسم تا جواب کامل بشنوم میشه راهنمایی کنید ؟ میدونم سوال امروزم عجیبه اما نیاز دارم بخدا قصد ازدواج داریم چون کلی خاطره قشنگ داشتیم و اینکه آدمیم از گذشنه کسی ندونم حس اعتماد بهش ندارم
1402/04/19

سوال 28910

سلام من پیروی مساله قبلیم بله ایشون در جریان کامل علاقه من به خودشون بودن حتی تلفنی به من از قرار گذاشتن خواستگار به من گفتن ولی نمیدونم چرا اینکار رو با من کرد الان از اون زمان 19 ساله میگذره فکر نمیکنم زمان کمی برای فراموش کردن باشه
1401/03/30

سوال 17543

سلام پسری هستم ۲۹ ساله از ابتدای بلوغ تا کنون هیچگونه رابطه ای با جنس مخالف نداشتم،( مادر هم نداشتم) نه اهل دوست دختر و نه اهل هیچ رابطه ای,۵سال پیش دختری با اختلاف سنی حدود ۷ سال با عنوان علاقه به من منو درگیر رابطه ای کرد و تقاضای ازدواج کرد از آنجایی که خانواده ها رضایتی نداشتن دختری خودسر بود که با چشم پوشی از نظرات بزرگان و تحت فشار گذاشتن من منو وادار به ازدواج میکرد، به طرق مختلف نزدیکی های شدیدی انجام میداد و منو به خودش وابسته کرد، بعد از ۲ سال با اصرار من رضایت خانواده ها تا حدودی گرفته شد و اقدام به نامزدی کردیم، ۱ سال نامزد بودیم و من متوجه شدم با کسی در ارتباط است و در حال خیانت کردن است من با توجه به علاقه ی شدیدی که پیدا کرده بودم خیانت را نادیده گرفتم تا روزی خودش مرا پس زد و بعد از ۱ ماه ازدواج کرد. الان ۱ سال گذشته و من نه فراموشش کردم نه میتوانم مجدد اقدام به ازدواج کنم و مدام درگیر عذاب وجدان از سوی خودم هستم و واقعا تا حد جنون و خودکشی رسیده ام . خواهشاً کمک کنید باید چکار کنم؟