

خانواده و روابط
۳۰۹٬۰۸۰ سوال۳۱۳٬۲۴۰ دنبالکننده
سوالات این دستهبندی
1404/07/11
ناشناسخانواده و روابط
بیحرمتی در خانه
همسر من مدام از الفاظ تحقیرانه و رکیک استفاده می کنند با وجودیکه بسیار مهربان هستند.
با بی حرمتی مرد چطور باید رفتار کرد. لطفا راهنمایی کنید
۳ پاسخ۲۰ بازدید
1404/07/11
ناشناسخانواده و روابط
نداشتن خواستگار
سلام مشاوران عزیز<br />من ۲۹ سالمه و مجردم خواستگاری ندارم زندگی با خانواده هم برام غیرقابل تحمل شده، لطفا راهنمایی کنید
۳ پاسخ۲۱ بازدید
1404/07/11
ناشناسخانواده و روابط
سوالات اشنایی
سلام در جلسه اول اشنایی چه سوالاتی باید بپرسیم خانم هستم ۲۷ ساله.
۳ پاسخ۱۵ بازدید
1404/07/11
ناشناسخانواده و روابط
در مورد چهره و زیبایی
سلام ببخشید من با ی دختر خانم با کمالات آشنا شدم از طریق این برنامه متأسفانه زود قرار گذاشتیم. و ایشون اخر سر عکس شون برا من فرستادن ولی متأسفانه من خوشم نی اومد. الان هم نمی تونم کنار بیام برم سر قرار فردا هم اینکه نمیخوام ایشون نارحت کنم باید چطوری کنسل کنم که دلشون نشکنه
خیلی برام مهم دل کسی نشکنم مخصوصاً ایشون که خیلی با ادب هستن
۳ پاسخ۲۱۵ بازدید
1404/07/11
ناشناسخانواده و روابط
چیکار کنم راهنماییم کنید لطفا
سلام، ۱۰ سال پیش با خانمی اشنا شدم در شهری با فاصله ۶ ساعت دورتر و فرهنگ بسیار متفاوت که حدود ۵ سال بزرگتر از من بود، چون بیشتر دنبال دوستی گذرا و سرگرمی بودم و البته تنها گفتم مشکلی با سن تو ندارم و دوری رو با تماس تلفنی و ارتباط مجازی پر میکنیم و البته به مرور اون هم با این موضوع کنار اومد،ماهی یکبار میرفتم اونجا و باهم بودیم چند ساعت ،باهم بحث و دعوا زیاد داشتیم و اکثرا من کوتاه میومدم،اما حین این سالها متوجه مشکلاتی شدم از ایشون به موازات دلبسته تر شدن و علاقه زیاد البته،اما چون یکی یکی به مرور گفته میشد من میپذیرفتم بدون درکی از تعدد این مشکلات که مینویسم و بابت همشون دارو و ویزیت دکتر دائم داشت:موهاش سفید بود باید رنگ میکرد/ضعف بینایی عینکی بود/دندون خراب داشت و ارتودنسی/ارتروز گردن/دیسک کمر/گشادی دریچه میترال و تپش قلب/مشکل گوارشی و معده/مشکل ریه و نفس تنگی/کم کاری تیروئید و سابقه جراحی غدد خوش خیم/کم خونی شدید میرور/وسواس در پاکیزگی/صافی کف پا و موارد بد دهنی و عصبانیت بدون کنترل،با خواهران و تنها برادر یکی یکی قطع ارتباط کرده بود تو این ده سال و شرط زندگی در شهر خودش و پیش مادر داشت و اواخر دائم پیش مشاور میرفت و ریز حرفهایی که من میزدم انگار با شخصه مشاورش بود و پاسخ های من همیشه بعد جلسه مشاوره داده میشد(کاملا حس میکردم پارتنر من مشاورشه و باید اونو متقاعد کنم نه خانم خودمو) ولی چون خودم شرایط مالی بدی داشتم و سطح تحصیلاتم پایینتر بود و پشتوانه و حمایت از خانواده نداشتم و بشدت بهش علاقه داشتم کنار اومدم تا اینکه شرایط خونه و ماشین و شغل در شهر اون فراهم شد پس از ده سال،قرار ازدواج دوماهه تعیین کردیم در شرایط شناخت کامل از هم،( درضمن هردو باکره بودیم و رابطه جنسی نداشتیم کلا)روز موعد گفت من میخام شرایط های دیگرم رو بسنجم و با شخصی دیگه برم بیرون بعد درباره تو تصمیم بگیرم!و چون حس خراب بودن بهم دست میده تو مدتی نباش تا جواب قطعی بهت بدم ، چون بصورت بحث و صدای بلند ادامه دادم حرفو منو مسدود کرد ،در حالیکه تمام موقعیت های شغلی و ازدواجم رو تو شهر خودم از دست داده بودم و سنم بالاتر اومده بود!و دیگه دلبسته و وابسته بهش بودم،بشدت بهم ریختم و رفتم مشاوره قبل ازدواج ببینم چیکار کنم که بیشتر درباره علاقه خودم توضیح دادم بهش و بهم گفت حرف بدی نزده ،اگه دوسش داری صبح با خانواده برو خاستگاری تا اون تو شرایط شناخت اولیه هست تو فورا اقدام کن،وگرنه تا اخر عمر حسرت میخوری و خودتو سرزنش میکنی نزار دیر بشه،فوقش جواب نه میشنوی و میگی تلاش خودمو کردمو نه گرفتم، نترس چون اقدام جدی از تو ندیده طبیعیه جدی نگیره تورو ،اقدام جدی انجام بده که نهایت فرداش با خانواده و شیرینی رفتیم در خونشون ،خودش شخصا اومد جلوی درب بصورت خیلی عصبانی گفت اینجا چیکار میکنید و راهمون نداد داخل و گفت من تنها باهاش برم تو حیاط با خودم حرف داره،خانوادم شیرینی بدست بیرون من رفتم داخل حیاط (گفت مادرم گفته ابدا نیان داخل/درضمن تو قیافه نداری/اگرم زنت بشم خیانت میکنم بهت و هیچ حسی بهت دیگه ندارم، البته با شناخت من بعد ده سال چنین ادمی نبود و فقط عصبانی بود)و با خجالت جلوی خانوادم برگشتیم شهر خودمون،و البته انواع سرزنشها از طرف پدر و مادرم،حالا دوران سخت سوگ جدایی رو با انواع قرص ارامبخش کشیدم بدون حمایت خانواده، تا چند ماه تا اینکه خواهرزادش تماس گرفت اخیرا گفت اون خیلی لطف کرده در حقت چراکه یکماه بوده فهمیده بوده یکی از غدد گلوش تورم داره و اینبار خوش خیم نیست و برای همین اون کارو کرده اما حالا اگه میشه تنهاش نزار تو این موقعیت ، البته نمیدونه من تماس گرفتم با شما...خب حالا نمیدونم مشخصه تو چه شرایط روحی روانی سختی هستم یا نه اما مشورت بدید چکاری کنم و ایا درسته با شخص جدید اشنا بشم اصلا؟شدیدا تنهام و نیاز به همدم دارم اما اون شخص همسرم باید باشه یا غلطه باید یه مشاور باشه؟سنم بالا اومده استرس دارم و میترسم قرصها رو مجدد شروع کنم و بلاتکلیف ادامه بدم زندگیمو، میخام ازدواج کنم ولی حس میکنم خیانت به فرد جدیده با این شرایطی که دارم، به تماس گرفتن با اونم وقتی فکر میکنم تمام بدنم میلرزه و نمیدونم اصلا چکاری درسته که انجام بدم، لطفا صریح پاسخ بدید ممنونم
۳ پاسخ۱۴۵ بازدید
1404/07/11
ناشناسخانواده و روابط
طرز فکر
سلام وقت بخیر
من یه دختر متولد ۶۸ ام . خواستگار های متعددی داشتم . حتی همین الان هم البته به صورت کاملا سنتی .
و متاسفانه دلیل اینکه بعضی از آقایون با اینکه یا همسن بودن یا از خود من ۱۰ سال بزرگتر اما طرز فکرشان نسبت به اینکه این دختر سنش رفته بالا و نمیتونه یه مادر بشه
و یا بچه دار نمیشه هستش
چرا سن خودشون و یا اینکه شاید خودشون مشکل داشته باشند رو درنظر نمیگیرم .
الحمدلله علم پیشرفت کرده و راجب این مسائل خیلی درمان ها شده
۳ پاسخ۲۰۸ بازدید
1404/07/11
ناشناسخانواده و روابط
ظاهر (ادامه توضیحات قبلی)
در ادامه مسئله قبلی که درمورد تردید درباره ظاهر بود کارشناس محترم گفتن همون جلسات اول رابطه رو قطع میکردید، دلیل اینکه قطع نکردم این بود که گفتم ممکنه با گذشت زمان با توجه به ویژگیهای مثبت ایشون ظاهر برام عادی بشه یا دیگه چندان مهم نباشه، چون شنیدم میگن ظاهر به مرور عادی میشه، برای همین به دیدارها ادامه دادم.
درمورد جزئیات بیشتر، ما هردو دهه شصتی هستیم و سنمون کم نیست. من قبلا خواستگاری رسمی نرفتم ولی درخواست ازدواج از دو نفر داشتم که بعد از مدتی آشنایی به دلایلی (نه ظاهر) به نتیجه نرسیدن. ایشونم قبلا خواستگارهایی داشتن که به دلایل مختلف رد کردن. ضمنا بگم که انتظارات من از زیبایی، فانتزی و رویایی نیست واقعا.
موضوع مهم بعدی اینه که کارشناسان محترم بارها در پاسخ به پرسشهای دیگه مطرح میکنن که برای آشنا شدن حداقل ۳ تا ۶ ماه لازمه، ولی ما الان کمتر از یک ماهه آشنا شدیم. برای همین میخواستم آشنایی یه مقدار ادامه پیدا کنه تا در تصمیم گیری شتابزده و تک بعدی عمل نکنم. ضمنا در همین مدت، رابطه عاطفی از طرف ایشون شکل گرفته و با ازدواجمون کاملا موافقه. یه نکته دیگه اینه که در کنارشون حس بدی ندارم و میشه گفت حتی خوش میگذره. ولی باز اون نشخوار ذهنی و تردید ته دلم هست. برای همین هنوز نتونستم تصمیم قطعی بگیرم. درکل مسائل مثبت زیادی دربرابر فقط یک مورد نه چندان مطلوب (از نظر من) وجود داره. مثلا ایشون با اینکه به بچه دار شدن علاقه مند بودن بخاطر درخواست من قبول کردن که بچه نباشه. واقعا از نظر اخلاق چیزی کم ندارن که اگر داشت تصمیم گیری راحت بود.
۴ پاسخ۹۵ بازدید
1404/07/11
ناشناسخانواده و روابط
آیا ازدواج انجام پذیر هست ؟
با سلام
بنده چندسال پیش از همسر م جدا شدم و الان قصد ازدواج دارم این باور درونم شکل گرفته است که من شانس ازدواج ندارم و با هر کس که آشنا میشم منتهی به نتیجه نمیشه. به نظر شما مشکل کجاست؟
۳ پاسخ۷۸ بازدید
1404/07/11
ناشناسخانواده و روابط
ازدواج
سلام من با یه دختر خانمی اشنا شدم ک۳سال ازمن بزرگتر است وتحصیلات اون لیسانسه وتحصیلات من سوم راهنمایی واقعیتش اینکه این خانوم بد جوری ب دلم نشسته یعنی تمام اون چیزهای ک تو ذهنم داشتم این خانوم دارن
گفتش ک صداقت برای من الویت اول داره بعد من هرچی ک قبلا بودم و نبودم ب ایشون گفتن خب من قبلا اعتیاد داشتم وکارتن خابی میکردم و بهش گفتم همه اینارو قبول کرد واقعا تا حالا اینجوری دختر ندیده بودم درک و فهم اگاهیش انقد بالا باشه یعنی ببین هرچی قبلا تو ذهنم میگفتم ک خدایا یکی پیدا بشه مثلا این اخلاق و داشته باشه مثلا زیبایی اینجوری باشه باورکنید هرچی ک تو ذهنم خاسته بودم همون ادم سر راهم قرار گرفته تا چند روز دیگ میخایم همدیگ رو حضوری ببینیم تصویری باهم حرف میزنیم هر روز
میخاستم راهنماییم کنین بهم بگین ک سن ایشون از من بزرگتره ۳سال بعدا ب مشکل نمیخوریم
۳ پاسخ۱۱۱ بازدید
1404/07/11
ناشناسخانواده و روابط
ظاهر
سلام. من با خانمی آشنا شدم و چندین بار ملاقات حضوری داشتیم. تمام معیارهای ایشون از نظر من اوکی و مناسبه. اخلاق، شخصیت، درک و فهم، خانواده، تحصیلات، شغل و... تنها مورد ظاهر ایشون(منظور چهره) هست که چندان باب میل من نیست، الان در این تردید هستم که آیا با ایشون ادامه بدم یا نه. واقعا دختر خوب و سالمی هست و با همه شرایط منم کنار اومده.حتی درمورد آرایش و کارهای زیبایی هم صحبت کردیم که گارد نگرفت. ولی باز این یه مورد ذهنمو مشغول کرده. با سبک سنگین کردن هم به نتیجه قطعی نرسیدم. نمیدونم چطور حلش کنم. آیا ادامه بدم؟ البته زشت نیستن معمولین ولی من کلا روی ظاهر حساسم
۳ پاسخ۱۲۳ بازدید
1404/07/11
ناشناسخانواده و روابط
لباس
سلام وقت بخیر ، خواستگاری در حال جریان داشتم با توجه به این که با هم چت داشتیم به این نتیجه رسیدیم که خانواده ها با هم ی دیداری داشته باشن.
جفتمون ۳۸ سالمون ، جلسه دیدار انجام و همه چیز خوب پیش رفت. بعد جلسه با توجه به صحبت های که شد آقا گفتن که خانواده ماراضین. گفتن که دختر ساده ،عاقل ،فهمیده ای هستن .فقط خواهران گفتن کاش یکم لباسشون به روز تر بود . البته از نظر خودم لباسم مشکلی نداشت کت و دامن بود و ایشون هم گفته بودن که دختر ساده و کاری هستن. من فقط در جوابشون گفتم که هر کس ی سلیقه ای داره . آقا ناراحت شدن که شما چقدر زود جبهه میگیرید ،من رو خانواده م خیلی حساس هستم با این حرفتون انگار میخواستی خواهرای منو بخوری. بهشون گفتم من که منظور بدی نداشتم و شما بد برداشت کردید و سو تفاهم شده. ولی آقا حرف حرف خودشو میزد خانواده م خیلی مهمه ،و من رو خانواده خودم خیلی حساس هستم و دختر حاظر جواب نه میخوایم و نه خونمون راه میدیم . میخواستم بدونم آیا واقعا مشکل از طرف من بوده .
منی که با همه شرایط ش کنار آمدم ایشون نه خونه داشتن نه ماشین نه پسنداری، و حتی قرار بر این شد ی مجلس عقد ساده گرفته بشه و بریم سر خونه زندگیمون . در عوض من شاغل ، ماشین دارم ، پسنداز ی ناچیز و جهاز کامل.
آیا به نظر شما این رفتارشون درست بود که با من همچین برخوردی داشته باشن. ممکن تو زندگی دچار مشکل بشیم . هر چند فکر کنم جوابشون منفی باشه. چون خیلی روی این موضوع گارد گرفتن .
تو صحبت هاشون همش میگفتن که من شاید از نظر مالی خوب نباشم ولی اخلاق دارم آدم خوب و مهربونی هستم . برامون اخلاق و فرهنگ طرف مقابل خیلی مهمه . دختر حاضر جواب نمیخوایم .
به نظر شما مشکل از جانب من بود من که اصلا هیچ منظوری نداشتم . لطفاً راهنمایی کنید.ه
۳ پاسخ۱۵۳ بازدید
1404/07/10
ناشناسخانواده و روابط
پیام
سلام ممنون از مشاوران گرامی...
همون خانمی هستم که گفتم پیام بدم برای شفاف سازی پیام دادن به خواستگار بعد مدتی از قطع ارتباط و آشنایی به نظرتون سوتفاهم ایجاد نمیکنه که طرف فکر کنه دختر میخواد به بهونه ای خواستگار را برگردونه و عزت نفسش زیر سوال بره .؟؟یا به پیام بستگی داره
۳ پاسخ۹۸ بازدید