این دلسوزی های زیاد برای مردم و خانواده و فامیل داره کار دستم میده
کاش میتونستم کمش کنم
کاش میفهمیدم من نمیتونم برای همه سوپرمن باشم و نمیتونم تنهایی همه رو خوشحال نگه دارم و تحمل ندارم کسی کسی رو اذیت کنه همیشه حس میکنم اون که باید گذشت کنه فقط منم و من باید خودمو برای بقیه کوچیک کنم
حتی برای ازدواج
در جلسات آشنایی پیش از ازدواج، چگونه میتوان الگوی روانی پنهان فرد را نسبت به رابطه، تعهد، و دیگری ردیابی کرد با توجه به اینکه بسیاری از افراد، بهصورت ناخودآگاه، الگوهایی را بازسازی میکنند که ریشه در تجربههای کودکی، ترسهای درونی، یا فانتزیهای جبرانگر دارند؟
با توجه به اینکه فانتزیهای جنسی بخشی طبیعی از روان انساناند ترکیبی از تخیل، تجربه، و نیازهای ناخودآگاه و حتی در زمان انکار نیز در لایههای پنهان روانشناختی حضور دارند (چه بهدلیل ترس، تابوهای فرهنگی، ملاحظات اخلاقی یا تجربههای آسیبزا)، پرسش این است: چگونه، با چه کسی، در چه زمانی، و با چه آغازی میتوان آنها را مطرح کرد تا رابطه امن، صادقانه، و همچنان بالغانه باقی بماند؟
آیا انسان در جستجوی همسر، واقعاً بهدنبال دیگریست، یا بهدنبال تصویری از خویشتن که در آینهی دیگری بازتاب یابد؟
مشاوران بزرگوار طرح این سوال به این دلیل است که پروفیل افراد اکثرا ترکیبی از آنچه هستن و آنچه دوست دارند دیده بشوند است.
آدم احساس میکنه داره خودشو تو دیوار آگهی میکنه! و این سوال پیش میاد حقارت یا تنهایی! شاید هم شجاعت باشد. مشاوران گرامی لطفا بفرمایید چطور میشه این تجربه کم و بیش عجیب و غریب را انسانی تر و سالم تر تجربه کنیم؟
با سلام
من به رغم مقید بودن به نماز و روزه و اسیب دیدن از طرز فکر افرادی که ظاهر مذهبی داشتن به این نتیجه رسیدم که صرف ظاهر متدین داشتن در رابطه زوجی کمکی نمیکنه و اگه طرف من هنجارهای جامعه رو پاس کنه و به تفاهم برسیم زندگی شادتری رو تجربه خواهیم کرد تا...
حالا سوال من
من به این بلوغ رسیدم و بهای سنگینی پرداخت کردم اما چالش خانواده و فامیل رو چجوری حل و فصل کنم?