پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1401/09/24
سوال 22223
سلام. یک سوال داشتم که ممنونم میشم نظرتون رو بگید: چجور میشه تشخیص داد توی شرایط مالی ایده آل آقا، خانم هدفش صرفا رسیدن به رفاه مالی نیست ( اگرچه بنظر من نیم نگاه به این سمت ایرادی نداره و آینده نگری و امنیت مالی این رو میطلبه)، من سه ماه قبل از ورشکستگی درآمد ماهی صد تومن رو هم تجربه کردم و الان که با توکل بر خدا دارم نقشه ی مسیر موفقیتم رو پیش میبرم ( که البته برای رسیدن به شرایط ایده آل توی حالت عادی دو- سه سال زمان نیاز داره ولی ) این ترس پس ذهنم هست که اگر قبل از رسیدن به موفقیت مجددم اگر نتونم خانمی که همدل و همفکرمه رو پیدا کنم، بعد از اون چطور خودم رو از طمع احتمالی افراد حفظ کنم، یکی از مهمترین عواملی که اینروزها صبرم رو سیخونک میزنه این فکر هست. ممنونم که نظرات ارزشمندتون رو مینویسید
۲ پاسخ۲۷ بازدید
1401/08/23
ناشناسخانواده و روابط
سوال 21453
سلام من یکبار ازدواج داشتم وبعداز ۸سال جدا شدم ویک دختر ده ساله دارم که ۴ سال پیش جداشدم اون موقع قبل از جدایی و در آستانه جدایی خانمم گف من میخوام دخترم پیشم بمونه نه مهریه میگیرم نه چیزی فقط دخترمو بمن بده منم البته دلم نمیومد دختروازمادرش جداکنم چون اون موقع دخترم ۶ ساله بود قبول کردم اما دلمم نمیومد که بعداز طلاق دخترم آواره شه معرفت به خرج دادم و به خانم سابقم گفتم شماها اینجا بمونید ومن ازاین خونه میرم همه اساس منزل برای تو وبچه فقط لباسموبردمورفتم حالا صفرواقعی هستم صفرصفر وسنم هم ۳۷ ساله دلم میخواد توی رابطه باشم وخیلی زیاد موقعیتهایی پیش اومد که ازکسی خوشم اومده که دوست داشتم باش وارد رابطه شم اما وقتی به نداری خودم فکرمیکنم وقتی به صفربودنم فکرمیکنم اعتمادبنفسم خیلی ضعیف میشه طوری که اون انرژی ایی که داشتم و میخواستم بادخترهمصحبت شم تا وارد رابطه شیم اون انرژی تحلیل میره و سرجام میخ میشم نمیتونم برم جلو تا وارد رابطه شم ،درصوزتی که ازدواج اولم یادمه هیچی مثل الان نداشتم ولی تا عقد کردم همچیز بترتیب وپشت سرهم نهایتا درعرض یک سال همه خونه زندگیموکامل کرده بودم اما الان بازم هیچی ندارم ولی این نداری من اعتمادبنفسموضعیف کرده طوری که نمیتونم به کسی همصحبت شم وبعدازمدت کوتاهی پیشنهاد بدم مشکلی شده واسم اهتمادبنفسموازدست دادم بخاطر مشکل اقتصادیم
۲ پاسخ۱۷ بازدید
1401/08/11
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 20860
سلام ببخشید من خانم و مجرد و ۴۱ سال دارم دلم میخواد خودکشی کنم گریه میکنم از زندگی راضی نیستم خانواده با من خوب هست وبه من محبت میکند ازشون راضی هستم خدا ازشون راضی باشه من کارگر هستم دوست ندارم سر کار بروم اما وضعیت اقتصادی ما خوب نیست مجبور هستم سر کار بروم سر کار همه آدمی هست واسه من خسته نمیتونم از خودم دفاع کنم مردم عین گرگ هستند نمیتوانم چه کار کنم من اعصاب و روانم مریض است سر کار بروم اعصاب آن را ندارم چه کارکنم از خدا بریدم نا امیدم همش استرس دارم احتیاج به آرامش دارم سرم وکله درد میکنه مغز سرم میسوزه گریه میکنم می ترسم از آینده همش به خدا کفر میگم که این چه زندگی است من دارم حالت تهاجمی دارم حمله میکنم به طرف کسی که اذیتم می کنه دلم میخواد تکه تکه شون کنم
۲ پاسخ۲۶ بازدید
1401/07/08
ناشناسخانواده و روابط
سوال 19725
سلام وقت بخیر من دختری ۳۵ ساله هستم که شاغل هستم درامد خوبی دارم و از خودم خونه و ماشین دارم و با پدر و مادر زندگی میکنم،۶ ماه قبل با آقایی که ۱۰ سال هست همکارم هستند به قصد ازدواج وارد رابطه شدم،ولی ایشون اوضاعش مالیشون بد شد و به همین دلیل تا الان به خواستگاری من نیومدن،من و ایشون خیلی بهم علاقه مند شدیم،و دوست داشتیم باهم رابطه داشته باشیم،و من به دفتر مرجع تقلیدم ایمیل زدم و شرایطم رو گفتم و گفتم که میخوام بدون اجازه پدر با آقایی محرم بشم و پاسخ ایمیل اومد که دختر بالغه رشیده میتونه بدون اجازه پدر ازدواج کنه،و من با این آقا یکبار بدون دخول رابطه داشتم،ولی الان خیلی احساس گناه میکنم و فکر میکنم که گناه کردم،و افسرده شدم،باید چه کار کنم؟😢
۳ پاسخ۳۸ بازدید
1401/07/08
ناشناسخانواده و روابط
سوال 19720
سلام، پسری هستم با سن۲۹ متولد ۷۱ در طی این مدت زندگی که گذروندم همیشه سعی داشتم راه درستو برم چه برا خودم چه در انجام کار و در قبال دیگران، خودم کنترل کردم تا دست به دختر مردم نزنم یا اگر پیشنهاد یا نظری از سوی زن متاهل یا دختری برای کاری اشتباه شده رد کردم، همیشه در کار یا آینده که اگر خانواده یا شریک زندگی میداشتم وفاداری صادق بودن رو انجام دادم و در نظر میگرفتم، اما از زمانی که سن ازدواج رسیده یا بهتر بگم از ۲۳ سالگی شروع شده با تجربه و یا حضور در خیلی از مراسمات خواستگاری یا نامزدی متوجه شدم که بیشتر اون اصول و رفتاری که من پیرو بودم پوچ و بی ارزشه یا بهتره بگم بیشتر ارزشش در حرفه تا عمل،مثلاً العان خواستگاری بری این حرفا که آره فلان باشه سالم باشه برامون مهمه بیشتر در حرفه ولی وقتی پای نامزدی یا تایین مخارج و شروط میشه متوجه بی ارزشی این اصول و ارزشمند بودن مثلاً حقوقت کمتر از ۱۵ تومن نباشه حالا کارت هرچی هست(خلاف یا...) فلان مقدار طلا بخر فلان جا زندگی نمیکنم خونه ماشین وووو همون اول میخوان، یعنی به چشم دیدم پسری که اهل دود هست اهل بی بندو باری با دخترای مردم رابطه داشته وغیره... حتی خانواده اون دختر هم میدون گذشته و رفتار این پسر چطور هست بیشتر بها و ارزش بش میدن نسبت به اون جوون سالم و کاری ، بطوریکه العان به بعضی هم سن و سالها و سن کمترا میگم این راه پوچه و من اشتباه کردم،اشتباه کردم که با زن یا دختری که میل خودش بوده رابطه جنسی نداشتم یا برای پیشرفت در کار زندگی دروغ و فریب کاری نکردم دزدی نکردم یا ضعیف پله قرار ندادم، حداقلش با انجام این کارا افسوس نمیخوردم وقتی بعد اون رعایت کردن به چنین نتیجه هایی میرسیدم، یعنی به جایی رسیدم که داره بهم قبولونده میشه پایبند بودن به این قیدها اشتباه بوده و عمری که از دست رفته، باید چکار کنم ؟
۲ پاسخ۲۸ بازدید
1401/06/07
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 19073
سلام و عرض ادبمن پسر ۲۹ ساله هستمیه مدتی هستش که بخاطر یکی از دوستانم درگیر یه شرکت هرمی شدم و کل زندگیم و سرمایه چند سال زحماتم و اعتبارم رو از دست دادم و الان موندم با کلی چالش فکری که روز به روز به خشمم اضافه میشه حتی تو یه مرحله رفتم سراغ طرف و باهاش درگیر شدم الان واقعا نمیدونم باید چه کاری انجام بدم بحث شکایت قانونی کلی هزینه داره از خود وکیل تا هزینه های دادگستری که به خاطر از دست دادن شغلم از پس هزینه هاش برنمیامخیلی سخت دارم کار میکنم که اونم صرفا جوابگو خرج خودم بشه از یه طرف از زندگیم عقب موندم از یه طرف این درگیری پایانی نداره برام و تمام انرژی مو ازم گرفته کمکم دارم حس میکنم دچار افسردگی شدم تو این حین و با این فشار هایی از همه سمت اومد سمتم کسی که دوستش داشتم رو هم با رفتارم ناراحت کردم جدا شدیمیه شرایط عجیبی دارم و واقعا به مرحله ای رسیدم که نمیدونم باید چی کار کنمممنون میشم راهنمایی کنید 🙏
۱ پاسخ۱۶ بازدید
1400/07/11
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 12167
سلام خسته نباشید من فردی زحمت کش هستم ومشکل مالی دارم شغل من مکانیکی هست وهنوز کامل مکانیک نیستم مشکل روحی و افسورده ام
۱ پاسخ۳۰ بازدید