پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/09/26
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995890
با سلام من معلم هستم و ۳۱سالمه یه خواستگار دارم ۴۰سالشه کارشون عالی هست محقق هستن تو مرکز تحقیقات تحصیلات دکتری ولی مرددم به خاطر سنش چون واقعا دوست دارم با یه فرد جونتر ازدواج کنم نمیدونم واقعا باید چکار کنم میترسم بهش بله بگم بعد پشیمون بشم آدم خوبیه ولی فقط به خاطر سنش
۴ پاسخ۳۱ بازدید
1403/09/26
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995888
سوال قبلی بنده راجب این بود ک تا من به خانم پیام ندم ایشون هیچ پیامی نمیدن حتی در حد یه سلام کردن ،کارشناسان محترم اینو گفتن که همیشه این آقا هست که پیام میده یا درخواستی میکنه ،سوال الان من اینه ک آیا درسته بنده هم پیامی به این خانم ندم چون واقعا بهم بر میخوره که فقط من پیام بدم یا تماس بگیرم.؟
۴ پاسخ۲۲ بازدید
1403/09/24
سوال 995879
سلام خسته نباشید . میخواستم بپرسم با توجه به اوضاع ناماسب اقتصادی جامعه . آیا ازدواج با دختر افغانستانی قانع و کم توقع . تبعات ناپسندی دارد ؟ چون من در سایت سرچ کردم اکثر خانوم ها . حتی آنهایی که بیوه هستند . اعلام نموده اند با مردی که درامدش زیر 25 میلیون تومان باشد . حاضر به ازدواج نیستمد ولو اینکه منزل شخصی هم داشته باشند .
مشاوره خانواده1شکست در ازدواج1تاخیر در ازدواج به دلیل شرایط اقتصادی1خودشناسی برای ازدواج موفق1پر توقع بودن دخترها116+
۵ پاسخ۳۵ بازدید
1403/09/23
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995876
سلام من برای یک دوره کاری حدود یک ماهه به ی آموزشگاه رفت و آمد دارم و برای هماهنگی کلاسها هم به صورت آنلاین و هم به صورت حضوری با منشی اون موسسه در گفتگو هستم. خیلی دختر مودب و خوش برخورد و خوش سر و زبونی هست و البته زیبا و دلنشین.البته اون خانم به خاطر وظیفه کاری این جور برخورد میکنه ولی به نظر میاد که کلا اخلاقش خوبه و موضوع تظاهر و ملاحظات کاری مطرح نباشه. به هر حال من بهش علاقه مندم و میخوام باهاش بیشتر آشنا بشم و نمیدونم چجوری باهاش در میان بذارم: از یه طرف من تازه ایشون را دیدم و نمیخوام هنوز هیچی نشده مثل آدمای جوگیر برم به ایشون پیشنهاد بدم، از طرف دیگه من تا یکی دو ماه دیگه توی اون موسسه رفت و آمد دارم و مجبورم هفتهای دو سه بار برای امور آموزشی باهاش چشم تو چشم بشم و اگه پیشنهادم را بهش بگم و جواب منفی بشنوم خب تا پایان دوره هم من معذبم و هم ایشون و به نظرم صورت خوشی نداره، از طرف سوم هم به دلیل سنم (۳۱ سال) و عرف جامعه دوست ندارم یه نفر بزرگتر مثلاً مادرم را به صورت ناشناس پیش قدم کنم و ممکن هم هست دختر خانم خوشش نیاد و جواب عکس بده (ضمناً من آدم مطمئنی را هم توی اون موسسه سراغ ندارم تا ازش بخوام غیر مستقیم نظر دختر را جویا بشه). حالا میخواستم کمکم کنید و برای این جور موارد یه راهی پیش پام بذارین. آیا صبر کنم تا وقتی که دوره تموم بشه و مطمئن شم دیگه همو نمیبینیم که اگه جوابش هم منفی بود مهم نباشه؟
۳ پاسخ۳۰ بازدید
1403/09/22
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995867
چجوری خاطره کسی که ۳ ماه باهاش بودیمو فراموش کنیم ؟
۳ پاسخ۱۷ بازدید
1403/09/22
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995861
میخواستم بپرسم که چگونه میتوانیم متوجه شویم که به بلوغ نیاز برای ازدواج رسیده ایم؟ من خودم در حال حاضر دختر هستم و ۲۲ سال دارم و خواستگارهای متعددی داشتم. ولی به علت سن پایینم از طرف خانواده رد شده. البته در این که تک بچه هم هستم بی تاثیر نیست. چون پدر و مادرم به من وابسته هستند و مرا دوست دارند. الان من به اون بلوغ رسیده ام که دیگران مرا برای ازدواج مناسب ببینند؟ بر اساس این اتفاقات که از پارسال برای من شروع شده و خواستگار دارم، میتوانم حسم را چگونه بیان کنم؟ آیا این حس گرایش به طرف مخالف که الان دارم درست است یا خیر؟
۳ پاسخ۲۰ بازدید
1403/09/21
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995858
سلام بخاطر بی توجهی های همسرم عشقم رو نسبت بهش از دست داده م و فقط به یک رابطه دیگه فکر میکنم دوتا بچه دارم بخاطر بچه هام نمیتونم طلاق بگیرم
افسردگی2مشاوره خانواده1راهکارهایی برای رسیدن به تفاهم در زندگی1خیانت کردن به همسر1بی توجهی همسرم به زندگی زناشویی19+
۳ پاسخ۲۰ بازدید
1403/09/20
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995848
باسلام.قبلا مشاوره ی خاستم ک یکی از همکارا درشهر دیگر گفتن ک میخاهم اشنا شوم اما باید عقد موقت کنیم ۳۵ساله یم،ایشان میگویند همدیگررو۱ماه دیگر حضوری ببینیم،اما درمورد ازدواج همه ش می گویند من از آینده خبر ندارم ک ازدواج انجام بشه یانه،و می گویند من باید تاحدی اندام شما راببینم چون برای من بسیار مهم است،قبلا ارتباط بصورت لمس فیزیکی گفتن با خانمی داشتن،بارها گفتم این ارتباط را قطع کردم،اماایشان اصرار برادامه ارتباط دارند،ومخالفتم بیشتر بخاطر اصرار براینه ک میخاهم تاحدی تن رو ببینم،چ کنم؟
مشاوره خانواده1نگرانی از آینده1دوران آشنایی قبل از ازدواج1علاقه داشتن به رابطه جنسی معیارهای انتخاب همسر 27+
۴ پاسخ۳۱ بازدید
1403/09/19
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995841
با سلام و احترام. یکی از مشکلاتی که من دارم اینه که نمیتونم هر حرفی رو تحمل کنم . مثلا خواستگاران زیادی داشتم که از هر نظر شرایطشون عالی بود منتهی توی حرف زدن یا نظر دادن جانب منو رعایت نمی کردن. یکی میگفت نباید سر کار بری یا شخص دیگه از نظر من درمورد محل سکونت و اهداف اینده جویا نمیشد یا حرفی می زدن که به نوعی میخواستن من رو کنترل کنن و از اونجایی که استقلال مالی دارم و عزت نفسم در حد متعادل بوده و هست اینگونه موارد رو رد می کردم. میخواستم ازتون مشورت بگیرم که تا چه حدی و در چه صورتی میشه این حرفها و اعمال که توسط بعضی اقایون صورت میگیره رو نادیده گرفت و در چه صورتی باید جزو خطوط قزمز دونست؟
۴ پاسخ۲۷ بازدید
1403/09/17
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995833
باسلام اگه تورابطه ای باشم طرف مقابل درنه ماه رابطه اشنایی هیچگونه بی احترامی نکردن دربحث وگفتگوهااین اواخردرعصبانیت دوسه باری بی احترامی جزیی کردن میخاستم بدونم جدی هستش ماخیلی باهمیم ایشون دوست داشتن وهمه چیروبهم ثابت کرده ازدواجمونم چون براشون شرط خونه گذاشتم بخرن برام تاخریدن طول کشیدشدنه ماه اشنایی ولی این بعدچندین ماه ای اواخرچندبارپیش اومده منم بی تقصیرنبودم توعصبانیت واون گفتگویعنی هردوکوتاه نیومدیم امامن خیلی ادم جدی تواین زمینم یعنی توبدترین شرایط هم هوای دهنمودارم وبه طرفم بی احترامی نمیکنم میترسم عادتش باشه وتاحالابروزنداده بهم میترسم بعدهابیشتربشه .یه حالت زودرنج ادم بسیاراحساسی وعاطفی سریع ناراحت میشن قهرمیکنن مثل اینکه ایشون یک بارمنوتوشلوغی وسروصداصداکردن پیش خانوادم وهمه بودن من متوحه نشدم ونشنیدم تواون سروصدادیدم باناراحتی میگه توجمع حالااگه کس دیکه بودمیشنیدمن الویتش نیستم دیگه سه بارصداکردم جواب ندادمامان دیدی.درصورتی که من خندم گرفته بودازحرفش مثل بچه هاست مردبه این سن وسال هم حرصم گرفت اخه وقتی نشنیدم من واقعاجرابراخودش میبره ومیدوزه وقهرولبولوچه اویزون میکنه اومدن توچندین بارصداش کردم حرف زدم حرف میزدکم جزیی اماباقیافه وهمچنان ناراحتی قهرانگارهرچقدرم ادم میخادبراش توضیح بده بدترمیشه وضعیت نمیدونم چه عکس العملی نشون بدم تواینجوراخلاقانشون میده اینجورمواقعایاچیکارکنم اصلامیشه تحمل کردیاسخته این ازچی میتونه باشه یه نوع شخصیته اخلاقه ذاته رفتاره چیه.انگارازاوناست هرچی سنش میره بالاامابچه ترمیشه.مثلایبارتوجمع باخاهرش حرف میزدم ایشون باگوشی حرف میرداصلاتوباغ نبودازوسط حرفم شنیدداشتم درموردبه چیزی ازخاهرش سوال میکردم که واقعاراسته میگن اینجوریه ناراحت شدسریع من اینجاهستم همروعقل کل میدونه الامن این زن نمیدونم چراحرف منوقبول نداره وتره خوردنمیکنه اینکه زیادش میکنه گندش میکنه سرش قورراه میندازه وحتی دوکلمه اضافه تربهم میریزم درصورتی که حالاوسط اون همه مکالمه منوخاهرش اینم پرسیدم ازش ربطی به ادم وشخص مهمی نداشت پرسیده شه نمیدونم پای چی عکس العملشون روبزارم راهمون هم دوره ازهم نمیتونیم هردودانش اموزداریم ومشکلات دیگه زندگی نمیتونیم باشبم بریم جلسات مشاوره به جلسه رفتیم تست دادیم ویه مقدارصحبت مختصرکه هی جلسه پشت جلسه میزارن وهرده روزپونزده روزوماهم شرایط نداشتیم که بیان وبریم ونشدنمیدونم چیکارکنم اصلاباصحبت مگه این مشکلات حل میشه من به هیچ وجع فکرنمیکنم ادمی بتونه اخلاق وشخصیتی تغیرکنه ویاروانشناس حرفش تاثیربزاره تاخودش نخادکه هیچ اتفاقی نمیوفته که تودوراهی وحالت گمراهیم چون خیلی داره تکرارمیشه من دارم اذیت میشم
۳ پاسخ۲۸ بازدید
1403/09/17
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995832
سلام من قبلاموضوعی روگفتم راجبع کسی که باهاشون دراشنایی هستم.ومن ۳۲سالمه وایشون تازه رفتن توپنجاه ایشون ازنظرظاهری وتیپ وقیافه واخلاق امروزی برخوردامروزی ورفتارای عاشق پیشه جوانانه اونجورکه همسن خودم بامن نداشته بسیارتوجه میکنه کادوهدیه گرون وسوپرایزهای مختلف میکنه خاستگاری اومدن ومن براشون خونه نوشتم شرط گذاشتم و۱۱۴تاسکه ایشون قبول کردن وحتی خونه خریدن برام ازنطرمالی منوساپورت میکنن بدون اینکه تاحالابرامون پیش اومده باشه رابطه جنسی برقرارکنیم یابشه وپیش بیادهردوبرازندگی واینده هدف داریم ورسیدن زودبهم ایشون کرج ومن شمال هستم شش ماه اول اکثرامیدیدیم هموبعداون بنابرمشکلات شخصی ازسمت خانواده بنده نشدکه ببینیم هموالان پنج ماهه ماههموندیدیم وهمچنان ایشون تغیری درعشقش نکرده درک دارن تواین یموردگاهی غرمیزنن ازدلتنگی وخستگی ولی بازم ارام میشن درک میکنن شرایط روچون هردودانش اموزداریم ویسری مشکلات پیش اومدنشدببینیم هموازراه دورمریض بشم فکرپول وزنگ میزنن بی هوااژانس داروگل وخوراکی میاره ایشون ازهمه این نظرات انگاربرای من خداازاسمون فرستاده امارابطه ده ماهه ماپنج ماه اولش خوب بودبعداون انگارایشون ازنظراخلاقی بااون همه حسنای خوبی که هنوزم داره وهست وترک نکرده اینجوری اینازدبیرون اینکه انگارتوحالت کل کل بامن یالج بازی خیلی قهرمیکنن حتی توحرف معمولی بااینکه من دارم منطقی باادبانه بدون ایرادی میزنم بهش برمیخوره قهرمیکنه واین قهراوایل بدون من یه ثانیه نمیموندبه هربهونه میومداشتی الان به سه روزحتی نه روزم کشیده یک بار.تازه بعدمیادسرصحبت روبازمیکنه برای حل وصحبت اون مشکل من دوست دارم بدون قهرایشون وبحث وبگومگوبشینیم وخیلی قشنگ صحبت کنیم وحلش کنیم ولی ایشون سریع جبهه میگیره وناراحت میشه وسکوت وقهرهمین.اوایل فکرمیکردم براتفاوت سنیمونه .امااین یه نوع اخلاق وشخصیت ایشونه کلا.یعنی جوری شده دیگه میترسم الان برای اینده همش میگم نکنه باهم نسازیم نتونیم تکلیف بچه هاچی میشه وازدواج دوم منم الان خیلی حساسه بااین همه خوبی که داره روزی صدبارقربون صدقم میره یابدیاخوب پشتمه برام کارهای زیادی کرده امااین اخلاقش ازارم میده اینکه فاصله میگیره قهرمیکنه اینکه من بارهادیدم ایشون مقصربوده اماتااومدیم صحبت کنیم میگه جرقه روتوزدی اصل ریشه مشکل منومیدونه واینم ازارم میده گاهی بهش میگم یعنی اینجورکه تومیگی مدام من مقصرم سرهمشون که.من برای خوبیش برای خودش برای نگرانی اینکه حواسم هست چیزی بدی نگفتم یامنطقی وعاقلانه بوده دلیل رفتارشونمیفهمم.احساس من اینکه همش حرف منویابدمتوجه میشه یاکلانمیفهمه.مثلامن اگه بگم رفتم دیروزخونه خالم میگه خوب کرده بروحالت عوض شه بعدشبش جایی رفته یاپیش کسی بوده به ضرربوده یادرست نبوده یاهرچی که به عنوان مثال میگم...بهشون میگم نبایدمیرفتی اونجابه ضررت بودمن برای خودت میگم دارن سرتوکلاه میزارن بااینکه به نفع وسودخودشه برای خودش میگم پشتش درمیام اون لحظه حرفش اینه توپری روزخونه خالت رفتی من چیزی گفتم یافلان جارفتی گفتی اصلافکرنمیکنه فقط میشنوه تاجواب بده سریع .یاکسی که میدونه مقصره داره حرفش رومیزنه ولی من یچیزمیگم همون لحظه طرف منه همرامه ولی توی بحثی چیزی میکشه وسط توفلان روزبرافلان چیزفلان گفتی خوب ناراحت شدی همون لحظه میگفتی احساس میکنم ازهرده کلمه صحبت ومکالمه مانه تاش نمیفهمه حرفمووناراحت میشه وقهروسکوت ویه عادت بدیم دارن اینهمه وقت پای من مونده میخادودوستم داره امااون لحطه که ناراحت میشه که همشم بی دلیل والکی واصلامن چیزی نمیگم بخادبدباشه که رفتارش این باشه بعداینکه تلفن ومحترمانه قطع میکنه باپیام میگه این رابطه بایدتموم شه وهرکی بره پی زندگیش به دوروزنکشیده باززنگ وپیام ابرازعلاقه وخاستن وایناواین حرکت واینقدرانجام داده دیگه حالم بدمیشه ازاین کاربهشم میگم میگه وقتی میبینم به هیچ جااون لحظه نمیرسم تموم میکنم.اینکه منودوست داره ومیگه وانجام میده همه جوره ولی شب میخابه عاشقه روزفارق سردرگمم اون لحطه ای که خوبیم خدای روزمینشم اماسریه ثانیه نشده وسط ناراحتی نه بحثی شده نه دعوایی سرناراحتی ایناجوری حرف میزنه انگاربراش کم بودم کم گذاشتم یابدردهم نمیخوزیم.من کلافم الان واقعا بعداینهمه وقت نمیدونم چیکارکنم اصلا.فکرمیکنم بااین سنش هنوزبچست واخلاق بچگونه داره میخادیکی مدام نازش کنه بزاره توپرقوتامیاریش بیرون صداش درمیاد.ادم احساسی بشدت وعاشق اینکه مدام یکی قربون صدقش بره بگه بخنده دلبری کنه براش مدام بگی دوستت دارم ویجورکمبودمحبت داره انگاراگه ایناروبگم وبکنم بازیجاکوچیکترین اتفاق بیوفته بازم همون اخلاق قبلی میشه.دیگه احساس میکنم مشکل ازمنه یاازاونه من تاحالاباادمای دیگه تورابطه این سبک مشکل اصلااخلاقی نداشتم حتی قهرودعواوبحث نداشتم اصلاابداایشون ولی شخصیه که رابطم اینجوریه دیگه این مدت اینقدرزیادشده میلی به رابطه ندارم دلسردشدم واحساس میکنم حالم تورابطه خوب نیست دیگه
۳ پاسخ۳۴ بازدید
1403/09/17
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995828
با سلام و احترامآیا درسته کسی که هنوز خانمشو طلاق کامل نداده ولی میگه برای عقد دایم مشکلی نداره و از دادگاه برگه داره و ۴ ساله که جدا از هم زندگی میکنند، باهاش ازدواج کرد؟
۴ پاسخ۳۴ بازدید