پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1401/11/05

سوال 23649

سلام وقت بخیر.من یه خانم ۳۱ ساله هستم که یه دختر ۱۲ ساله زیبا رو دارم .خاستگارای مجرد زیادی دارم اما همه اطرافیانم منو میترسونن که با مجرد ازدواج نکن چونکه ممکنه به دخترت تعرض بشه و این شده ملکه ذهن من که بدون دیدن و شناخت خاستگارای مجردم رو رد کنم . من الان حدود ۷ ساله که جدا شدم و از تنهایی خسته ام خاستگارام یا ۱۵ سال به بالا از خودم بزرگترن که نمیتونم قبولشون کنم یا مجرد هستن ،نمیدونم چکار کنم.واقعا دلم میخواد با فردی که شرایط خودمو داره ازدواج کنم .
1401/10/27

سوال 23306

سلام من واقعا خسته شدم از شرایط خودم من مطلقه هستم با بچه وهرکسی که برای آشنایی میاد بعدش درخواست ذوستی یا صیغه میدم انگار که کسی که مطلقه هست حق زندگی نداره بخاطر همین خیلی سخت میتونم به کسی اعتماد کنم و باعث ناراحتی من میشم
1401/10/03

سوال 22443

با سلام 5ساله از همسرم جدا شدم و چون ارتباط جنسی خوبی داشتیم همیشه پیش خودم فکر میکنم آیا دختری پیدا میشه که مثل اون اینهمه گرم باشه و بهمون خوش بگذره و این یه ترسه که نمی‌زارم ازدواج کنم از طرفی با کسی هم رابطه ندارم
1401/09/27

سوال 22287

سلام من مطلقه هستم 41ساله هستم مشکلات زیادی را پشت سر گذاشتم ازدواج اشتباهی ک نباید اتفاق میافتاد 8سال زندگی با کسی تباه شد ک هیچ علاقه ای ب من نداشت خیلی تلاش کردم در رفتارش تغیر بشه تا شاید زندگیمون گرم بشه اما دریغ از یک ذره توجه خونوادش خیلی تو زندگیمون دخالت میکردن و این مساله یکی از دلایل طلاقمون شد من فکر میکردم شاید با داشتن بچه بشه زندگیمون حفظ بشه ک اینم نخواست حالا مشکل من این ب هر خوایتگاری میخوام حقیقت طلاقمونو بکم باور نمیکنه و میره پس من چیکار کنم🥺🥺🥺
1401/09/22

سوال 22162

سلام 38سالمه 3ساله که ازدواج کردم.یک دختردوساله دارم.. شش از ماه از زندگی مشترک نگذشته از هم جدا شدیم .حضانت دست مادرش .همسرم چندین پرونده علیه من شکایت کرد همشون هم تبرئه شدم .آخرش که نتیجه نگرفت دوتامون درخواست طلاق توافقی امضا کردیم.ولی همش سنگ اندازی می‌کنه.کاراش انجام نمیده که این پرونده تموم بشه و من و اون هرکس بره دنبال زندگیش...حتی برنامه همدم پروفایل تایید نکرد چون طلاق تو شناسنامه ام ثبت نشده...الان گیرم وقت و زمان هم مفت داره می‌ره..حس میکنم دارم به سنی میرسم که واسه زندگی مجدد دیرک میشه..و فشار میاد بم...می‌خوام بدونم برنامه همدم از من پشتیبانی می‌کنه ..مورد معرفی میکنه؟...چکار کنم تو این شرایط...خسته شدم سه ساله همش دادگاهم ...شاغلم...دانشگاه میرم....حتی به اهداف درسی و ...هم باین دغدغه های ذهنی...نمی‌رسم بشون و‌حس میکنم دچار بیماری فراموشی و اضطراب و کند ذهنی شدم....وار بقیه مردم عقبتر و بی حال تر و حواس پرتر هستم... بخاطر اخلاق درونگرایی و اضطراب ..نمیتونم رابطه برقرار کنم...و فکر می‌کنم کسی از من خوشش نمیاد...لطفاً کمک و راهنمایی کنید
1401/09/20

سوال 22082

سلام. جوانی ۳۷ ساله هستم، اگرچه ابتدای جوانی با هدف تشکیل یک خانواده سالم از خانواده برای پیدا کردن یک دختر خوب کمک خواستم، ولی متاسفانه توی مرحله ی تحقیقات متوجه دروغگو محور بودن اصول اخلاقی خود و خانواده ی اون خانم نشدم، گاها متوجه خیانت های ریز برخلاف اعتقادات قرارهای اولیه و حتی ارتباطهای پیامکی با افرادی از طرف ایشان شدم، ولی روی نادانی و صبر بیجای خودم زندگی ما حدود ۱۴ سال ادامه داشت، تا اینکه از زبان خود اون خانم اون هم بصورت ناخواسته متوجه شدم که با رفیق خانوادگی ما ارتباط صمیمی کلامی در حدی داشته که فقط میتونست با من داشته باشه! حساس شدم و متوجه اشتباهات شدید و حرکات خلاف بیانهای اول آشنایی از طرف ایشان شدم که شاید برای خیلی ها که خودشون رو روشن فکر میدانن هیچ اتفاق خاصی نباشه و این در حالیه که خود اون خانم هم طبق شناخت روحیات و اعتقادات من آگاهانه خیانت کرده بود. تمام دنیا روی سرم خراب شد و کار و زندگیم رو گذاشتم و رفتم، حتی تا یکسال برای طلاقش هم نمیخواستم باهاش روبرو بشم. این اتفاقات باعث ورشکستگی شدید من شد ( من کارشناسی معماری دارم و پیمانکار ساختمان بودم)، قضیه رو حتی تا ماهها به خانواده خودمم نگفتم و طلاق توافقی رو پیش بردیم، حتی از طرف خانواده ام محکوم و متهم شدم تا اینکه بخاطر طرد شدن از طرفشون مجبور شدم حقایق رو بگم، ولی اون خانم و خانواده اش خلاف عملکرد من، بعد طلاق بنا رو بر تهمت زدن و آبروریزی من گذاشتن و حتی قضیه رو برعکس انتشار میدادن که من خیانت کردم و دخترشون طلاق گرفته! برای احیای حیثیتم خیلی عجولانه دنبال یک خانواده آبرومند و معتبر گشتم که من و خانواده ام رو بشناسن و اثبات کنم که اونقدر آبرو دارم که ازدواج مجدد کنم، دختر خانمشون که مطلقه هم بود رو به عقد من درآوردن و من فکر میکردم که این خانم خجالتی و کم حرف هستن و همیشه با ترفندهای خاصی بحثها رو عوض میکردن و از جواب و ورود به بحث هایی که نیاز به تحلیل و بیان نگرش و فکر کردن داشت، فرار میکرد، تا اینکه بعد از ۲ ماه زندگی مشترک با کمک مشاور متوجه شدم که این خانم جز گروه کندذهن محسوب میشه و هضم و درک خیلی از مسایل براشون ممکن نیست! حالا من تحت فشار مشکلات مالی هستم، دو تا مهر طلاق رو پیشونیمه و بخاطر اتفاقات زمان اوج بحرانم، تمام ارتباطات گذشته ام رو کنار گذاشتم ( همزمان از همسرم و رفیقم توی بحث عاطفی و همچنین از چندتا رفیق قدیمی و همکار توی کار خیانت دیدم، پس از همه فراری شدم)، نمیتونم به هرکسی اعتماد کنم و پیشنهاد های دوستی از طرف خانمهایی که امکان رابطه ی عاطفی باهاشون از طرف اونها یا من ممکن نبود رو رد کردم چون هم خودم رو در مقابل دلبستگی شکننده میدونم و هم نمیخوام با کسی وارد رابطه بشم که در صورت دلبستگیش به من کاری از دستمون بر نیاد. من به یکسال فرصت نیاز دارم تا بتونم وضیعت اقتصادیم رو از بحران خارج کنم و اقساط معوقه ی دادگاه رو بابت ورشکستگی پرداخت کنم ولی از طرفی هم از تنهایی بینهایت رنج میبرم در حالی که نمیتونم به هرکسی اجازه نزدیک شدن به خودم رو بدم، قاعدتا خانمهایی که شرایط مطلوب دارن هم هیچ تمایلی برای ورود به رابطه جدی با من ندارن. لحظاتی از روز که بیکارم رو خیلی غمگینم و به این فکر میکنم چجوری میتونم یک همدم قابل اعتماد و اتکا داشته باشم که منو باور و بهم اعتماد کنه تا منم با قدرت مضاعف تلاشمو بکنم و مشکلاتم رو زودتر حل کنم. ببخشید که طولانی شد. سپاسگزارم که راهنماییم میکنید
1401/08/07

سوال 20715

سلام همسرم بد اخلاق و خانواده اش هم از خودش بدتر حتی بیش از حد دخالت می کنن جدا از اینها همسرم بهم پیشنهاد رابطه با دوستش رو داد و من مدرک جمع کردم و رفتم تا شکایت کنم از طریق مراجع قضایی پیگیری کنم که گفتم فقط ثابت کنی میتونیم زودتر طلاقتو بگیریم منم بجای بالا پایین کردن پله های دادگاه خودم اقدام کردک با مدارکی که جمع کردم مجبورش کردم حق طلاق رو بده به من و حتی خونه رو زد بنامم چون خیلیی ساده اس و ما تو روستا زندگی می کنیم و دیدن خانواده اش من میخوام جداشم و نمیدونستن داستان چیه هر تهمتی رو که خواستن زدن از جمله کلاهبردارم و از سادگی همسرم سواستفاده کردم و خونه و حق طلاقو گرفتم و هزار تهمت دیگه گرچه بعدش هم به حتی به برادر شوهرمم گفتم کل داستانو اصلا براش مهم نبود . خانواده امم دیدن کل روستا پر شده از تهمت هایی که زدن مجبور شدن که راضیم کنن برگردم سر زندگیم هر کار هم کردم حرفش فقط این بود بخاطر دخترت باید برگردی .اگه به مردم بگیم قضیه این بوده و پدرش اینکارو کرده برای آینده دخترت خیلی بد و منو مجبور کردن برگشتم سر زندکیم . اخلاقش که خوب نشد بدترم شده واقعا تحمل این زندگی برام خیییلی سخته هر جا که بکید رفتم تو روستام نمیتونم کار کنم چون کار نیست خیاطی هم نمیتونم چون امتحان کردم نتونستم چشام درد میکنه .من دست و پا و چشمم درد می کنه هر دکتری که رفتم میگه از اعصابه البته همیشه ن فقط وقتهایی که ناراحتم خواهشا کمکم کنید برام خیلی سخته این زندگی خانواده امم بکل پشتمو خالی کردن چون پدرم خیلی پیر داداشم بهش میرسه میگه من نمیتونم خرج تو رو هم بدم
1401/07/15

سوال 19967

سلام من چندماه جدا شدم ویک فرزند دارم خواستگارهم زیاد دارم ولی نمیتونم قبول کنم به تازگی دوست همسر سابقم باخانواده ازم خواستواری کردن وایشون تابه حال ازدواج نکردن من دودل موندم عللقه هم دارم ولی وضعيت مالی خرابه کارنداره خانوادش میگن اتاق میدیم زندگی کنید من قبول نکردم ازیک طرف همسز ثابقم فشار اورده برگردم لطفا راهنماییم کنید
1401/07/07

سوال 19706

سلام خسته نباشد من ایران نبودم و با وکالتی که به همسرم داده بودم متوجه شدم اقدام به طلاق نمودن . چون دور بودم ازش. زمانی که متوجه شدم حسی نداشتم . ولی الان یک ماه هست برگشتم .فقط یک تماس داشتم باهاش ‌ایشون فقط لوازم های شخصیم رو پس داد، هنوز بعد از چهار ماه از جدایی من هیچ حس ناراحتی یا هر حس منفی ندارم .دوسش داشتم ولی نشد ادامه بدیم . من از این بی تفاوتی خودم در تعجب هستم، این طبیعی هست یا نه ، خودمم گیج شدم ، چند روز پیش هم تمام عکسهاشو پاک کردم تا بهش فکر نکنم
1401/06/09

سوال 19113

سلام. ببخشید این درد دل هست مطرح میکنممتاسفانه برخی آقایون در همون جلسه اول آشنایی (به قول معروف ب بسم الله) از جزئی ترین مسائل خانم سؤال می‌پرسند. از ازدواج قبلی و علت جدایی و کار همسر سابق و... تا توقعات و... و... یعنی یه جوری توی جلسه اول کش میدن و سوال جواب میکنه که دیگه آدم گمان میکنه قطعاً نظرش مثبته که تا این حد جزئی داره سؤال میکنه و صادقانه همه رو جواب میده که ابهامی برای آقا نباشه. ولی بعدش آقا مثلاً بخاطر قیافه و قدو قواره و ظاهر خانم منصرف میشه! واقعا کار خیلی زشتیه... توی همدم قد و وزن و اینا زده شده! اگر از اول قد و قواره خانم مدنظرت نبود چرا درخواست میدی؟ حالا درخواست هم دادید، رفتی هم دیدی و باب میلت نبود، دیگه چرا این همه وارد زندگی خانم با جزئیات میشید! خب اگر دو روز دیگه همین آقا رو توی خیابون ببینم، بخاطر اینکه همه زیر وبم زندگیم رو گفتم بهش احساس شرمندگی می‌کنم
1400/07/11

سوال 11806

سلاام وقت به خیر من ۳۷ سالمه و اینکه متارکه کردم دارای دو فرزند پسر ۸ ساله و دختر ۶ سااله . من میتونم الان با این شرتیط ازدواج مجدد انجام بدم؟
1400/07/11

سوال 11550

سلام ببخشید من دچار افسردگی شدید بعدزایمون شدم شوهرم را خیلی دوست داشتم ولی طلاقم داد الان بچه دارم خوب شدم هر کاری می کننم برنمی گرده میگه باور نمی کنم خوب شدی منم هر روز زنگ و پیامش میدم اون بلاک می کنه چکار کنم خیلی دوستش دارم