پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1402/09/07

سوال 991050

مادرم بیش از اندازه نگران است و این مرا کلافه کرده، چه کار کنم؟ من یک پسر 34 ساله هستم
1402/09/07

سوال 991049

خانمم در ماه سوم بارداریه و نسبت به من حساسیت پیدا کرده و میگه از بوی بدن من بدش میاد. میترسم ازش فاصله بگیرم از نظر روحی بهم بریزه میشه کمکم کنید چطوری باهاش رفتار کنم که فاصله هامون با هم حفظ بشه؟
1402/09/07

سوال 991048

آیا سن شروع پریود روی باروری تأثیر می‌گذارد؟
1402/09/07

سوال 991047

پریودهای من نامنظم است، چطور زمان تخمک‌گذاری را پیدا کنم؟
1402/09/07

سوال 991046

آیا کف و حباب وان حمام باعث عفونت مجاری ادراری کودک می‌شود؟
1402/09/07

سوال 991045

موی سر نوزاد از چه سنی شروع به رشد می‌کند؟
1402/09/07

سوال 991044

آیا گلودرد چرکی مادر در زمان شیردهی به کودک منتقل می‌شود؟
1402/09/07

سوال 991043

چطور در مورد پریود شدن با دختر بچه‌ها حرف بزنیم؟
1402/09/07

سوال 991042

چطور مفهوم مرگ را برای کودکان توضیح دهیم؟
1402/09/07

سوال 991041

چندشب پیش خواستگاری داشتم‌ که همسرش طلاق گرفته بود تا سیکل سواد داشت‌از لحاظ مالی هم تقریبا ضعیف و ۱۰سال بزرگ تر .وقتی برای صحبت خصوصی به اتاق رفتیم آقا چندبارگفتن دختر زیاد هست برای ازدواج اما چون از شما خیلی تعریف کردن من به خواستگاری شما آمدم،من از این طرز صحبت خوشم نیامدشب به خانواده گفتم که جوابم منفی است اما فردا صبح به خانواده گفتم می‌خواهم هنوز فکر کنم و دوباره با ایشان صحبت کنم وقتی واسطه برای جواب تماس گرفتن مادرم گفتن که زیر نظر ما چندبار تلفنی صحبت کنن اما واسطه گفتن که این برای دختر شما بد است حداقل بگذراریدیک نامزدی کوچک بگیرن بعدا اما موافقت نکردیم بعد از آن با پدرم تماس گرفتن که پدرم هم گفتن هنوز چند روزی به من فرصت بدهید .حالا مادرم می‌گوید شاید بهترازین برای تو نیاید تقصیرخودت است اگر می‌گفتی من با او ازدواج‌می‌ کنم ما می‌گفتیم بیاییداما الان شاید دیگر نیایند و بهشان برخورده باشدحالابه شدت درمورد خودم احساس گناه می‌کنم که شاید من به خودم با تصمیم اشتباه ظلم کرده باشم.
1402/09/07

سوال 991038

یک ضرب المثل آذری میگـه:<br> مـــادر رو ببین، دختــرو بگیر<br>باهاش موافقــــــــــــی؟ چرا؟
1402/09/06

سوال 991037

9ماه پیش باهمسرم صبحویه بحثمون شد همسرم بدون اطلاع من به پدرش زنگ میزنه که بیاد کدخدامنشی کنه پدرش میزاره غروب که پسرازسرکار میاد میان ولی اونموقع مادیگه باهم خوب شده بودیم ومیگفتیمومیخندیدیم که با اینکه زنم به پدرش گفته بوده دیگه نمیخواید بیاید بدون اطلاع من ازاومدن وبرای چی اومدن همسرم دررابراشون بازکردمک فکرکردم اومدن سربه دختروخواهرشون بزنن که باپدرش که دست تمناکرذم که برادرش یه شیشه نوشابه ازتولباسش که پنهان کرده بوددراوردتوسرمن به قصد کشتن زدوفرار کرد که خونونتونستن بندبیارن بخیش کنن که مجبورشدن بیهوشم کن تواتاق عمل با۴۰تابخیه داخل بیرون صورتم والان چشم بهداز۹ماه طول درمان ضعیف شده ویه دندون ازم شکسته پدرشم منو اون لحظه نگه داشت که پسرش بتونه فرارکنه منم شکایتم روورودبه عنف باقصدونیت قبلی همراه باصلاح ِمیخآآواستم بدونم براش زندانیم داره یانداره میتونه دیه روقاضای اعساربزنه قسطیش کنه یاباید یکجاپرداخت کنه ماشینم داره ءذاشتش بفروتششآ ویک چند۱۰ پانزده تایی گوسفنداره که باگوسفندای پدرش قاطی کرده که بگه هیچی ازخود نداره وتوشرکت ماشین سازی ام کارمیکنه حقوق میگیره مجردم هست

صفحه 610 از 82629