سلام من دوتا دختر دارم به فاصله سنی یکسال و نیم،دختر بزرگم الان یکسال و نه ماهش هست و توی خواب شب تا صبح خیلی صحبت میکنه جیغ میزنه کلمه ی نه رو خیلی تکرار میکنه،میخواسنم ببینم باید چیکار کنم برای بهبودش؟؟حتی در طول روز هم یکدفعه با صدای بلند و جیغ کلمه نه رو تکرار میکنه و عصبی میشه که نمیتونه منظورش رو به من برسونه،ایا راه حلی برای این مشکل دارین؟؟ممنونم از راهنماییتون
کارشناس محترم و خانوم فاطمه فاطمی، بحث من سر این هست که ما یه آیتم داریم به اسم خواستههای فرد مقابل از شما، که شامل سن و قد و ... میشه، خب وقتی من شرایط خواسته شده رو دارم و درخواست میدم و رد میشه ، باید دلیلش رو بدونم دیگ، اگرم خیلی حرفهای تر بخواد کار بشه ، باید بخش خواسته ها پیشرفت کنه، یعنی علاوه بر آیتم های موجود ، موارد دیگه، مثل سطح درآمد و... هم در اون گنجانده بشه تا اگر من دیدم این شرایط رو ندارم، به طرف درخواست ندم و اونم رد کنه و بستهی من تموم بشه.
سلام ۴۴سال سن دارم سال ۹۳ با اقایی به قصد ازدواج اشنا شدم بعد چند ماه از ایشان خواستم تکلیفمو روشن کنه اما ایشان مدام مشکلات درگیری پدرو مادرش با برادر بزرگتشون بهونه قرار میدادن امروز و فردا میکردن چند بار قطع رابطه کردم اما مدام سر راهم قرار میگرفتن اصرار میکردن به دلیل تصادف مادرم و ایام کرونا و فوت پدرشون و چند تا از اقوام دیگه خیلی اصرار نکردم تا اینکه بعد سال پدرشون بهشون گفتم چکار میخواین بکنید بازم طفره رفتن طی تمام این مدت اعلام میکردن مجردن اما شناسنامه برای من نمی اوردن چندین بارم از ایشون درخواست کردم اما از اوردن طفره میرفتن.سال ۹۹ با خواهرشون اومدن خواستگاری که پدر و مادرم جواب ندادن و گفتن هرچی دخترمون بگه تا اینکه سال ۱۴۰۱ متوجه شدم ایشون دوبار ازدواج کردن که اولی با دختر عموشون بوده و ناموفق دومی با فردی غریبه که صاحب دوفرزند ۱۱و۱۲ ساله هستند.کلا رابطه قطع کردم شمارشون بلاک کردم اما چون محیط کار منو بلد هستن مدام سر راه من قرار میگیرن اظهار علاقه فراوان میکنند و اعلام میکنند میخواهند طلاق بگیرن از علاقشون بهم مطمن هستم اما نمی دونم چکار کنم تا بیخیال من بشه خواستم شکایت کنم اما نتونستم.ممنونم راهنمایی کنید.
سلام من یه جوان ۱۷ سالهام و مشغول به تحصیل هستم. من چند روزیه شدید دچار مشکل شدم اونم اینه که از نظر فهم و اطلاعات عمومی به طور بسیار عجیب و نا عادی از جوان های همسن خودم عقبم. مثلا همین دیروز یه کار بسیار احمقانه ای انجام دادم و مورد تمسخر شدید قرار گرفتم و بشدت خودم را نکوهش کردم و یا خیلی عجیب و خندهداره ولی یکی از کار های احمقانم این بود که تازه فهمیده بودم قیف چیه. خلاصه که خیلی احمق هستم و قبول دارم و هر روز دارم خودمو توسط خودم تنبیه میکنم. ممنون میشم یه راه حل بدید. البته این مشکل خیلی وقته همراهه منه و خیلی کارا مثل کارهای بالا که گفتم و بدتر از آن را بخاطر احمق بودنم انجام دادم