پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 441341

به نام خدا <br>باعرض سلام و ادب - موقعی که باید به نکته و موضوعی که باهاش روبرو هستم توجه کنم دقیقا به چیزی دیگه دارم فکر می کنم خیلی خیال پرداز و رویا اندیش هستم فکر می کنم که دنیایی دیگری رو دارم که از این دنیای واقعی بهتره و همیشه دوست دارم خودم رو اونجا ببینم وافعا دردسری شده از بچه گی نمی دونم چیه هر چقدر هم که می خوام کنترل کنم نمی شه چرا من اینجوریم راه چاره چیه ؟ آیا واقعا این یه چیز غیر طبیعه ؟ <br>فکر می کنم شما بهترین کسی هستید که می تونید به من کمک کنید <br>با تشکر و سپاس از شما
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 607051

با سلام . من چگونه نوشته های فتوشاپ CS5 را سایه بندازم ؟اصلا مثل اینکه چنین تنظیماتی وجود ندارد و من هم میخواستم هم راه سایه انداختن متنی رو که خودمون مینویسیم رو یاد بگیرم و هم پلاگین اگه دارد که اون قسمتش فعال بشه ممنون میشم .*** با شتکر ***
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 883445

سلام.وقت شمابخیر.امیدوارم شادو سلامت باشید&lt;BR&gt;پسری تقریبا18ماهه دارم.قد و وزن نسبتاخوبی داره.یعنی نیم کیلوئی از نمودار رشد کمتره بنظرم خیلی فعاله&lt;BR&gt;راستش من خیلی دلم میخواد پسرکم را بارژیم غذائی صحیح بزرگ کنم.حس میکنم مخصوصا سیستم ایمنیش کمی ضعیفه هرکی سرمابخوره اینم مریض میشه وبد به دارو جواب میده.البته دکترش میگه علتش حساسیتی هست که به لبنیات داره و منوپسرم مدت زیادیه منع مصرف تمام محصولات گاوی هستیم حتی گوشت و ژلاتین و...لبنیات راگوسفندی هم گفتن نخوریم وهردو مکمل کلسیم و ویتامین د استفاده میکنیم&lt;BR&gt;ازتون خواهش دارم راهنمائیم کنید که یک صبح تا شب دقیقا از هرگروه غذائی پسرم چندگرم یا چندواحد یاچندعدد باید مصرف کنه.ممنون میشم باتوجه به اینکه گروه لبنیات برای ماحذفه بفرمائید البته گوشت را گوسفندی میتونیم بخوریم&lt;BR&gt;من خیلی سعی میکنم همه گروه غذائی بهش بدم ولی نمیدونم مثلا هرروز باید چقدر بهش از چه چیزی بدم.بنظرخودم دارم از کربوهیدراتهاکم میذارم وبیشتر پروتئین و میوه سبزی میدم.بازهم شمابفرمائید من اجرامیکنم&lt;BR&gt;دعاتون میکنم.خداخیرتون بده
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 883452

با سلام.حدود یکسال و نیم پیش با آقایی (27 ساله فوق دیپلم مهندسی معماری که سه سال از من کوچکتره - خانواده مذهبی)&#160;آشنا شدم که بعد از 6 ماه به خواستگاری آمدند و نامزد کردیم.(محرم نیستیم).من دختری بودم که با مانتو کوتاه میگشتم و از اول&#160;با این شرایط منو دیده بود و پسندیده بود ولی بعد از مدتی به حجابم اعتراض کرد و من هم از آن به بعد حجابم را رعایت کردم (مانتو بلند زیر زانو - یقه حجاب - ساق دست و ...).کم کم شروع کرد چرا شب خونه خواهرت میخوابی شوهر خواهرت فلانه و فلانه.شوهرخواهرمو نمیشناخت ولی مدام ازش بد میگفت.بعد شروع کرد نسبتای بد&#160;دادن به دوستام - رفت و آمدم با دوستام قطع شد. سیم کارتمو عوض کردکه مشتریام دیگه به من زنگ نزنند و همچنین دوستام.هر موقع تلفنم زنگ میزد سرشو میکرد تو گوشیم. اس ام اسامو میخوند.منم مثل خودش شده بودم اس ام اس میومد میگفتم کیه و میخوندم در صورتی که من این اخلاقای بد رو نداشتم.کم کم شروع کرد به این که چرا میری خونه فلان فامیل چرا میری مولودی چرا میری بازار.یه بار گوشیمو دادم پسر داییم غوغا کرد و به پسرداییم که نمشناختش فحشای بدی داد و گفت باید گوشی رو بفرسته محل کار من با پیک.عقد کنون یکی از پسرداییام میگفت من راضی نیستم تو بری درصورتی که مجلس جداگانه بود.خیلی کلافه ام خیلی بدبینه.از طرفی با خانواده این آقا اصلا حمایتش نمیکنند و خودش هم وضع مالی خوبی نداره و من نشون کرده این آقا هستم و فامیل هم قضیه ما رو میدانند. لطفا کمکم کنید خیلی زود جوابمو بدید تا تصمیم درست بگیرم. متشکرم
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 183797

یا حق<br />با سلام<br />من تصور می كنم برداشت شما از این حرفم كه در مورد پسرها فكر میكنم این بوده كه از خواستگاری و ازدواج و...... می ترسم <br />در حالی كه منحرف بودن فكرم من را ازار میده این كه چرا من بایدپسرهارا با این دید نگاه كنم من را اذیت می كند<br />با تشكر<br />زود جواب دهید<br />یا حق<br /> -
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 349460

با سلام در خواب دیدم پیراهن بلند طلایی پوشیدم و تاج گذاشتم ویک انگشتر طلا در دستم هست و بعد اینکه در اتاقم نشسته بودم و یک یاکریم پشت پنجره اتاقم نشست و در خواب این طور فهمیدم که داشت اسمم را صدا میزد . لطفا جواب من را بدهید چون قبلا دو بار برایتان خوابهای دیگرم را فرستادم ولی هنوز جوابی نگرفتم . با تشکر
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 88297

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت آقای رحمتی <br />ابتدا مراتب تشکر و قدر دانی از شما و کلیه عزیزانی که در قسمت مشاوره فعالیتهای فراوان و مفیدی ارائه میدهند را دارم. <br />امیدوارم در همه مراحل زندگی موفق باشید. <br />1.من روی رایانه خودو دو سیستم عامل 98 و xp نسب کرده ام ، مدتی قبل دستگاهم از طریق یک CD (که به اصطلاح Hacker بود) به حدود 60 ویروس مختلف آلوده شد. من هم سریعا با Norton 2004 و از طریق win 98 آنها را حذف کردم. اما از آن به بعد روی سیستم عامل xp من هیچ دیوار آتش یا ویروس کُشی اجرا نمیشود ، به این طریق که پس از نسب، وقتی برنامه را اجرا میکنم در کمتر از 1 ثانیه برنامه خود به خود بسته میشود در مورد regedit هم اوضاع به همین صورت است وچون اکثر استفاده من از برنامه ها و شبکه ها از طریق xp است کار با آن برای من بسیار مشکل شده لطفا مرا راهنمایی کنید که چگونه بدون Format کردن H.D.D این مشکل را رفع کنم؟ <br />(Norton2004 & 2005 , McAfee Personal Firewall Plus , Dr.Web 4.32a , sasaer , ZoneAlarm Pro with AV v5.1.11 برنامه هاییست که من امتحان کرده ام و این مشکل داشته اند ، یک ویروس کش و دیوار آتش خوب نیز به من پیشنهاد کنید) <br />2. در مورد WMPlayer 10 باید بگویم که من به استفاده از پوسته ها حین کار با این برنامه علاقه دارم، بخش اعظم این پوسته ها فقط با پشتیبانی حالت Party mode قابل اجراست در حالی که در قسمت Optione این برنامه چنین امکاناتی دیده نمیشود و من نیز تابحال نتوانستم از این امکانات استفاده کنم چگونه میتوان به این حالت دسترسی داشت؟ <br /> <br />خوشحال میشوم که افتخار داده ، و مرا راهنمایی کنید. <br />خداحافظ<br />19 ساله<br />دیپلم
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 94204

سلام <br />من داوطلب کنکور در زیر گروه علوم انسانی هستم. در سومین دوره ی آزمون سازمان سنجش نمره ی کل 9100 و رتبه ی کل 1322 را در بین 27294 نفر کسب کردم. <br />خواستم از شما بپرسم به نظر شما احتمال قبولی من در دوره ی روزانه در رشته های اولا فلسفه ی غرب و ثانیا فلسفه ی اسلامی و تاریخ چقدر است؟
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 349455

با سلا و خسته نباشید .<br>من دارم برای کارشناسی می خونم ، ترم آخر کاردانی نرم افزار هستم .<br>من به دلیل داشتن یک دوست که مثلا رفیق فابریک هم هستیم ... زیاد موفق به خواندن نشدم .<br>اونم ترم آخرشه .<br>نمی دونم با اون چطوری باید رفتار کنم که هم از دست من ناراحت نشه و هم بتونم درسم رو بخونم .<br>اون باعث شده وقت من به بطالت به الافی بره ....<br>ممنون میشم اگه راهنماییم کنید ...
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 515758

با سلام<br>از پاسخ شما ممنونم.مشاوران هم همین راه ها را معرفی کردند. و کتابی که گفته بودید هم تهیه کردم.<br>من از این راه ها استفاده کردم.و در برخی مواقع هم جواب گرفتم.شما گفتید که من با افکارم مواجه بشم یا تغییر فکر بدم.من این کارها را کردم و مدتی به کمک دارو تونستم تا حدی به کارام هم بپردازم.ولی همانطور که گفته بودم یکی از افکارم در ارتباط با قرآن و حرف آقای سروش بود.<br>از آنجا که من فردی مذهبی و علاقه مند به مذهبم،هربار که به سراغ قرآن می رم دیگه نمی تونم مثل قبل به قرآن نگاه کنم.بلکه همش یا میگم نکنه حرفش درست باشه، و نمی تونم خودم را قانع کنم و دچار اضطراب می شم. و به همراه این فکر همه چیز را زیر سوال می برم و احساس نا آرامی و عدم آرامش بهم دست میده.<br>در این موقع چه کار کنم. یا مواقعی که اینجور فکرا به سراغم می آیند.نمونه دیگرش و قتی میترسم نکنه بعد از مرگ دنیایی نباشه در حالی که من با یاد آینکه آن دنیا هست و ما به خدا باز میگردیم احساس آرامش دارم.ولی مثل مورد قرآن افکار عکس یعنی عدم بازگشت به خدا را باور می کنم.
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 609422

باعرض سلام وآرزوی قبولی طاعات شما سوالی درمورد عقیقه فرزندداشتم<br><br>اینکه چه نوع گوسفندی باشدوبه چه صورتی توزیع شود آیاپدرومادر نباید از<br><br>آن بخورند . آیااینکه می گوینداستخوانهای آن نباید شکسته شود وباید آنها<br><br>رادفن کرد چه صورتی دارد؟مرجع حضرت آیه الله لنکرانی<br><br><br> باتشکر
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 606178

باسلام و خسته نباشید <br>از رشت تماس میگیرم 6 سال ازداواج کردم و یکفرزند 5 ساله دختر دارم .و کارمند یک اداره دولتی میباشم -از اینجا شروع کنم 6 سال پیش با یک دختر ی که دوست بودم و خیلی دوستشش داشتم ازداواج میکنم و بر خلاف حرف پدر م با او ازدواج کردم همیشه پدرم میگفت اینها از هیچ نظر با ما نمیخورند ولی من کورکورانه به این ازداواج تن دادم یک مدت زندگی خوبی داشتیم تا بعد از اینکه من مشغول به کار شدم چه از نظر خانوادگی و کاری با ید یک سری مسائل را رعایت میکردم از جمله حجاب نه اینه چادر ولی با بقیه فرق داشته باشه با مانتو ولی درست از آن زمان بود که بهانه گیری ها شروع شد حرف گوش نکردن زنم و از یک طرف و بیرون رفتن های بدون اجازه و سر خود با دوستان و اطرافیان حتی اگه به تلفنشش زنگ میزدم شاکی میشد میگفت اطرافیان به من میگن شوهرت بهت شک داره خوب منم بیشتر بهش شک میکردم و گیر میدادم و بد دهنی میکردم توی جیبم از ترس نمیتونستم کمی پول بزارم که دزدی میکرد و بعد که بهش میگفتم قسم خداو پیغمبر و ریالران میخورد میگفت برنداشتم و من هم بترین فوشهای خواهرومادار بهش میدادم حدود یک سال است که پیشم نمیخوابه داخل اطاق بچه میخوابه خدار روشکر از خودم خونه دارم و محتاج هیچ کس نیستم چند مدت پیش بالاخره منم آدمم من زندگیم رو دوست دارم وقتی میبینم که زنم به من اهمیت نمیده با مردان دیگه خنده و شوخی میکنه و فقط منو خورد میکنه منم بهش میگم تو خراب داری دیگه تاقت ندارم با هیچ زنی که دوست نیستم یه روز خواهر خانمم وقتی امد خونمون زنم داشت بیرون میرف خواهرش موند خونه با یک لباس زننده در ضمن خواهرش چند ماهیی طلاق گرفته و با من شوخی میکرد و میخندید منم وضو گرفتم و میخواستم نماز بخونم یه هو شیطان کولم زدو گفتم برم طرفش اونم یه کنم ناز کردو بغلش کردم بعد بهم گفت نکن منم ولش کردم بع از کارم پشیمون شدم بعد از چن مدت که بازم خونه کیومدو باهام خنده شوخی میکرد . یه روز بع از حدود چهار ماه من و زنم بحس کردیم سر مسائل بیخود و خانومم بدون اجازه از خونه بیرون رفتو خونه باباش رفت که یک شب اونجا بود و پشت سرم حرف و حدیث گذاشت و خواهرش هم کلی مایه گذاشت وگفت که امیر میخواست بهم تجاوز کنه که من باکلی داد و فریاد از خونه شما فرار کردم ازاون به بعد زندگیم باطل شده و هر روز بهم سرگوف میزنه بخدا قسم که من بهش گفتم از کرده خودم پشیمان هستم ولی هرروز ابروی چند ساله منوپیش همه میبره و میگه باهات زندگی میکنم ولی مهریه خودم رو میخوام حال شما رو بخدا منو راهنمایی کنید و به ایمیل پیام بزارید خیلی تشکر میکنم که زود جواب بدید

صفحه 82528 از 82629