پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/06/13

حس سرخوردگی

من یه حس کمی شبیه سرخوردگی دارم پیدا میکنم من از جمله افرادی بودم که از بچگی سعی کردم روی پای خودم بایستم هیچ تابستونی بیکار نبودم میرفتم سرکار از. همون زمان که دبستان بودم من تفریحم کار بود تابستونا وقتی خسته از کار برمیگشتم تا اتوبوس با خودم میگفتم درسم رو میخونم ... علاقه داشتم همون موقع ها که تابستونا دستفروشی میکردم توی کتاب دست فروشی ها می‌چرخیدم گاهی کتاب معروف می‌دیدم می‌خریدم همونجا خیلی آدم حسابی ها رو می‌دیدم که هنوز تصویر چنتاشون توی ذهنم هست یجورایی الگوی ذهنیم شده همچین آدمایی از محله ما که همبازی ها به بیراه ها میرفتن پدرم که واقعا انسان شریفی بود ولی در دام اعتیاد گرفتار دعای مادر شامل حالا ما فرزندان شد منم خدا کمک کرد درسم رو خوندم اونقد که فوق لیسانس الکترونیک از دانشگاه نسبتا خوب گرفتم اونقد تلاش کردم سر پایان نامه که استادم خودش تعجب کرده بود واقعا بزرگترین نعمتی که خدا به من ارزانی داشته پشتکار خستگی ناپذیری بوده همه اون سختی ها رو بی تفاوت رد میکردم به امید روزهای خوب ... الان خدا کمک کرده خونه خریدم ماشین متوسطی دارم کارم خوبه خدا رو شکر ولی در بحث ازدواج بسیار حس سرخوردگی دارم که با ۴۰ سال سن نه ازدواج کردم نه کسی برا آشنایی هست. آخرین مورد با دختر عمه م صحبت کردم که چند روز قبل دربارش صحبت گفتم‌ هرکس من رو نشناسه اون که باید بشناسه همه زندگی من رو می‌دونه ولی جوری رفتار کرد و کم محلی کرد که اونم نشه اون فقط سه چهار سال کوچکتر از من بود بچه نیست که بهش گفته بودم بخاطر فوت پدرم حس و حال جشن گرفتن ندارم هزینه ش هم برام سنگینه یه عقد محضری کنیم بریم سر خونه زندگی ولی آخرش گفت جشن میخواد که بحث شد و تموم شدن رابطه یجورایی انگار با واقعیتی روبرو شدم که مثل کشیده بر صورتم نشست که پول حرف اول و آخر رو میزنه همه تصویر ذهنی مثبتی که از خودم داشتم نقش بر آب شده حس سرخوردگی دارم پذیرفتن اشتباه در این سن چه سودی داره غیر از حسرت و ناراحتی
1403/10/05

سوال 995938

سلام من همون ام که ۲۲ سالش بود و سرخورده تز ازمونا بود راستش نمیدونم‌چرا باید اینقدر حس عقب افتادگی داشته باشم چون یه عده هم سن های من ازمون قبول شدند و من باید یکسال دیگه بخونم خیلی ناراحتم من لیسانسمم سه ساله گرفتم تا بتونم تو سن کم تا دکتری بخونم راستس یکسال خونه نشینی و درس خوندن و یه عده نشدن ها ناراحتم میکنه این حس عقب افتادگی و اینکه حس خنگ بودن میکنم گاهی
1403/10/02

سوال 995920

واقعا دیگه توی این جامعه ، احساسی که میگیرم اینه که هیچکس رغبتی به ازدواج نداره ... خیلی مورد داشتم اینجا ولی هرکدوم به دلیل های خیلی مسخره ای رفتن بدون اینکه بپرسن خانوم، نظر شما چیه شما چی میگی ... واقعا پسرای ما دارن توی چه راهی قدم میزارن خدا داند! جامعه چی بسرش اومده ، خدا داند ! که منه نوعی که هدفم ازدواجه باید هر روز سرخورده تر بشم .