میخواستم بپرسم از حضورتان که با توجه به افزایش مشکلات و سختی ها و موانع بر سر راه ازدواج که باعث عقب انداخته شدن ازدواج در جامعه توسط آقایان علی الرغم بالا رفتن سنشان مخصوصا یکی مثل خود بنده. چه چیزی واقعا باعث حرکت و انگیزه میشود تا با وجود سختیهای تن به ازدواج دهیم؟
با سلام. من با دختری در ارتباط هستم که هم خانواده بنده و هم خانواده ایشون مطلع هستن و هم به ازدواج ما راضی هستن ایشون همون اول گفتن یه عقد کوتاه مدت داشتن و من و خانواده پذیرفتیم ولی بعداز دوسال ایشون بمن گفت که یک سال ازدواج کرده و زندگی مشترک داشته و بعد جدا شده و قضیه عقد کوتاه مدت دروغه و قابلیت پاک کردن اسم همسر قبلی رو از شناسنامه نداره و گفت برای اینکه از دستت ندم حقیقت رو نگفتم منهم الان یه غم عمیق تو دلمه و از طرفی عشق اون دختر رو هم به دل دارم ولی میدونم که خودم و خانواده خودم در آینده ممکنه دچار بی اعتمادی بشیم چیزی که آزارم میده اینه که من به ایشون از روی صداقت اعتماد کامل کرده بودم و هیچ موقع شناسنامه ایشون رو ندیدم و اینکه مادر من کلی خوشحال بود که پسرش داره ازدواج میکنه و اگر متوجه بشه خیلی ناراحت میشه. ممکنه لطفاً منو راهنمایی کنید؟
سلام وقتتون بخیر پسری هستم سی ساله که حدود یک سال هست که ازدواج کردم و از این یک سال پنج ماهه که تو دادگاه هستیم و دنبال طلاق این پنج ماه خیلی فشار عصبی دیدم و سر لج بازی هر روز شکایت و شکایت کشی هست در دادگاه و اینکه من در تمکین خانوم رو محکوم کردم و میخوام ازدواج مجدد کنم ولی در این مدت جوری فشار عصبی روم هست که حتی خواب شبانه ام به هم ریخته روزی سه ساعت خواب دارم میشه کمکم کنید تا از این اوضاع خلاص شم و خوابم به روال عادی برگرده
سلام. در آستانه ورود به 40سالگی هستم. طی چند سال گذشته چند بار اقدام به ازدواج کردم ولی با هر گزینه ای که به توافق رسیدم بعد از چند روز دچار پشیمانی میشم احساس میکنم اصلا انرژی روانی برای ازدواج را ندارم و خدا خدا میکنم که اتفاقی بیفته و توافقم با طرف مقابل بهم بخوره و همینطور هم میشه. دوباره بعد از یه مدت تصمیم به ازدواج میگیرم و بعد از آشنایی با شخص دیگری و توافق با او دوباره ترس و پشیمانی سراغم میاید. چکار کنم تا این بار دیگر واقعا ازدواج کنم؟