روانشناسی و سلامت روانی
روانشناسی و سلامت روانی

روانشناسی و سلامت روانی

۲۹۹٬۰۷۱ سوال۳۰۴٬۳۸۱ دنبال‌کننده

سوالات این دسته‌بندی

1401/03/08

سوال 17037

با سلام. مسئله ای که ذهنمو مشغول کرده اینه که آیا واقعا درسته که قبل ازدواج از همسر آیندشون تست بکارت میگیرن؟ چون من خیلیا رو دیدم که علی رغم میل باطنی اینکار انجام میدن و میگن که با توجه به سنتی بودن خانواده و حساسیتی که به این قضیه دارن این آزمایش رو از همسرشون گرفتن این خودش بی اعتمادی نمیاره؟ آیا این قضیه باید مهم باشه برای پسر؟ و دلیلی که خانواده پسر میاره اینه که ممکنه همسرش به دروغ ادعای بکارت کنه و این آزمایش یجور رفع سو تفاهم هستش آیا این استدلال قابل توجیه هستش؟ ممنون میشم نظرات شما رو بدونم
1401/03/07

سوال 17029

سلام به یه مشاور احتیاج دارم
1401/03/07

سوال 17027

سلام‌ بعد از شکست عشقی چطور به زندگی عادی برگردیم؟
1401/03/07

سوال 17026

سلام.تکلیف دخترایی که سنشون داره بالا میره در دهه پنجاه و اوایل دهه شصت هستن چیه؟ در همدم هم ثبت نام کردن ولی به هر کی درخواست میدن، اونا رد میکنن چون دهه هفتاد میخان، یه طرحی تحریکی بذارید تا بلکه پسرا انگیزه پیدا کنن برا ازدواج با این گروه سنی، مثلا اگه همسری از دهه پنجاه یا شصت بگیرن خونه بدن، ما داره سنمون از بچه دار شدن میگذره و فرصتها داره از دست میره
1401/03/07

سوال 17025

سلام . وقت بخیر . من حدود سه ماه پیش از طریق همدم با یک آقا آشنا شدم . مراحل آشنایی و دیدار خانواده ها انجام شده و به امید خدا قصد ازدواج داریم . لطف کنید در مورد مشاوره قبل از ازدواج از طریق همدم من را راهنمایی کنید . چه طور میتونیم با مشاوران همدم برای مشاوره قبل از ازدواج ارتباط پیدا کنیم
1401/03/07

سوال 17022

<p class="paragraph"> سوگواری بعد از طلاق چقدر طول می‌ کشد؟ </p>
1401/03/07

سوال 17021

<p class="paragraph"> وقتی تو زندگی نا امید میشید چیکار می کنید؟ </p>
1401/03/07

سوال 17020

<p class="paragraph"> آیا ازدواج با فردی که پیشینه خانوادگی خوبی نداره عاقلانه است؟ </p>
1401/03/07

سوال 17017

خاطره جالبی که از خواستگاری دارین رو تعریف کنید...
1401/03/06

سوال 17003

با سلام. پسری هستم ۳۶ ساله دارای شغل مناسب و منزل و زندگی به نسبت مناسب. ولی با اینکه چندین ماهه در همدم عضو هستم ولی هیچ دختری بمن پیشنهاد نمیده درحالی که چند نفر از دوستان و همکاران بنده که شاید امکانات کمتری از من داشته باشند چندین مورد درخواست آشنایی براشون ارسال میشه طوری که من فکر میکنم که شاید مشکلی داشته باشم و به همین دلیل خودم هم پیشنهادی نمیدم چون میترسم که جواب رد بگیرم و بیشتر اعتماد به نفس خودم از دست بدم به نوعی دلسرد شدم. لطفاً راهنمایی بفرمایید
1401/03/06

سوال 17002

با عرض سلام و احترامبنده ۳سالی هست که جدا شده ام در جریان طلاق حمایت خانواده همراهم نبود و به تنهایی مراحل و پیامدها را گذراندم.(البته خواسته یا ناخواسته خانواده هم سختی متحمل شدند ولی در کل مخالف جدایی بودند)درحال حاضر با مشورت،مشاوره و تصمیم نهایی خودم، تصمیم دارم مجدد ازدواج کنم.البته مدام با خودم کلنجار میرم؛ایا وقتش رسیده ایا میتونم از پس مسئولیت زندگی بر بیام ایا میتونم همسر خوبی باشم ایا اگه همسرم اخلاق های خاصی داشت (که خط قرمز من باشه) یا شرایط زندگی سخت شد میتونم بمونم و.... از موقعی که یکی از پیشنهادات را قبول کردم(هنوز جواب معرف نیامده)خیلی نگرانم،دلشوره دارم بابت همه چی و مدام نگران اینده هستم نگران اختلافات فرهنگی، اختلافات خانوادگی، مسائلی که ممکنه بین خودمون پیش بیاد،بابت خودم بابت دنیام بابت اخرتم. با این دلشوره و نگرانی چه کنم؟ دیگه تاب و توان بحث دعوا دادگاه و ... ندارم . واقعا ندارم هزینه سنگینی برای ازدواج قبل متحمل شدم و میشم و میترسم این اتفاق دوباره بیافته یا از سر اجبار بخوام توی یک زندگی بمونم. (ازدواج قبل کاملا سنتی بود)مسائل خیلی پیچیده هست و اگه بخوام همش را بازگو کنم از حوصله خارج هست. اگه مشاوره ای که میرم و شما نبودید دوباره به این مسیر برنمیگشتم، الان هم خانواده موافق نیستند و باز هم حمایت چندانی ندارم. اول از خدا خیر میخوام بعد هم خوشحالم شما هستید و در طی مراحل میتونم راهنمایی بگیرم.♡
1401/03/05

سوال 16997

سلاممن ۴۰ سالمه و دو تا دختر ۴ ساله و یک ساله دارم ، دور از خونوادم توی یه شهر دیگه ای هستم بخاطر کار همسرم، همسرم صبح میره شب میاد ، یه شامی میخوره دیگه برای ساعت ده رسما میشه گفت خواب ... بعضی وقتها تا دیروقت بیدارم ، دیگه از تنهایی و بی حوصلگی و خستگی طول روز خوابم نمیبره ، نه حرفی نه حدیثی نه همدمی .... این روزها احساس می کنم مامانم هم نه حوصله ی سر زدن به ما رو داره و نه حوصله ی اینو داره که ما بریم شهر خودمون بهشون سر بزنیم ، هیچکس نمیتونه تصور کنه چه شرایط سختی دارم ... نمیدونم این چه مدل زندگی بود که روزی ما شد ... واقعا به احساس پوچی رسیدم از شدت تنهایی و دلتنگی .... نه میتونم برم آرایشگاه ، نه میتونم برم بیرون .... زندگی من واقعا چه لذتی داره ، با یه شوهر همیشه خسته و کم طاقت و کم حوصله... <br>

صفحه 272 از 423