سلام من دختری ۱۷ ساله هستم ک تو سن ۱۶ سالگی با اجبار خانواده ازدواج کردم چون پدرم فوت کرده ناپدری دارم همش ازیتم میکنه الان طلاق گرفتم با کلی زجز شوهرم معتاد بود عصبی بود همش منو میزد اعصبی شدم و با چند نفرم اشنا شدم وابستم کردن رفتن واسه هوس میخاستن روح و روانم ب هم ریخته
سلام خسته نباشید من دختر ۳۲ ساله هستم پدرم از نظر شغلی در فامیل کمترین سطح داشت و از طرفی چندبار به مادرم خیانت کرده و چندبار چند ماه ما را ترک کرده بود من تقریبا شخصیتم شکاک شده از بچگی و تا عاشق یه پسر میشم حساس میشم بهش یا گیر میدم میره یامتاسفانه بعضی وقتها حدسم درست بوده خیانت کرده متنفر میشم ازش دیگه نمیتونم ببخشمش چون پدرم اینجوری بوده وبرادرم ندارم کلا زیاد به مردها اعتماد ندارم
سلام من چندساله جدا شدم. بعدازون از سر تنهایی با یه پسر دوس شدم که خانواده حساس داشت و خودشم ۷ سال از من کوچکتر . ۴ سال باهم بودیم کاملا زندگی کردیم منو وابسته و امیدوار کرد بعد رفت جایی داماد شد. من بشدت خودمو باختم. من یه دختر دارم . کسی هم جلو نمیا برا ازدواج با من. تا میفهمن بچه دارم یا شغل و درامدی ندارم میکشن کنار. حالا بنظر شما من تا اخر عمرم محکومم؟باید تنها و بی همدم بمونم و همش حسرت بخورم؟
سلام بنده۳۷سالمه تا حالا ازدواج نکردم. یعنی شرایط خوبی بهم نخورده خودم خیلی دختر سرب زیر و مومن و متدین هسم خانه دلری و اشپزیم عالی هست حتی از نطر اخلاقی مهربونم و دلسوزم بخدا همه همسایه ها یه دوست اشناها تعریف خانواده مارو میکنند ولی متاسفانه الان برای اقا پسرها قیافه مهم هس اینکه ب سمت اینجور دخترای ک از نظر اداب ومعاشرت خوب هستند نمیروند.خاستم بگم تو این جوامع بخصوص این جامعه ای ک الان داریم دخترای ک مثل بنده از هرنظر اخلاقی رفتاری عالی هستن باید بمونن؟اما کسانی ک قیافه و وضع مالی خوب دارن ازدواج کنن که اونم اکثرا عاقبت خوبی ندارن.
سلام وقت بخیر ۲۵ سالم هست و دختر.چندسال پیش یک عقد ناموفق به مدت خیلی کم و ۲ ماه داشتم ،الان همین تبدیل به معضلی شده و تمام روح و روانم رو بهم ریخته خواستگارهایی با موقعیت خوب و فقط به دلیل جدایی و خیلی راحت منتفی میشه حال روحیم به شدت بد شده و ترس از این دارم که شخصی بیاد تو زندگیم که به دلم نباشه