پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1401/06/12

سوال 19169

درجواب اقای ذکریایی من همون کسی هم که گفتم میخوام فرمم حذف شه من اصلا نمیخوام ازدواج کنم و برای من در همدم مادرم فرم پر کرده و اتفاقا موارد برای من تا به الان خیلی زیاد بوده در هفته حداقل سه نفر درخواست میدن و دلیلشم نمیدونم ولی چیزی که میدونم اینه که من حق دارم بتونم فرم رو حذف کنم و وقت سایر کاربرا حق الناسه اونا نمیدونن که من شرایطم چیه درخواست میدن و باید بی دلیل انتظار بکشن که بعدش جایگزین کنن و حق الناسش بر دوش عوامل همدمه چون من دو هفته است دارم التماس میکنم فرم منو حذف کنید
1401/06/12

سوال 19165

سلام وقت بخیر اشنا شدیم شاید یک ماه دیگه عقدکنیم. مامان آبجیم میگن نامزدت خیلی به ما نگاه میکن. میترسم نامزدم هوس بازی باشه چکار کنم اما بهم خیلی احترام میذاره
1401/06/12

سوال 19160

سلام وقت بخیرمن والا خییلی احساسی هستم هم احساسی هم حساس و حسود اینکه میگم حسود منظورم اینه که دوس ندارم کسی به غیر خودم با خانومم حرف بزنه برخورد کنه بگه بخنده میگم فقط من همش من خانومم فقط با من باشه به کس دیگ ای توجه نکنه حالا من نمیدونم این بده یا خووب اینکه من خانومم رو محدود کنم نذارم با آدمای اطرافش حرف بزنه حساسم روی حجاب خییلی اصن ملاک اول من حجاب هسش لطفا راهنمایی کنید
1401/06/11

سوال 19153

سلام خیلی از نظر روحی و روانی داغونم، بخاطر تاخیر در ازدواج متولد 69 هستم، و هر دختری که معرفی میشه از نظر زیبایی به دلم نمیشینه، در کنار بقیه معیار های اصلی ازدواج، زیبایی هم خیلی برام مهم هست، خسته شدم از این تاخیر بیش از حد و بد پسندی، هر کسی که میاد میگه زیبایی مهم نیست و بعد از چند وقت از چشم ت میوفته و دلتو میزنه ، چون دیر شده حالا ازدواج کن با یکی، بعد توی زندگی درست میشه علاقمند میشی
1401/06/11

سوال 19151

سلام.وقتی با کیسی اشنا میشم زود وابسته میشم.میدونم یه مشکلی هست که اینطور زود وابسته میشم ،هر چند نمیدونم علتش چیه.ولی واقعا قلبم تو فشاره و زجر میکشم. چیکار کنم؟ 😞
1401/06/10

سوال 19128

سلام علیکم وقت بخیر در جواب این برادری که فرمودند تصادف کردند نزدیک عروسیشون بوده وخانومشون تنهاشون گذاشته رفته .برادر این دیدگاه تون رو عوض کنید گاهی پیش میاد که چنین اتفاقاتی بیافته تو زندگی آدما شاید رفتن اون خانوم ی امتحان باشه یا این که شاید شما در آینده که باهم زندگی مشترک رو شروع می‌کردید با مشکلاتی که پیش می اومد ایشون میرفتن خب به واسطه این اتفاقی که برای شما افتاد ایشون رفتن خب تحملش به مراتب راحت تر وبهتر هستش دیدگاه تون رو عوض کنید مثل این هستش که منم بگم چون یک مرد بی مسئولیت مشناسم همه مردها اینطوری هستن خب نه اصلا هیچ کس شبیه دیگری نیست البته که خیلی از آدما درگیر این دنیا شدن و وابسته ولی خب آدمای خوبی هم پیدا میشه توکل تون به خداوند باشه ان شاءالله خداوند بهترین همسر رو براتون انتخاب میکنه
1401/06/10

سوال 19126

سلام‌ من چند سال پیش دم عروسیم تصادف کردم و ضربه مغزی و به کما رفتم نامزدم ول کرد رفت منم‌ بعد کما دیدگاهم کلا نسبت به جامعه بانوان منفی شده که تو این دور و زمونه خانمی پیدا نمیشه پای مشکلات مرد ها وایسهخیلی ها بهم میگن نه اینطور نیست ولی موردی پیش نیومده معرفی کننیعنی یه خانم هم تو این چند سال پیدا نشده که تعهد به وفا بدهمن با این‌مشکل دیدگاهم به جماعت بانوان چیکار کنم
1401/06/09

سوال 19117

سلام ۲۹ سالمه و تجربه زندگی مشترک ۶ ساله داشتم الان ۱ ساله جدا شدیم در طول زندگی دس به هر واری زدم برای زندگیم حتی دس فروشی ولی خب تو این موقعیت بد جامعه فقط میگذشت زنم شروع کرد بهانه گرفتن و تحقیر کردن من این رول چند سال طول کشید و این باعث شد اعتماد به نفسمو کاملا از دست بدم همه میگن خیلی خوبی هم قیافه هم هیکل و هم اخلاق ولی حس خیلی بدی به خودم دارم و نمیتونم هیچ کاری بکنم دچار رزو مرگی شدم و از خودم بدم میاد به خاطر انتخوابی که کردم و به خاطرش جلو خانوادم وایسادم میدونید وظع مالی خانوادم خیلی خوبه ولی من به خاطر اون خانم جلوشون وایسادم و باهاش ازدواج کردم هر کاریم کردم در آخر سر معلوم شد که اون به خاطر پول خانوادم با من ازدواج کرده بود و این خیلی ناراحتم میکنه چون من باعشق و یه تفکر دیگه برای ساختن زندگیم ازدواج کردم الان سمت هیچ خانومی نمیتونم برم ته دلم خالیه و حتی خیلی به خود کشی فکر میکنم الانم تنها زندگی میکنم و واقا حالم خوب نیست به نظر صما مشاور محترم چ باید بکنم؟
1401/06/09

سوال 19116

با سلام چندباری واسه ازدواج اقدام کردم و اولش میپسندم ولی بعد از چند روز ارتباط احساس میکنم که کیس مورد نظر من نیستن و نمیتونم باهاشون خوشبخت بشم یجورایی خیلی سخت پسند شدم و کسی بدلم نمیشینه براحتی
1401/06/09

سوال 19103

سلام وقت بخیرنمیدونم مشکل چیه که من سعی میکنم با شرایط طرف مقابل تا حد امکان کنار بیام و سخت نگیرم اما خودشون رها میکنن و میگن که نمیخوان ادامه بدن درصورتیکه قبلش از همه جهات تایید میکنند و من رو نسبت به ادامه ارتباط امیدوار می‌کنند اما نمیدونم چه اتفاقی میفته که یهو پشیمون میشن؟لطفا راهنمایی بفرمایید ممنونم
1401/06/09

سوال 19102

لطفا فقط دکتر صفری پاسخ سوالم را ارسال بفرمایند...خانمی 35 ساله هستم که 5 سال پیش از همسرم جدا شدم و بچه هم ندارم و خیلی مایلم که هر چه سریعتر ازدواج کنم ولی متاسفانه هر موردی که برای آشنایی معرفی میشه طی دوران آشنایی از من زده میشه و قضیه ازدواج کنسل میشه. من به رابطه خیلی اهمیت میدم و برای طرفم خیلی وقت میزارم و سعی می کنم همه چیز در حد کمال باشه ولی متاسفانه آقایون از میزان اهمیتی که بهشون میدم و محبتی که دارم سواستفاده می کنند و فکر می کنند من چیزی کم دارم که اینطوری رفتار می کنم. واقعا دیگه خسته شدم و نیاز به کمک و راهنمایی دارم

صفحه 238 از 423