پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/05/19

سوال 994911

ما سه سال هست دوستیم پسرخوبیه میخوادبیادخواستگاری خیلی همدقولدایناداده فک مکنم قولاش الکیه چکارکنم
1403/05/19

سوال 994910

خیلی ممنون بابت پاسخگوییتون در رابطه با سوالم که پرسیده بودم(بعد از یه نامزدی ناموفق خیلی مادی گرا و ظاهربین شدم و حس خوبی به این موضوع ندارم) در جواب سوالتون که فرمودید چطور وقتی بخاطر مشکلات اخلاقی از نامزدم جدا شدم مسائل مالی و ظاهر برام مهم شده؟ میتونه دلیلش این باشه که از نظر ظاهری خیلی بهم میومدیم و از نظر مالی هم این آقا وضع مالی خیلی خوبی داشتن و من تا زمانی که متوجه مشکل اخلاقیشون نشده بودم شیرین تر دوران زندگیمو با ایشون داشتم چون طی روابط متعددشون و تجربیاتشون کاملا میدونستن تو چه موقعیتی چه حرفی بزنن و چه رفتاری نشون بدن. منتها کم کم مقایسه هاشون شروع شد که اصلا قابل تحمل نبود و حتی خودشون بعد یمدت اعتراف کردن که من نمیتونم با ینفر بمونم،برای خودمم راحت نیست ولی نمیتونم
1403/05/19

سوال 994906

سلام وقتتون بخیرمن یه نامزدی ناموفق داشتم، اون شخص بدلیل روابط متعدد دوستی دیگه نمیتونستن با یه نفر بمونن و بخاطر همین جدا شدیم. من اولش خیلی اسیب روحی و احساسی دیدم چون اولین رابطه احساسی زندگیم بود برخلاف ایشون ولی الان بعد از چندماه حالم خوبه و خداروشکر میکنم قبل از عقد فهمیدم و جدا شدم. منتها رفتار و اخلاق این آقا بشدت تو وجود من نهادینه شده و عوض شدم. من اصلا آدم ظاهربین و مادی گرایی نبودم ولی الان ظاهر فرد مقابلم و وضع مالیش بشدت برام مهمه و جز ملاک های مهمم شده هرچقد تلاش میکنم کتاب میخونم، قرآن میخونم و حتی می نویسم بازم ته دلم اصلا راضی نیست شخصی که از نظر ظاهری به دلم نمیشینه و وضع مالی خوبی(نه متوسط) نداره بپذیرم این اشتباهه؟ و هی عقلم میگه خب هرکسی ملاک هایی داره تو هم انقد خودتو بابت معیارهات سرزنش نکن البته معیارهام فقط اینا نیست. اعتقادات، اخلاق خانواده هم برام خیلی مهمه ولی قبل از این آقا انقد روی ظاهر و مادیات حساس نبودم و جز معیارهام نبود الان برام واقعا اهمیت داره لطفا بهم کمک کنید که از این عذاب وجدان خلاص شم
1403/05/18

سوال 994904

سلام و وقت بخیردختری هستم ۳۱ ساله که دو تا خواهر بزرگتر از خودم دارم که ازدواج نکردن چون هم سخت گیر و هم سخت پسند بودند ، خانواده هم منتظر بودن تا ازدواج به ترتیب انجام بگیره ولی بخاطر سخت گیری این اتفاق نیفتاد و باعث شد که خواستگاران کمی داشته باشم و چون جثه ظریف و لاغری دارم اونهایی هم اومدن با دیدن ظاهر کوچیکم دیگه ادامه نمیدادن با اینکه به لحاظ زیبایی بد نیستم دوست داشتم خیلی زود زندگی مشترک رو شروع کنم اما چون شرایط پیش نیومده احساس سرخوردگی میکنم و امیدم رو با هر روزی که میگذره بیشتر از دست میدملطفا کمکم کنید.
1403/05/18

سوال 994901

سلام وقت بخیر، همش مدام حالم بده به خاطر اشتباهام درگیری روحی و ذهنی دارم ، بدبین شدم ، حوصله هیچی رو ندارم ، مثلا یه کاری رو به دلیلی انجام میدم و بعدا پشیمون میشم ، خشم درون دارم ، هرکاری ام میکنم درست نمیشه ، ممنون میشم راهنمایی کنید
1403/05/18

سوال 994894

سلام من تو 35 سالگی و ترس از اینکه ازدواجم دیر شده یه بار در مرحله نامزدی بودم که بهم خورد و سه ماه بعدش با یه نفر دیگه عقد کردم که اون هم نه ماه طول کشید و جدا شدم، الان تو مرز 39 سالگی هستم، خیلی ناامید هستم، افرادی که بهم معرفی میشه رو نمیتونم تصمیم درستی بگیرم. یکی از این آقایون انتظار دارند دو سه ماه رابطه تلفنی داشته باشند بعد جدی بشه درحالیکه من شیوه سنتی رو قبول دارم.
1403/05/16

سوال 994879

سلام دوست عزیز.به جملات خودتون دقت کنید من عاشق بچه ها هستم اما دوست ندارم بچه ای به این دنیا بیارم این یک تناقض رفتاری هست.برای حل مسئله خودتون به‌نظرم باید با یک روانشناس صحبت کنید ببینید چطور میشه یک زن عاشق بچه باشه اما فرزند آوری رو دوست نداشته باشه . اگر عاشق بچه هستین طبیعی اینه که سختی تولد رو هم تحمل کنید اگر نمی خواهید این سختی که مال فرزندی هستش که از گوشت و پوست خودتون هست تحمل کنید بدون داشتن مشکل ناباروری چطور می خواهید با فرزند دیگری ارتباط خوبی داشته باشید چرا فکر می‌کنید بزرگ کردن فرزند دیگری راحت تر از زایمان هست؟یک مادر برای بزرگ کردن بچه ای که خودش به دنیا آورده کلی دچار چالش و درگیری هست اما خب نهایتش اینه که فرزند خودشه آیا شما بعد از اینهمه وقتی که برای فرزند دیگری گذاشتین در نهایت احساس رضایتمندی خواهید کرد ؟مطمئن هستین فرزند دیگران در نهایت مثل مادر خودش با شما رفتار میکنه و شما افسوس نمی خورید که‌چرا این فرصت رو از خودتون گرفتین؟
1403/05/16

سوال 994875

با سلامدختر م سه سال و سه ماه داره ، میره دستاش رو میذاره روی دسته مبل و سعی میکنه مثل ژیمناستها بدنش رو بالا بکشه ، در حین این کار قسمت آلت تناسلی رو می‌ماله به دسته مبل ، و حسابی عرق میکنه و دمر میخوابه رو مبل و پاهاش رو حسابی بهم فشار میده و استراحت میکنه و دوباره میره، روزی حدودا دو ساعت این کار رو میکنه ،از دو سالگی این کار رو می کرد ، مبلها رو عوض کردم یه مدت از سرش افتاد دوباره شروع کرده ، حالا سوالم اینجاست این مساله مصداق خودارضایی ؟اگه هست چیکار باید بکنم ؟ <br>
1403/05/16

سوال 994873

سلام. در مورد ازدواج با آقایی که فرزند خردسال دارن سوال دارم. من مجرد هستم و عاشق بچه ها ولی تمایلی ندارم بچه ای به این دنیا بیارم و قصد دارم با چنین فردی آشنا بشم. میخوام از سختی ها و مشکلات احتمالی این نوع ازدواج برام بگید و اینکه برای ورود به این نوع زندگی، چه مهارتهایی رو باید در خودم ایجاد یا تقویت کنم؟ لطفا اگه منابع مطالعاتی یا دوره های آموزشی هم وجود داره در این رابطه، معرفی بفرمایید. به روانشناسی و مشاوره در تمام طول زندگی باور دارم و یکی از شروطم برای ازدواج همینه که بطور مداوم با مشاور در ارتباط باشیم و خودم هم در این زمینه سعی میکنم اطلاعاتم رو افزایش بدم. ممنون از راهنمایی شما.
1403/05/15

سوال 994870

سلام.من میخوام با آقایی که نمیتونه بچه دار بشه ازدواج کنم. چطوری این فرد رو پیدا کنم؟ آیا اینجا امکانش هست؟ یا اینکه با فردی که بیشتر، تمایل به فرزندخواندگی یا به سرپرستی گرفتن بچه ها داشته باشه تا بچه بدنیا آوردن.
1403/05/14

سوال 994853

سلام پسری هستم. که مدت. 7 ساله بعد از یک رابطه. نادرست با زنی که دعا نویس بود دیگه نتونستم با. هیچ زنی ارتباط بگیرم با وجود اینکه هنوز جوونم ظاهرم واقعا خوبه ماشین دارم و شغل. اما طلسم من کاری باهام کرد که به هم جنسای خودم از سر نیاز و اجبار اکی دادم. اما ازین کار همیشه ناراضی هستم. اینجا فقط یه رابطه موقت میخوام امتحان کنم. گویا مهر من دل هیچ زنی نیوفته میتونید. راجب مشکل من نظر بدید
1403/05/14

سوال 994852

سلام من افسردگی شدید دارم بخاطر تجاوز بارداری و سقط.خودکشی ناموفق داشتم ( ۸۰ تا قرص خوردم : پنجاه تا آلپرازولام ۰/۵ + سی تا فلوکستین ۱۰ )از نظر امید به زندگی خیلی ناامیدم.نمیدونم چجوری باید خوشحالی خودم رو پیدا کنم.خیلی احساس تنهایی میکنم و از شدت تنهایی میل به مردن دارم.چجوری امید به زندگی پیدا کنم؟قابل ذکر است هیچ دوستی هم ندارم.

صفحه 79 از 423