پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/03/17

سوال 994099

سلام من یه مدت کوتاهی در اینستا فعالیت میکردم و لب خوانی ها و چالش های خود را به اشتراک میگذاشتم چند وقت گذشت که مردم پشت سر من به پدر و مادر و برادرم بد من میگفتند به مادرم گفتن بچت مشکل روانی داره تو اینستا حرکات ناموزون میره در حالی که در لب خونی ها و چالش هام هیچ فحش یا توهینی نبود و ظاهرم هم زشت و تحریک پذیر نبود دیگه اینستا گرام را پاک کردم آیا مشکل از من بود یا مردم
1403/03/16

سوال 994094

سلام ایا میتوان به کار افرینی به همراه همسر به عنوان شغل نگاه کرد؟مثلا من یک ایده جالبی داشتم . کشور هایی که امار سرطان و بیماری ها در ان کم است روی غذاها و اشپزی انها تحقیق کنم و غذاهای سالم انها را در اینجا به همراه همسر م تولید کنم . و ایده های دیگر
1403/03/15

سوال 994091

خسته شدم از تنهایی و بی پولی یه راه حل میخوام
1403/03/15

سوال 994090

سلام، اوقات بخیر و نیکی.من استاد دانشگاه هستم بخشی از کار ما باید اجرایی باشه. در بخشی که پست اجرایی داشتم چندتا کارمند با من کار میکردند. و من یه رئیس مستقیم داشتم. من از کارمندا میخواستم کاری انجام بدن مثلا تلفن بزنن یا فرمی رو آماده کنند یا اطلاعیه ای در سایت بارگذاری کنند انجام نمیدادن. علت رو جویا میشدم، میگفتن فلانی گفته، رئس مستقیم من، که انجام ندیم.این اتفاق بارها و بارها تکرار میشد. یعنی حتی زمانی که روی یه کار ۳ ماه جلسات پی در پی داشتیم و به تصویب میرسوندم، یه کارمند میگفت اینکار نشدنیه زیاده چرا دوباره کاری و رئیس هم میگفت راست میگه تو اشتباه کردی در حالی که در جلسات هم خود رئیس بود هم کارمنده و هم اساتید دیگه دانشگاه و با نظر جمع کار تصویب شده بود. با این توضیحات میشه راهنمایی بفرمایید چه جوری باید از این اتفاقات جلوگیری میکردم. چه جور باید این اتفاقات رو مدیریت میکردم. در مدیریت چه قسمتی از شخصیت من ضعف داشت. من از این پست انصراف دادم و حالا حالا پست اجرایی این چنینی نمیگیرم. لطفا راهنمایی بفرمایید.
1403/03/15

سوال 994089

سلام، اوقات بخیر و نیکی، من یه دختر ۳۸ ساله مجردم. استاد دانشگاه هستم. تا ۹ ماه پیش خواستگار نداشتم و اصلا هم برام مهم نبود کار و حرفه خودم رو دنبال میکردم. یه روز یه واسط زنگ زد به پدرم گفت یه پسر خوب برای دخترت پیدا کردم. تلفن های مکرری زده شد اما د من فقط ۱۰ دقیقه با ایشون صحبت کردم طی صحبت تلفنی متوجه شدم اصلا شور و هیجانی نداره انگار به زور بوده.یه بار هم دو ساعت همدیگه رو توی پارک دیدیم. من از ظاهر ایشون خیلی خوشم اومد خیلی مردونه بود دلم میخواست ادامه بدیم حتی من پیام هم به ایشون دادم که نظرشون رو برای ادامه دادن پرسیدم. اما هیچی نگفتن بدون هیچ پیامی هیچی هیچی هیچ...رفتار ایشون خیلی اذیتم کرد...حس میکنم عصبی شدم. خودم رو اصلا دوست ندارم. دو نفر دیگه هم بعد ایشون فقط در حد تلفنی تا فهمیدن کوتاه قد هستم رفتن که رفتن.خب من الان دیگه واقعا نمیتونم کاری برای قدم کنم. الان مدام دارم روی خودم عیب میذارم، مدام از پوست صورتم و قدم و دندونام ایراد میگیرم.
1403/03/13

سوال 994073

سلام مردی هستم ۴۷ساله خانواده دوست ، مهربان ، متعهد و برنامه ریز ، طی ۱۸ سال زندگی با همسر صبور و مهربانم پله های ترقی رو آروم آروم طی کردیم به نحویکه کلیه الزامات اولیه از قبیل خونه ، ماشین ، باغ و مغازه خریدیم هچمین چند سال قبل من شدم رئیس اداره خودمون و همسرم استخدام رسمی شد حاصل شد یه دختر ۱۴ ساله اما تقدیر همسرم این بود که در سن ۳۹ سالگی درگیر سرطان بدخیم شود و علی رغم تمام تلاش ها ‌و به کار بردن آخرین تکنولوژی برای درمان نتیجه حاصل نشد و الان ۳ سال که فوت شده ، مادرش هم از غم تنها فرزندش حدود ۲ ساله فوت شده الان از اونجایی که دور از خانوادمون هستیم و خانواده همسرم تنها فرزندشون رو از دست دادن ، خیلی تنهام ، احساس میگنم به یه همدم نیاز دارم ولی از نامادری برای دخترم میترسم ، این امکان رو دارم که بعد از دیپلم یعنی ۳ سال آینده بفرستم خارج از کشور برا تحصیل یا اینکه الان بفرستمش پیش پدر بزرگش که اونم تنهاست و خونشون با ما یک کوچه فاصله داره و به لحاظ مالی عالی عالی و تمام داراییش رو زده به نام دخترم و به لحاظ اخلاقی بسیار بسیارمتدین و اصیل هستش اما وجدانم قبول نمیکنه و در برزخ بین تنهایی خودم و آینده فرزندم گیر کردم ، لطفا راهنمایی بفرمائید
1403/03/13

سوال 994072

سلام من همون دریافت کننده مشاوره قبل هستم از مشاوره های مشاورین عزیز ممنونم خیلی لطف کردین لطفا در مورد اینکه اون آقا رو فراموش کنم وبا خواستگارهای دیگه عاقلانه رفتار کنم وهمه رو با اون آقا مقایسه نکنم از نظر قد ظاهر اخلاق رفتارراهنمایی بفرمایید باید چیکار کنم ممنونم
1403/03/13

سوال 994069

با سلام و ادببه نظر می رسد همدم جذب سرمایه داشته باشد تا کارشناسی متخصص بتوانند برای دو طرف وقت بگذارند و حتی خانواده و سطح اعضا را بررسی نمایند تا هم کفو‌ باشند، همدم تا الان با این شرایط موفق نبوده واقعاً افرادی که که مشغله کاری و درسی ... دارند واقعاً نیاز است این حمایت را همدم انجام دهد.
1403/03/13

سوال 994068

سلام برای خود شناسی تست میگیرید یا جلسه مشاوره میزارید؟ ممنون میشم راهنمایی فرمایید
1403/03/12

سوال 994067

سلام وقت بخیر باشه ،من حدود یکساله اینجا ثبت نام کردم ،و خواستگارهای زیادی داشتم ،و اما یک چیز بسیار ازاردهنده است ،نود درصدشون ،حرف هایی میزنند که براساس صداقت نیست ،فرد در فرمش میزنه انجام واجبات مقید هست ،تلفنی ازشون میپرسم ،میگن مقید هستند ،یکی دوجلسه که ادم میره و میاد ،و بعد از طریق تحقیق و یا حرف هاشون متوجه میشم که دروغ گفته اند ،اخه چرا وقت را الکی تلف میکنید ،ادم واقعا ازرده خاطر میشه ،چرا بحث صداقت اینقدر کمرنگه ،خیلی خسته شده ام
1403/03/12

سوال 994065

سلام خدمت مشاورین محترم لطفا مرا راهنمایی بفرمایید حدود هشت ماه هست پیش چند تا مشاور وروانپزشک رفتم ولی فرقی در حالم نکرده بعضی وقتا حالم خیلی بد تر میشه خودمو خیلی گناهکار میدونم من حدود یکسال پیش تو همدم با آقایی آشنا شدم ۴۲ساله من خودم ۳۸سالم بود اومد دیدار حضوری همدیگرو پسندیدیم فقط گفتن یه ایراد داری اونم لهجته میزارم بری کلاس برای تغییر لهجه شش ماه هم زمان نیاز داره من رفتم کلاس خواهش کرد که به خاطر من برو بعد سه ماه یه خواستگار پیدا شد شرایطش خیلی بهتر بود ولی من به خاطر این آقا به اون جواب رد دادم البته سر دیدار با اون رفتم وجواب رد دادم بعد چند روز به این آقا گفتم چی شده رابطه رو تموم کرد گفت من نمی تونم قبول کنم رفتی با یکی دیگه حرف زدی منم گفتم اگه لهجه رو بهونه میکردی برای من راحت تر بود قبول کردنش بعدش گفت لهجتم عوض نشده رفت خیلی راحت رفت پشت سرشم نگاه نکرد با اینکه با من از آینده خونمون بچه هامون تصویر سازی کرده بود گفت من دیگه اصلا ازدوا ج نمیکنم بعد چهار ماه ازدواج کرد با دختری که اصلا شبیه من نبود نه تیپش نه لباس پوشیدنش منم بعد اون به چند تا خواستگار جواب رد دادم ولی حالا که دیدم اون ازدواج کرده ومن همین جوری موندم افسردگیم خیلی بدتر شده لطفا کمکم کنید خاطراتم با اون آقا به یادم میاد کارهایی که گفته بود با هم انجام میدیم ولی الان با نامزدش میکنه خودمو گناهکار میدونم که چرا با یکی دیگه حرف زدم که اینم ولم کنه بره هر وقت میگفتم تکلیف رابطه ر و روشن کنیم میگفت لهجه داری اول باید اونو اصلاح کنی پیش مشاور نرفت گفت بیا صیغه محرمیت بخونیم بدنتو ببینم تا بفهمم به خاطر خودت میخوامت یا به خاطر نیاز جنسیم ولی من قبول نکردم لطفا مرا را هنمایی کنید حالم بهتر بشه ممنونم
1403/03/11

سوال 994061

سلامپسرم 25 ساله و البته مجردشخصیت تقریبا درونگرایی دارمبشدت کم صبر و بی حوصله ام،تو کار های روز مره و محل کارم زیاد عجله دارم.خواهشا راهکاری برای صبور شدن هست بفرمایید.

صفحه 91 از 423