پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/01/13

سوال 993466

سلام .من خیلی ساله که جدا شدم و بعدش هیچ وقت نتونستم ازدواج کنم..اینقدر که تو زندگی مشترک بلا سرم اورد همسر سابقم دیگه نمیتونم به کسی اعتماد کنم ۴۱ سالمه و یه پسر دارم که باهم زندگی میکنم شاغلم و واقعا دوست دارم یه همراه و همسفر خوبی دلشته باشم
1403/01/12

سوال 993460

دختر 38 ساله هستم تابحال خواستگار خوبی نداشتم ، محجبه متدین و خداروشکر معتقد هستم ، ولی ازینکه توی اینهمه سال خواستگار خوبی نداشتم برای آینده ترس دارم ، به همدم اومدم که شاید با فرد مناسبی آشنا بشم . اما میترسم .. با این ترس برای آشنا شدن با شخصی که نمیشناسم و.. چکار کنم ؟
1403/01/12

سوال 993457

سلام من۳۳سالمه ویه ساله بخاطردروغاوخیانتهای همسرسابقم جداشدم تواین یه سال چندتا خواستگارداشتم ولی اونام جداشده بودن وبچه داشتن ولی ازترس اینکه بازم خیانت ببینم بشم بازیچه میترسم ازدواج کنم ازطرفی هم ازمسولیت بچه یکی دیگه میترسم به نظرشماچکارکنم
1403/01/11

سوال 993452

با سلام چگونه یک ازدواج موفق داشته باشم ؟ بنده کارمند هستم و مستقلم دوست دارم همسرم از خودم بالاتر باشه اما سامانه متاسفانه مورد های خوب به من معرفی نمیکنه
1403/01/11

سوال 993445

سلام خسته نباشید من خانمی هستم یک ساله ک جدا شدم و یک دختر ۶ ساله هم دارمدوران سوگ بعد از طلاقم طی شده یعنی اون حاال بد و حالات غم و اندوه فراوان رو ندارم دیگه خدارو شکر و فقط برای حدود ۳ تا ۶ ماه اول بود اما باز وقتی یادم میفته اتفاقاتی ک بر من گذشت و ظلم هایی ک دیدم، حالم بد میشه و گریه میکنم و این درصورتیه ک عمق فجایع زندگیه قبلیم یادم میاد و هییچ ارتباطی حتی پیامکی هم با همسر سابقم ندارم نه ایشون رو میبینم و ن میذارم ایشون ملاقات داشته باشه حتی یک پیامک، برای هماهنگیه امور مربوط ب بچه هم پدربزرگ دخترم واسطه ی ماست اما درمورد گذر کامل سوگ طلاقم شک دارم و در این مورد میخوام بیشتر برام توضیح بدین. در حال حاضر هم خاستگاران زیادی داشتم ولی خب رد کردم بنا ب دلایلی ک در معیارهام نبودن. و خیلی سخت گیر تر شدم و نگرانم بابت اینده. فکرم خیلی مشغوله ازدواج مجدده و آیندست طوری ک کارم و کسب درآمدم هم تحت تاثیر قرار گرفته و و نمیتونم متمرکز روی کارم باشم، البته ک چشم انتظاری در برنامه ی همدم و سایر هم در این آشفتگیه ذهنیم بی تاثیر نیست... این ک تنهام و رفیقو مونسی ندارم و زندگیه گذشتم هم علارغم عشق و محبت و پاکی ای ک نثار همسر سابقم کردم شکست خورده خیلی آزار دهندست برام... و ذهنم رو مشغول کرده. واز طرفی نمیخوام خودم درخواست وساطت بدم ب اقایی چون جواب رد گرفتن ب عنوان یک خانوم حالمو خییلی بد میکنهممنون میشم با نکات گوهر بارتون کمکی ب بنده بفرمایید
1403/01/11

سوال 993442

سلام بنده میخوام با خانمی که طلاق گرفته و سن خانم بالای ۳۰ و فرزند دختر داشته باشه ازدواج کنم و خانم زندگی معمولی داشته باشند بقیه رو خودم تهیه میکنم اگه صلاح باشه میتونید معرفی کنید
1403/01/10

سوال 993438

سلام و عرص ادب بنده مدتی با یک خانومی در ارتباط بودم و محرمیت هم خونده بودیم . ایشون بسیار شکاک بودن ، بسیار به حرف دیگران در رابطه اهمیت میدادن ، بسیار به خواب هایی که میدیدن اهمیت میدادن ، بسیار به دعا نوشتن ها اهمیت میدادن . متأسفانه در ۷۰ درصد این رابطه مشکل وجود داشت و دائما دعوا و جر‌‌وبحث داشتیم . بنظرتون میشه دوباره به این رابطه برگشت و ایشون رو درمان کرد ؟ در ضمن این رابطه بصورت مجازی جریان داشت
1403/01/09

سوال 993420

پیرو سوال قبلی ک پرسیدم ادم درونگرایی ام...صحبت هایی که اهمیت نداره برام، مثلا طرف میاد از تموم اتفاقات با جزئیات تمام حرف میزنه تا برسه به یه نکته ای که از همون اولم میتونست بگه.در کل ادمی نیستم که در ارتباط با دیگران به مشکل خورده باشم اما خب از یسری چیزها خوشم نمیاد. معمولا جاهای خلوت رو ترجیح میدم به مکان‌ها شلوغ و البته جمع که منو نمیشناسن و شلوغه ترجیح میدم به جمع هایی که منو میشناسن.سوالم این بود با این تفاسیر ( اینم بگم ک با درون گرایی خودم مشکلی ندارم) با ادم برونگرا وارد رابطه بشم به مشکل بر میخوریم؟
1403/01/09

سوال 993418

سلام پپسرم25. شخصی درون گرا هستم، زیاد اهل حرف زدن و تعریف کزدن نیستم، یسری حرف های دیگران واقعا برام مسخره و بدون اهمیت میاد..ادم عجولی هم هستم.سوالم اینجاس با چ ادمی باید وازد رابطه بشم، درونذگرا یا برونگرا؟
1403/01/09

سوال 993416

سلام به نظرتان ازدواج دونفر که هردو تحت درمان بیماری اعصاب و روان هستند و بیماری شان کاملاً کنترل شده است، ایده درستی است یا غلط؟ با تشکر از بذل توجه و پاسخگویی تان🙏
1403/01/08

سوال 993409

سلام خسته نباشید. من خانم هستم و حدود یک سال هست ک جدا شدم. زندگیه قبلیم پر از مشکلات عجیب و غریب و نادر بود ک ناشی از توهمات و ارتباطات خاص همسرم با علوم غریبه بود. ایشون روحانی بودن و شغلشون شده بود ارتباط با موجودات ماورایی در غالب طب اسلامی! و همین باعث ضربه ی شدید ب زندگی روان من و مهمتر از اون روان و روحیه ی همسر سابقم شد... از حرکات و اعمال و مراسمات مسخره ای ک هرروز و شب با دود و دم بسیار برای ارتباط بیشتر و کمک از اجنه برقرارمیکرد تا کارهای مسخره ی دیگه... خیانت های چندین و چندباره و ارتباطاتی ک منجر ب محکومیت ایشان در دادگاه ویژه روحانیت شد و معتقد بود ک باید چند همسر اختیار کنه تا فرزندان زیادی هم داشته باشه... توهمات عجیب و غیر عقلانی و رفتار های غیر اخلاقی ک در این مجال نمیگنجه بگم... من ۲۸ سالمه و دختر ۶ ساله ای هم دارم ک با تمام این تفاسیر تصمیم ب جدایی گرفتم تا دخترم هم کمتر اسیب ببینه و از ایشون تاثیر نگیره یا کمتر بشه... حالا با تمام این نکات و گدشته ای ک داشتم من تصمیم ب ازدواج مجدد گرفتم. با فرد سالم و واقعا مومنی ک متقی و با اخلاق باشه نه صرفا یک فرد ظاهر ساز و منافق. اما بدبینی و شکاکیتم نسبت ب آقایونی ک ازم خاستگاری میکنن بسیار زیاده و مدام این فکر ک نکنه اینها هم اهل ازدواج موقت بوده باشن منو آزار میده
1403/01/08

سوال 993407

سلام. به شدت اعتماد به نفسم پایین اومده .چی کنم؟

صفحه 99 از 423