سلامآقا هستم 30 ساله؛ نمیدونم من حالت نرمال ندارم یا همسن های من؛ من آدم ازدواجی ای هستم، خیلی دوست دارم تشکیل خانواده بدم؛ بالعکس اکثریت هم سنای من هیچ تمایلی به ازدواج ندارن و فراری هستن؛من نه آقا زاده هستم و نه شغل خیلی خاصی دارم و نه اونقدر اوضاع مالیم خوب هست؛ کلا همه چیز معمولی؛ ولی اصلا از ازدواج نمیترسم، معتقدم خدا روزی رسونه و من لنگ نمیمونم؛ ولی با این حال تا به این سن مورد مناسبی برام پیش نیومده؛گاهی اوقات احساس میکنم داره، اون سن طلایی حوصله و شوقم میگذره؛
سلام ۲۴ ساله هستم باهوش زیبا و مومن به شدت کمال گرا هستم و هدفی برای زندگی ندارم نمیدونم کی هستم چی میخوام چه مسیری رو برم بی هدفم و هرمسئولیتی بهم بدن رد میکنم چون فک میکنم کافی نیستم افسرده هستم و زود ناامید میشم
سلام دختر بزرگ خانواده هستم 39سالمه و دو خواهر کوچیکتر از من ازدواج کردن ،،میخوام با قضیه مجردی خودم کنار بیام و قبول کنم که دیگه باید مجرد بمونم ،و با مجردی خودم نجنگم چون واقعا خسته شدم ،،میشه یه زندگی شاد داشته باشم و ذهنم خالی بشه از قضیه ازدواج و به معنای واقعی زندگی کنم؟؟نمیخوام تسلیم حال بد و افکار منفی باشم میخوام شاد و پرانرژی ادامه بدم چکار کنم ؟؟راهی هست